یادداشت های محمدرضا اسلامی- - - - - - - - -در ادامۀ یادداشت های ژاپن و وبلاگ ارزیابی شتابزده؛ اینجا تلاشی است برای دیدن آمریکا و ثبت مشاهدات. تحلیل و مقایسه الگوی توسعه هر دو کشور آمریکا و ژاپن و مستندنگاری ها، در حد امکان.ارتباط :
✍️ کار کردن سفید- قسمت چهارم. محمدرضا اسلامى.. 🔷 ساعت حدود ٢بعدازظهر شنبه است و روز تعطیل
✍️ كار كردن سفيد- قسمت چهارم
محمدرضا اسلامى
🔷 ساعت حدود ٢بعدازظهر شنبه است و روز تعطيل.
اما يك تفاوت بين امروز و تعطيلى هاي قبل هست . اولين مسابقه از فوتبال جامِ باشگاههای دانشگاهى آمريكا بين تيم كلمسون و تيم كِنت استيت ، امروز بين ساعت ١ تا ٣ بعدازظهر در حال برگزارى است.
اين اولين مسابقه تيم كلمسون در فصلِ جديدِ مسابقات است و بايد از عنوان قهرمانى (مقام اولِ) سال گذشته خود ، دفاع كند. (مقام اولى را حفظ كند )
بنابراين ، روز مهمى براى شهروندان و طرفداران تيم ( كه هُويت شهر و دانشگاه به آن گره خورده) محسوب مى شود. هزاران نفر لباس نارنجى(رنگ تيم) را پوشيده اند و يا علامت نمادين تيم، پنجه "تايگر" (پلنگ) را بر روى صورت خود رنگاميزى كرده و
به مركز شهر و نزديك استاديوم آمده اند.
علاوه بر چند ده هزار نفرى كه به استاديوم رفته اند، چند هزارنفر هم پيرامون آن چادر زده اند و تلويزيونى برپا كرده اند و بازى را تماشا مي كنند. همه چيز يكپارچه شده نارنجىِ پلنگ!
🔷 يكى از دوستان زنگ مى زند و پيشنهاد مى دهد ناهار را بيرون برويم. حوصله شلوغى و ازدحام (و به تعبير مولوي ، "غلبه" ) را ندارد. به يك پيتزا فروشى "دومينو" دور از محل استاديوم مى رويم. در هنگام ورود به پيتزافروشى فكر مى كنم حتما همه اين بچه هاىِ جوان هم مشتاق اند كه مى شُد روز تعطيلى بروند و بازى مهم را تماشا كنند . ولى حتما شيفت شان بوده و لذا فقط پيراهن تيمشان را به بر كرده اند.
🔷 در فاصله چند دقيقه اي كه در پيتزافروشى نشسته ايم اين خانم پنجاه و چندساله سفيدپوست (تصوير🔺)، دو نوبت چندين سرى قوطى پيتزا را دست مى گيرد و سوارماشين مى شود و مى رود تا به "مشترى" برساند. حكايتِ زندگى اين خانم آمريكايى هرچه كه بوده ، ولى نيازمندِ كارِ روز شنبه ى تعطيل است. در كنار جوان ها لباسِ كار دومينو به بر كرده است. با دوستمان در اين باره گفتگو مى كنيم. مى گويد: مسئله اين نيست كه يك زن در اين سن و سال كار مى كند؛ مسئله اين است كه بداخلاقى نمى كند. در چهره اش خشم و كلافگى و بى حوصلگى و عصبانيت ، نمى بيني.
راست مى گويد. اين جورِ كاركردن، اين نوعِ جديت براى زندگى همراه با خرسندى، هنوز برايم جديد است.
https://t.me/solseghalam
- - - - -
📌پى نوشت: مثالِ نقض ، بى گمان بسيار است . در هر كشورى. تعميم دادنِ يك اخلاق به عموم بر مبناىِ مشاهدات، بدون داشتنِ مستندات آمارى، كارى صعب است. اما رويكردِ به "كار"[هاى سخت] و كراهت نداشتنِ كار در جامعه آمريكا [كه ميليونرها و ميلياردرهاى بسيار دارد]، محل تأمل جدى است.
* مطالب مرتبط با اين بحث در كانال :
#كاركردن_سفيد- قسمت دوم
https://t.me/solseghalam/980