یادداشت های محمدرضا اسلامی- - - - - - - - -در ادامۀ یادداشت های ژاپن و وبلاگ ارزیابی شتابزده؛ اینجا تلاشی است برای دیدن آمریکا و ثبت مشاهدات. تحلیل و مقایسه الگوی توسعه هر دو کشور آمریکا و ژاپن و مستندنگاری ها، در حد امکان.ارتباط :
«وقتی کسی بخواهد نشنود». وقتی کسی بخواهد نشنود خب نمیشنود
"وقتی کسی بخواهد نشنود"
خب بدیهی است که وقتی کسی انگشت در گوش های وجدان اش بگذارد و نخواهد صدایی مسموع اش باشد، نمی شوند. وقتی کسی بخواهد نشنود خب نمی شنود. این تعجبی ندارد. تعجبم از وقتی است که کسی جامه ی روشنفکری می پوشد و خود را اهل کلام و کتاب و گفتگو و اندیشه معرفی می کند. یک همچین زمانی که می بینی این دست آدم ها هم به قدر شنیدن یک کلمه ی مخالف طاقت ندارند، با نمک است.
آقایی در صفحه فیس بوک اش مطلبی در خصوص "خیانت" های صنعت سدسازی در ایران نوشت. و بعد راجع به "خیانت" ها در احداث گتوند مطلبی مرقوم کرد. در کامنت برایشان توضیح دادم که مطلبی که از مستند "مادر کشی " به اشتراک گذاشته اید به این دلایل اشتباه است. و حداقل ده تن از دوستانم که فارغ التحصیلان خوب دانشگاههای همین مملکت اند دراین پروژه کار کرده اند. و بعد لینک یادداشت در خصوص نقد مستند مادر کشی را در کامنت گذاشته ام. توصیه کردم اسناد حکمیت دانشگاه تهران در این پروژه را مطالعه کنید. صبح بیدار شدم دیدم من را از صفحه اش بیرون انداخته ! ( unfriend کرده) و کامنت را هم پاک کرده!
ذیل مطلب هم انبوه کامنت های کسانی که تاسف خورده اند بر "خیانت در سد گتوند". همچون این کامنت :
"لعنت بر پدر و مادر طراحان سد و مسولين وقت كه عده ای...را در راس امور علمي عملي كشور قرار داده اند"...
حتی یک کامنت مخالف هم تحمل نمی شود! حتی یکی. کسی که تخصصی در سد سازی ندارد و رشته علوم سیاسی خوانده، حتی یک کامنت از فردی آشنا به وادی ساخت و ساز را برنمی تابد . و چنین است احوال رواداری و استماع قول.
به یاد کلام حافظ می افتم که گاه خنده اش می گرفته در شعله.
میانِ شعله می خندم که چون شمع اندرین مجلس
زبانِ آتشینم هست ، لیکن ، در نمی گیرد
...
در نمی گیرد.