یادداشت های محمدرضا اسلامی- - - - - - - - -در ادامۀ یادداشت های ژاپن و وبلاگ ارزیابی شتابزده؛ اینجا تلاشی است برای دیدن آمریکا و ثبت مشاهدات. تحلیل و مقایسه الگوی توسعه هر دو کشور آمریکا و ژاپن و مستندنگاری ها، در حد امکان.ارتباط :
دربارۀ نامۀ دعوت جمعی از نخبگان، اساتید، متخصصین، دانشجویان و شاغلین ایرانی ساکن در آمریکا از آقای رئیسی جهت شرکت در انتخابات ریاس
دربارۀ نامۀ دعوت جمعی از نخبگان، اساتید، متخصّصین، دانشجویان و شاغلین ایرانی ساکن در آمریکا از آقای رئیسی جهت شرکت در انتخابات ریاست جمهوری
🔵نامه ای تحت عنوانِ مذکور منتشر شده است. موضوعِ این نامه همچنان که از نامش پیداست دعوت از آقای رئیسی برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری است. نکته ای که در خصوص این نامه محل تأمل است اینکه تعدادی از نویسندگان (امضاکنندگان) و منتشرکنندگان این نامه دانشجوی دکترا یا پژوهشگر مقطع پسا دکترا در دانشگاههای آمریکا هستند.
افرادی که در طیِ ماههای اخیرِ انتخاباتِ ریاست جمهوری آمریکا در این کشور، حضور داشته اند و از نزدیک شاهدِ روندِ مسایل در جامعۀ چهل تکه آمریکایی بوده اند اگر چنین متنی را امضا کنند اسباب حیرت است.
در بخشی از این نامه آمده است:
«مردم و شما مستحضرید که معضلاتی چون دستور اخیر رئیس جمهور امریکا در ممنوعیت و محدودیت صدور ویزا برای ایرانیان، انسداد برخی حسابهای بانکی و آزار رساندن مادی و معنوی به هموطنان در فرودگاهها و مبادی ورودی و برخوردهای نژادپرستانه و تبعیض آمیز با مسلمانان موجب بروز مشکلاتی برای ایرانیان ساکن امریکای شمالی شده است. این واقعیات عینی نشان میدهد وعدههای داده شده عملی نگردیده، سیاستهای دولت مستقر ایران در کاهش تنش مثمر ثمر نبوده و تنها بر گستاخی دشمنان و مشکلات کشور افزوده اند»
🔵سؤالی که پیش می آید اینکه آیا واقعاً این جملات از لسان افرادی برآمده که در آمریکا حضور دارند؟ اینگونه بیان کردنِ بخشی از واقعیت و بیان نکردن بخش دیگر واقعیت چه جور رَویه ای است؟ آیا نویسندگان پاراگراف مذکور خبر ندارند که دستورِ مورد اشارۀ رئیس جمهور آمریکا در خودِ کشورِ آمریکا هم با انبوهی از مخالفت ها مواجه شد؟ آیا شکل گیری مخالفت هایِ مردمی در آمریکا هم به دولت مستقر ایران مربوط بود؟! آیا اگر دولت ایران را زید یا عمر اداره می کرد در صدورِ دستور مذکور فرقی حاصل می شد؟ آیا اگر دولت ایران را زید یا عمر اداره کند در شکل گیری مخالفت هایِ گستردۀ مردمِ آمریکایی علیه دستورِ ترامپ فرقی حاصل می شد؟ اینکه در ایران آقای روحانی باز رئیس جمهور شود یا آقای رئیسی ، مسئله اصلی نیست. مسئله اصلی صداقت است در نوشتار و مشی زندگی که آیا اولویت اول ما هست یا نیست؟
🔵نویسندگان این نامه همچون بسیاری دیگر، نیک خبر دارند که در سال گذشته حدود 3000 دانشجوی ایرانی در آمریکا با پایان تحصیلاتشان مدرک دکترا دریافت کرده اند. نویسندگان این نامه خبر دارند که هزینه یک سال تحصیل در آمریکا حدود سی و پنج هزار دلار است و نویسندگان این نامه خبر دارند که بخش زیادی از ایرانیانی که سالِ گذشته مدرک دکترایشان را در دانشگاههای آمریکایی گرفته اند با بورس تحصیلی بوده اند. یعنی برای هر مدرک بین صدوبیست تا صدوپنجاه هزار دلار هزینه صرف شده است. آیا این به دلیلِ حضورِ اوباما بوده است یا ترامپ؟ نویسندگان این نامه به خوبی خبردارند که جامعۀ آمریکا یک توپ چهل تکه است که در محیط های دانشگاهی اش هزاران نفر از کشورهای مختلف (ازجمله ایران) حضور دارند. این عزیزان همچنین به خوبی خبر دارند که صدورِ دستورِ ترامپ هیچ ربطی به اینکه چه کسی رئیسِ دولت در ایران باشد ندارد. شخصیت ترامپ را در این ماههای گذشته از نزدیک دیده اند. اما چرا عنوان می شود: « این واقعیات عینی نشان میدهد وعدههای داده شده عملی نگردیده، سیاستهای دولت مستقر ایران در کاهش تنش مثمر ثمر نبوده و تنها بر گستاخی دشمنان و مشکلات کشور افزوده اند» ؟
🔵گفتنِ بخشی از حقیقت و نگفتن بخشهای دیگرش، گاه انسان را به وادی های نامناسبی هدایت می کند. اینکه افرادی در آمریکا زندگی کنند و نگویند که پس از صدورِ دستور ترامپ به تک تک آنها از ادارۀ بین المللِ دانشگاهشان ایمیل یا تلفن زده شده و عذرخواهی شده است، نگویند چه میزان در جامعه آمریکایی و در میان مردم نسبت به این حرکت زشت موضع گیری شده است ، و فقط عنوان کنند : « سیاستهای دولتِ مستقر ایران در کاهش تنش مثمر ثمر نبوده و تنها بر گستاخی دشمنان و مشکلات کشور افزوده اند» نمونه ای از نگفتن ها، یا "بخشی گفتن ها" ست.
اینها جنس ترامپ را و مستبعد بودن رفتارش در همه حوزه ها را نمی شناسند؟!
🔵کسی که در گوشه آزمایشگاهی، پشت میزی مشغول به تحقیق است، مسئول گفتن ها و نگفتن های فردی خویش است. اما کسی که در عرصۀ امور اجتماعی ورود می کند، برای "گفتن" ها و "نگفتن" هایش در حوزه ای وسیع مسئول است. اینکه آقای رئیسی رئیس جمهور شود یا آقای روحانی به گمانم نه باعث صددرصد بهتر شدن اوضاع می شود و نه صددرصد بدتر شدن اوضاع . رَوَندی است که کشور طی می کند. اما نگفتنِ بخشی از حقیقیت یا به گونۀ دیگر جلوه دادن حقیقت، بی شک سبب دروغگو شدن من می شود و این آیا می ارزد؟
چه برای آقای رئیسی باشد چه برای آقای روحانی .
https://telegram.me/solseghalam