«نقاش ساختمان».. از چند روز پیش، دارند دیوارها و محوطه ساختمانهای مجتمع مسکونی را رنگ می‌کنند

«نقاش ساختمان»

از چند روز پیش، دارند دیوارها و محوطه ساختمانهای مجتمع مسکونی را رنگ می کنند. سلام و علیکی روزانه به نقاش ها داشتم و به لحاظ رشته کاری ام همیشه کنجکاو کیفیت و نحوه کار شاغلین بخش ساختمان هستم. امروز هم سلام و علیکی با جف داشتم. احوال بچه ها رو می پرسید و کیفیت مدرسه و صحبتی از این در و آن در. گفتگو ها به اخبار روز رسید. تجربه شخصی ام اینه که آمریکایی ها (برخلاف تصوّر اولیه ام) به راحتی بحث سیاسی نمی کنند و وارد گفتگو نمی شوند. در ميان حرفها گفت: «برخی اخبار خاورمیانه رو ما نمی فهمیم. مثلا این کاشقچی (با تلفظ خودش). دیدی چکارش کردند؟».
برایم عجیب است که در این چند هفته اخیر، این چندمین باری است که می شنوم یک شهروند عادی آمریکایی در این باره صحبت می کند.
به انگشت هایش که قلموی رنگ زنی دستش بود اشاره کرد و گفت: میگن اول انگشتهاش رو قطع کردن. بعد از انگشتها دست هاش و بعد هم پاهاش رو . بعد به گردن خودش اشاره کرد و گفت: بعد هم سرش رو زدن. «میگن از خودشون بوده. مال خانوادۀ رویال. ولی تا خواسته حرف بزنه صداش رو اینطوری قطع کردن.»

🔷چند روز پیش در تاکسی اوبر از فرودگاه به سمت مرکز شهر بودم. دو خانم دیگر هم نشسته بودند که از گفته ها معلوم بود از سفری چند روزه به کالیفرنیا بر می گردند. یکی گفت: چقدر خوب بود این چند روز. از دنیا و عالم بی خبر گذشت. نه اینستاگرام نه اخبار «هیچی رو» چک نکردم. بذار نگاهی به موبایلم بندازم. بعدِ چند روز ببینم اخبار چه خبره. و تا موبایل رو روشن کرد گفت راستی نیکول! شنیدی این خبر رو ؟ و بعد شروع کرد خبر مربوط به خاشقجى را از روی موبایل برای خانم (همسفرش) خواندن. به آب و تاب و ابراز تعجب...

🔷اگر کسی می خواست میلیاردها دلار در رسانه های آمریکا خرج کند علیه ملک سلمان، هرگز اینقدر موفق نمی شد به اندازۀ این ضربه ای که اینها خودشان به حیثیت خودشان وارد آوردند. همیشه بین رسانه ها و واکنش شهروندان فاصله هست. الزاما فضای رسانه با فضای ذهنی مردم تناظر یک به یک ندارد. اما این ماجرای خاشقجى و واكنشى كه در اذهان عمومى ايجاد كرد محل تعجب است.

@solseghalam