من کزین فاصله، غارت‌شده‌ی چشم تو ام. چون به دیدار تو افتد سر و کار چه کنم؟

من کزین فاصله، غارت‌شده‌ی چشم تو ام. چون به دیدار تو افتد سر و کار چه کنم؟

من کزین فاصله، غارت‌شده‌ی چشمِ تو اَم
چون به دیدارِ تو افتد سر و کار چه کنم؟
یک به یک با مژه هایت دلِ من مشغول است
میله هایِ قفسم را نشُمارم چه کنم؟