یادداشت های تحلیلی پیرامون جامعه و سیاست در ایران @mehran_solati : ارتباط با نویسنده
🔹 آیا میتوانیم سیاست اخلاقی داشته باشیم؟.. ✍ مهران صولتی
🔹 آیا می توانیم سیاست اخلاقی داشته باشیم ؟
✍ مهران صولتی
🌱انتخابات امریکا به ایستگاه حساسی رسیده است . کارزار گران ترین انتخابات تاریخ امریکا اینک نه با اتکای بر برنامه های اقتصاد ملی یا سیاست خارجی ،بلکه بر اساس افشای رسوایی های اخلاقی دو رقیب یا منسوبان شان است که پیش می رود.تعرض جنسی ، تحقیر زنان ، خشونت کلامی و ... هم اکنون به کلیدواژه های آشنا و آشکار دو کمپین تبدیل شده است . و البته محور این دوجریان هم ترامپ و بیل (همسر هیلاری ) می باشد .
آیا امریکای هزاره سوم شاهد افول اخلاق در عرصه سیاست است ؟آیا می توان از سیاست اخلاقی سخن گفت ؟ و بالاخره اینکه پیوند اخلاق و سیاست چگونه امکان پذیر است ؟
اگر اخلاق را آن چنان که در ایران مرسوم است به معنای درونی و شخصی در نظر بگیریم هم اینک می توان صراحتا از انحطاط اخلاق در امریکا سخن گفت ( نشانه مهم آن هم جایگزینی سکس با سیاست و اقتصاد در گفتمان تبلیغات انتخاباتی است ) ،ولی اگر اخلاق را پایبندی به ارزش ها و هنجارها در مناسبات نهادین سیاست و اقتصاد بدانیم نمی توان همچون گذشته به آسانی از سقوط اخلاقی یک جامعه سخن گفت .در معنای دوم ما به جای تمرکز بر عدالت شخصی ، از یک سیستم عادلانه سخن می گوییم . اینکه یک نظام چگونه می تواند تامین کننده رفاه ، امنیت ، پیشرفت ، برابری و حقوق بشر باشد .سیاست حوزه منافع است و اخلاق ویژه خود را دارد. منافع را نمی توان با نصایح اخلاقی به سوی خیر و راستی هدایت کرد . منافع را باید در فضایی از توازن قدرت به سوی عدم تمرکز و توزیع عادلانه پیش برد چرا که؛ " قدرت فساد می آورد و قدرت مطلق ، فساد مطلق می آورد" (لرد آکتن ).در دنیای امروز به دلیل گسترش رسانه ها و رویت پذیر شدن ابعاد زندگی خصوصی، هر روز بیشتر از پیش شاهد افشای مسائل اخلاقی شهروندان و به ویژه قدرتمندان هستیم . امری که می تواند موجب آلوده تر شدن عرصه سیاست شود .بنابراین باید چشم ها را بشوییم و تا اطلاع ثانوی از پاکیزه شدن عرصه سیاست از حاکمیت اخلاقی فردی ، غیر ابزاری ، صداقت مدار و استعلایی ناامید شویم و گرنه دچار تناقضی فرساینده خواهیم شد .در عوض باید با جدیت به دنبال پیوند سیاست با" اخلاق اجتماعی" باشیم . سیاست در این معنا باید واجد مشارکت برابر شهروندان در عرصه تعیین سرنوشت باشد . چنین سیاستی نمی تواند به بهانه اجتناب ناپذیر بودن دموکراسی پارلمانی ، مشارکت سیاسی را به شرکت در انتخابات منحصر کرده و خواستار غیر سیاسی شدن مردم شود . همچنین نمی تواند با محدود کردن خود در حصار تخصص، مردم را از شرکت در فرآیندهای تصمیم گیری محروم سازد . " سیاست، اکسیژن زیست جمعی انسان هاست "، و نمی توان آن را به بهانه امنیت یا رفاه از جامعه زدود.
🔹تکمله : باور به حاکمیت اخلاق اجتماعی به جای اخلاق فردی می تواند نقطه عطفی برای امکان تاسیس" سیاست اخلاقی" و شکل گیری نگاه واقعی تر به عرصه سیاست تلقی شود. در چنین وضعیتی ، افشای مفاسد سیاستمداران نه تنها مجوزی برای قهر شهروندان با سیاست و خانه نشینی نیست بلکه می تواند انگیزه مضاعفی برای تغییر مناسبات ساختاری و فساد آفرین سیاسی قلمداد شود.
Telegram.me/solati_mehran