یادی از ابراهیم شریف زاده.. گاه فکر می‌کنم در عمر کوتاه ما تنها چیزی که از گذر سالها می‌ماند صداست

یادی از ابراهیم شریف زاده

گاه فکر می کنم در عمر کوتاه ما تنها چیزی که از گذر سالها می ماند صداست. بهار 87 بود و اردیبهشت ماه و در حال رانندگی در بلوار چمران شیراز که وارد کوچه های قصرالدشت شدم در حیرت هزارباره ام بودم از بهار شیراز که رادیو پیام این قطعه را پخش کرد. انگار از میانه ی شیراز به کناره ی کویر می بردت. مجری ساعد باقری بود و گفت بگذارید توضیحاتی بدهم که چرا این کار اینقدر زیباست (آن روزها هنوز ساعد باقری و سهیل محمودی در رادیو صدایی داشتند ). توضیحاتش را داد و گفت حالا یکبار دیگه بشنویم اش! کاری که روال معمول نیست ،خصوصا در رادیو پیام. و یکبار دیگر پخش شد. این بار زیباتر هم شنیده می شد!
امروز یکشنبه ی تعطیل و ابری/بارانی کارولینای جنوبی ، بیشترش با صدای دوتار و نغمه شریف زاده گذشت. گاه فکر می کنم در عمر کوتاه ما تنها صداست که می ماند...
از لطفِ تو چون جان شدم
- - - - -
[یادداشت عبدالحسن مختاباد:]
یادی از استاد ابراهیم شریف‌زاده

سال‌های میانی دهه هشتاد بود که روزی آلبوم و سی‌دی خونپاش ونغمه‌ریز استاد غلامحسین سمندری را در خودروی زنده‌نام محمد زهرایی می‌شنیدم. صدای ابراهیم شریف‌زاده را نخستین بار آنجا شنیدم. صدایی که گویی از اعصار برمی‌آمد. پخته و پرورده و زنگ دار و سوخته. تمامی خصوصیت‌های یک صدای وحشی و بی‌مهار، اما فراوان‌تاثیر را در خود داشت. خش و ناخالصی‌ای هم داشت که زیباترش می‌کرد.
از آقای زهرایی پرسیدم این کار را چه کسی به شما داده که گفت این کار را نخستین بار خودش ضبط کرد. سالیان قبل که این دو تن را به تهران فراخواند و به گفته خودش نزدیک به دو تا سه روز آنها را به استودیو برد و صدا و پنجه‌شان را ثبت و ضبط کرد.
بعدها از آقای ارشد تهماسبی خواست که منتخبی از این اجراها را برگزیند و به انتشارات دارینوش دهد برای انتشار.
آقای زهرایی اهل خراسان بود و ارادتی ویژه هم به مرحوم اخوان ثالث داشت. نخستین کتابی که در سالگرد مرحوم اخوان منتشر شد به خواستاری و اشراف او انتشار یافت و به گمانم بهترین کتابی است که درباره اخوان نشر یافته است. به همین دلیل به اشعار اخوان اشرافی تام و تمام داشت و لذا آن بخش از شعرش که درباره غلامحسین سمندری است را نیز او بر آن واقف بود و تیتر این کار را هم او انتخاب کرد. چون به یاد دارم که وقتی مرحوم سمندری فوت کردند آقای میرفتاح در نشریه نگاه پنج‌شنبه از من خواست یادداشتی برای این خنیاگر بی‌نظیر بنویسم و من نیز علاوه بر نوشته خودم، از آقای زهرایی خواستم چیزی بنویسد که نوشت و منتشر هم شد. یاد هر سه این بزرگان گرامی باد که با ثبت این آثار لذت شنیدن یک موسیقی خوب و زیبا را به ما بخشیدند.

بشنوید قطعه سرو خرامان را روی شعری از مولانا که شاید معروفترین قطعه‌‌ای باشد که این استاد خواند.
- - - - - -
Listen to سرو خرامان - آلبوم خون پاش و نغمه ریز by abed tavancheh #np on #SoundCloud
https://soundcloud.com/abed-tavancheh/sarve_kharaman