[ادامه یادداشت مربوط به از بالا👆]

[ادامه یادداشت مربوط به #احمد_آرام از بالا👆]

👆...لذا هنوز حتی پادشاهشان را حفظ کرده اند و همزمان تمام ساختارهایِ مدنیِ جدید را هم پیاده کرده اند . ولی ما فرانسویان همیشه در مواقعِ تصمیم به ایجاد تغییر ، در کشورمان ناچار به انجام انقلاب های متعدّد و «واکنشهای شدید»ی چون"انقلاب کبیر فرانسه" شده ایم.(!)

بحث دیگری که در مقایسه انگلیس و فرانسه دارد اینکه "جزیره بودن انگلیس" باعث شده تا نژاد در این کشور جوان باشد. یعنی سابقه و مدرکی بیش ازحدود هزار سال از انگلیسیها در تاریخ نداریم . برخلاف فرانسه که سابقه ای دوهزارساله دارد و نژاد کهنه شده است. لذا در انگلستان هیچ چیز بیشتر از توپ بازی افراد را خوشحال نمی کند. انگلیسی، هر وقت که کار دیگری نداشته باشد به توپ زدن می پردازد. توپ بازی اعم از توپ گلف، توپ تنیس ، توپ پولو یا ... ٬ هر چیزی که به شکلی به توپ مرتبط شود! در حالی که شهروند فرانسوی را ادبیات، هنر ، موسیقی یا گفتگو با دیگران است که سیراب می کند.

❇️۵ - در بحث آلمان، پس از اشاره به جغرافیای آلمان و وجود سه نژاد مختلف ژرمن ، آلپی و اسلاو و سابقه هر یک می گوید : هیچ ملتی نیست که بیش از ملت آلمان دم از نژاد خویش زده باشد ( به رغم عدم وجود وحدت نژاد! ). در این فصل سه نکته جالب توجه است : یکی بحث علل وجود حس نظم در فرد آلمانی ، دوم نگرانی شدید نویسنده ازسقوط اخلاق در این کشور و سوم تاریخچه حضور عمیق یهودیان در آلمان و اشاره به علت کشتار آنها در جریان جنگ جهانی .

❇️ ۶- در بحث آمریکا تحلیل های دقیقی از مراحل و «امواج مختلف مهاجرت» به آمریکا ارائه می دهد . ولی در ابتدای بحث می گوید: اساساً در بحث مقایسه آمریکا با کشورهایی مثل فرانسه، آلمان، انگلیس و... باید معنی کلمه «قارّه» را خوب فهمید و به این مطلب توجه داشت که مقایسه این کشورها با آمریکا مقایسه صحیحی نیست . چرا که عظمتِ طبیعت در آمریکا باید یکی از مهمترین مسائلی باشد که مطمح نظر ما قرار گیرد. مثالی که زیگفرید در این باب می آورد جالب توجه است: "برای ما اروپائیان تسخیر زمین و مستعمره کردن یک سرزمین کاملا مفهوم روشنی دارد (!) ٬ امّا آمریکائیان هرگز بر سَرِ زمین و تسلط اراضی نزاع نمی کنند چه هر اندازه زمین که بخواهند در اختیار دارند. لذا آنان بیشتر به تسلّطِ مالی و صنعتی و تجاری می اندیشند."

یکی دیگر از نکات مورد اشاره در خصوص آمریکا، بحث نژاد است و اینکه در آمریکا به دلیل امتزاجِ نژادهایِ ملل مختلف، هنوز "تثبیت نژاد" صورت نپذیرفته و نژاد همچنان در حالِ جوشش و تکامل است. در واقع هنوز چیزی به عنوان "نژاد آمریکایی" وجود ندارد.

***********

🔵مجال تنگ تلگرام اجازه بیشتر همخوان نمودن این ترجمه زیبای #احمد_آرام را نمی دهد. اما این بحثِ تفاوت ها، گویی سؤالات همراه و هر روزه است. اینکه اساساً بدانیم در کجای تاریخ ایستاده ایم و به کدام سمت و سو در حرکتیم و حرکت ما الهام گرفته از کدامین الگوهاست و اینکه چه میزان در "الگوی" فرهنگی و توسعه ای که اتخاذ کرده ایم دخل و تصرف آگاهانه نموده ایم ، اینها همه سؤالاتی است که در خواندن اندیشه های امثال زیگفرید و دیدن رفتارِ مردم کشورهای مختلف از ذهن عبور می کند. قرن گذشته با شتاب خاصی از توسعه برای برخی کشورها طی شده، و آیا ما مطالعۀ عمیقی در چگونگیِ الگوهای آنها و تطوّر احوالشان نموده ایم؟ اینکه آیا طرحِ مشخص و دقیقی در حوزه های گوناگون طرح ریزی کرده ایم یا اینکه با الهام گیری از یک شمای کلی در حرکتیم؟ آیا مطالعات عمیقی در احوالِ مسیرهای طی شده کشورهایِ مذکور داشته ایم و آیا سره آنها را از ناسره جدا کرده ایم ؟ طرحِ ما برای حوزۀ آموزش عالی یا آموزش و پرورش بیشتر به مسیرِ کدام یک از این کشورها نزدیک است؟ آیا می توان گفت که می توانیم دستاوردهای تجارب بشری را نا دیده، خود "طرحی نو" به تعبیر حافظ دراندازیم؟ کلّا.

🔵اکنون پس از گذشت سالها از تحلیل های زیگفرید، "بررسی روح ملّتها" نگاهِ نو و جديدی را طلب مينمايد امّا امروز بیشتر مشتاقم تا بیش از شناختن دیگران، خود را بشناسم و بدانم در کدامین راه و بر کدامین مدار در حرکتم؟ شاخصه های حرکت امروز جامعۀ من چیست؟ مولوی عزیز با بیان هنرمندانه خود ابیات کنایه آمیزی دارد که گاهی بر ذهن خطور می کند که نکند که شرح احوال ما باشد

هر کسی رويی به سويی برده اند
وين عزيزان رو به بی سو کرده اند

هر کبوتر می پَرد زی جانبی
وين کبوتر جانب ِ بی جانبی

هر عقابی می پرد از جا به جا
وين عقابان راست بی جايی سرا

ما نَه مرغانِ هوا ، نِی خانگی
دانۀ ما دانۀ بی دانگی

#کتاب #خلاصه_کتاب #روح_ملتها
https://telegram.me/solseghalam