«گوشه‌ای بی مجلس». امسال در جایی هستیم که جایی و مجلسی نیست برای از او -از صاحب این روزها- شنیدن

"گوشه ای بی مجلس"
امسال در جایی هستیم که جایی و مجلسی نیست برای از او -از صاحب این روزها- شنیدن. به جای مجلس ذکر عزاداری، و به عوضش، یک به یک ابیاتی که از حافظ به زبان دل می نشیند زمزمه می کنم باشد تا هر بیتی مجلسی باشد از ذکر او که با مژگان، رهِ خنجر گزاران زد و حر و اَحرار آفرید.

در آب و رنگ رخسارش، چه جان دادیم و خون خوردیم

چو نقشش دست داد اول، رقم بر جان سپاران زد

منش با خرقه پشمین، کجا اندر کمند آرم؟

زره مویی که با مژگان، رهِ خنجرگزاران زد
....
با مژگان،رهِ خنجرگزاران زد ...