زیبا غزلی از مرحوم سیدحسن حسینی. - - - - -. نیست از هیچ طرف راه برون شد ز شبم

زیبا غزلی از مرحوم سیدحسن حسینی
- - - - -
نیست از هیچ طرف راهِ برون شُد زِ شبم
زلفِ افشانِ تو گردیده حصارم چه کنم؟
از ازل ایل و تبارم همه عاشق بودند
سخت دلبسته‌یِ این ایل و تبارم، چه کنم؟
من کزین فاصله، غارت‌شده‌یِ چشمِ تواَم
چون به دیدارِ تو افتد سر و کارم چه کنم؟
یک به یک با مژه‌هایت دلِ من مشغول است
میله‌هایِ قفسم را نشمارم چه کنم؟