(قسمت دوم یادداشت- چند خاطره از مهندس معین فر - ادامه از بالا🔺)

(قسمت دوم یادداشت- چند خاطره از مهندس معین فر - ادامه از بالا🔺)

🔵 چهار- سمینار درباره روشهای ساخت:
✔️بالاخره بخش اول سازه فولادی راس برج در اسلامشهر ساخته و به پای برج حمل شد(Stage 1). قرار شده بود در قالب سمیناری در سالن بازدیدهای کارگاه، اطلاع رسانی برای مهندسین و جامعه فنی کشور درباره روشهای ساخت و بالابری این سازه 550 تُنی صورت پذیرد. جناب مهندس زرکوب از اعضای کمیته نظارت عالیه هم دعوت به عمل آورده بود. خاطرم نمی رود که سه تن از همکاران توضیحاتی راجع به مراحل کار دادند. بعد از نشست و هنگام ناهار مهندس معین فر خطاب به این دوستان گفت: «شما که حرف می زنید، من می آموزم».
آنها که برخوردهای متکبرانه ی بعضی از اهل علم را در محیطهای فنی دیده اند، می دانند اینگونه سخن گفتن چقدر متواضعانه و صمیمانه است و چه اثری بر نیروهای فنی جوان دارد.
✔️آقای احمدی نژاد شد شهردار تهران و این کمیته نظارت عالیه هم تعطیل شد و دست ما از این اساتید کوتاه شد. گفتند در شهرداری تهران باید "هزینه های اضافی"، صرفه جویی شود و از جمله هزینه های اضافه، ظاهرا یکی هم وجودِ این دست کمیته های فنی بود.
آقای معین فر دیگر منظم به پروژه نیامد، اما دوستی ها و مهر برقرار ماند.

🔷 پنج – همايش مقررات ملی ساختمان در شیراز:
✔️اولین همايش مقررات ملی ساختمان در سال 1386 در شیراز برگزار شد. پس از سخنرانی وزیر مسکن، قرار بود جناب معین فر صحبت کند. در خلال صحبتهای وزیر (آقای سعیدی کیا) جمله ای گفته شده بود که شاید این استنباط را ایجاد می کرد که آیین نامه زلزله 2800، اولین استاندارد ملی زلزله در ایران است. مهندس معین فر در صحبت ها، به مرور «تاریخچه ی استانداردهای زلزله در ایران» پرداخت و بسیار مودبانه و سنجیده و منطقی به نفی این گزاره پرداخت. نه به هیجان و نه به طلبکاری.
در خلال زمان تنفس سمینار، مهندس سعیدی کیا به نزد ایشان آمد و توضیح داد که او هم با نظر مهندس معین فر موافق است و هدفش ایجاد چنین استنباطی از گفتار نبوده. اینقدر بیان مهندس معین فر پخته و آرام بود که موضوعی که می توانست منجر به یک بگومگو یا مرافعه با وزیر بشود، به بهترین نحوه یِ گفتگو منجر شد.
خاطره ای که از آن روز مانده یک بیت شعر است که ایشان صحبت هایش را با آن شروع کرد:

▪️ما را به سخت جانیِ خود، این گمان نبود/
شبهای هجر را گذراندیم ، و زنده ایم

و گفت: «گمان نمی کردم که در دهه هشتم زندگانی هم به سخنرانی در جمع مهندسان دعوت شوم و در فضای گرمتان حضور یابم».

🔵 شش- بعد از کنفرانس:
✔️آن روز هنگام ناهار کنفرانس، در پارس هتل شیراز بر گرد میزی با هم بودیم. صحبت های دوستان درباره مباحث کنفرانس بود که یکباره مهندس معین فر پرسید: « من هنوز به موضوع تُرد نشدن فولاد در آن جوشکاری های اتصالات فکر می کنم. آیا در این زمینه یافته و تحقیق جدیدی هم انجام شده؟»
حدود هفت سال از آن بازدیدِ کارخانه سدید در اسلامشهر گذشته بود!

🔷 هفت – ریکامندیشن ژاپن:
✔️برای ادامه تحصیل در ژاپن و گرفتن پذیرش دانشگاه نیاز به توصیه نامه (ریکامندیشن) شده بود. خدمت آقای معین فر تماس گرفتم بلافاصله گفتند فردا شب به منزل بیایید تا امضا کنم.
فرصتِ نشستن و بررسی متن نامه، فرصتی بود برای گفتگو. اما خاطره ای که از آن شب ماندگار شد اینکه دیدم مجاورِ مبل محل نشستن شان، کتاب دینامیک سازه ، نوشته ی چوپرا ( Anil Chopra)، باز بود و فصل مرتبط با تحلیل لرزه ای سازه های چند درجه آزادی و توشیح ایشان در کنار مطالب کتاب.

انگار یک هشدار بود که «فارغ التحصیلی در کار نیست!». این راهی که تو در ابتدای آنی را، آن کسی که سالها قبل پیموده، هنوز کتابش را بر زمین ننهاده!
هنوز می خواند. به روز ترین بحث های دینامیک سازه را دنبال می کند.

آن شب (تابستان ١٣٨٧) در خلال گفتگوها مروری به احوال کشور داشتیم و بحث دولت احمدی نژاد شد. در نام بردن از دولت احمدی نژاد هم، به رغم صراحت لهجه و کلام، ولی ادب ایشان در کلام کاملا محسوس بود. نه لحنی از تمسخر و نه فشاری بر روی کلمات از سرعصبانیت یا کینه.

پس از رسیدن به ژاپن، یک نوبت، یادداشت وبلاگ (درباره ساخت برج مخابراتى جديد توكيو) را به حضورشان ایمیل کردم. بلافاصله ایمیل را پاسخ دادند. اما نه پاسخ كسى كه بگويد من ژاپن تحصيل كرده ام و به همه مسائلش اشراف دارم؛
متن ایمیلشان:
سلامی چو بوی خوش آشنائی
برادر و دوست عزیز
از دریافت ایمیل شما و مژده اینکه به سلامتی موفق شدید به مطالعات و پژوهشهای خودتان
در کشور ژاپن ادامه دهید خیلی خرسند شدم. توفیق هرچه بیشتر شما را از درگاه ایزد یکتا خواستارم
از اینکه گهگاه یادی از بنده بفرمائید و در جریان کارهایتان بگذاریید خیلی خوشوقت خواهم شد
سعادت و سلامت شما را مسالت دارم
ششم آذر 1387 علی اکبر معین فر
(قسمت سوم یادداشت 🔻🔻 )
@solseghalam