غذای بنگلادشی- ژاپنی

غذای بنگلادشی- ژاپنی

🔵شام را خانواده بنگلادشی-ژاپنی میزبان بودند [که در یادداشت بالا⬆️ در موردشان صحبت شد]. اینکه بر سر یک میز، غذایِ پرفلفل و تند بنگلادش [و هند] را در کنارِ غذایِ بی ادویه و کم طعم ژاپن قرار داده بودند ناخواسته ذهن را به این سمت می بُرد که چرا اینگونه است؟ چه می شود که در سرزمینی برای لذت بردن از طعمِ غذا باید انبوهی فلفل و ادویه به آن افزوده شده باشد و در سرزمینی دیگر رشته را داخل آب جوش می ریزند و اسمش می شود غذا! قطعه ای ماهی خام را روی برنج می گذارند و اسمش می شود سوشی!

🔵همچون سایر خانواده های چند ملیّتی ، باید با احتیاط این دست سوالات را طرح کرد که باعث رنجش در یکی از زوجین نشود. خوشبختانه به هر شکلی که بود بحث به این سوال رسید. تفاوت سوشی [بی طعم] با ماسالا هندی . پاسخ دکتر ریاد جالب بود. این فقط غذا نیست که چنین است. رنگ لباس ها هم همین طور است. در هند یا بنگلادش در مراسم رسمی خانواده ها اگر شرکت کنی لباسها (خصوصاً خانم ها) شدیداً رنگارنگ است با رنگ هایی تند. ولی در مراسم رسمی در ژاپن ، رنگ ها ملایم است و کمتر لباسی با رنگ تند می بینی (البته بحث کیمونو جداست). به نحوی در موسیقی هم در بعضی سازها این تفاوت برقرار است. در معماری هم می بینیم معماری کهن ژاپن شامل اتاق هایی ساده و خلوت، درها و دیوارهای کشویی، با صنایع دستی محدود بوده است (مثلاً اتاق های امپراطور در باغ کاتسورا) ولی در بناها یا مساجد قدیم (همچون تاج محل) انبوهی از کارهای گچ کاری و کاشی کاری و رنگ در قالب مقرنس بندی و ... منتظر شنیدن دلیل بودم از خانواده ای که مرد (با وجود تولد در انگلستان) ریشه اش به شبه قاره بر می گردد و زن به جزیرۀ آفتاب تابان.

🔵این زوج مهربان معتقد بودند دلیل این امر (تفاوت در غذا) تفاوت در ذهن هاست. البته که مقتضای طبیعت و آب و خاک هم اثر گذار است . اما در سرزمین هایی همه چیز به سمت اکستریم [به تعبیر آنها] میل به بُروز و تظاهراتِ بیرونی دارد. مثلا مزه باید کاملاً بیرون باشد. به راحتی بر زبان حس شود. رنگ به شدت بیرون باشد و شدیداً دیده شود. ولی در سرزمین هایی، ذهن ها چنین است که مسایل باید به سمت اکستریم درونی و عدمِ تظاهرات شدید (ظهور) کشیده شود. لذا زبان، باید "تلاش" کند تا مزه را در غذا کشف کند و در واقع زبان باید مزه مزه کند. تفاوت افزودنی هایِ ملایم را در غذا بیرون بکِشد. نه که انبوهِ «سیر» و فلفلی که به غذا زده اند را در کسری از ثانیه حس کند.

* * * * * * * * *
نمی دانم چقدر این تفسیر صحیح است (هرچند که گمان آن هست که چندان دور از حقیقت هم نباشد) اما باز سوالی دیگر مطرح می شود اینکه چرا در جایی، آب و خاک [یا شاید هم تاریخ و فرهنگ گذشته]، ذهنِ انسان را به سمت نهایت برون ریزی ها و بلند صحبت کردن ها می کشاند و سرزمینی، انسان را به سمت سکوت و درون ریزی سوق می دهد؟
به تعبیر #مولوی عزیز ، چه دانم های بسیار است.


🔵سوال دیگر اینکه در میانۀ این دو نهایت (اکستریم) سبک و گونه زندگی، ملتهایی که واقع شده اند چرا به سمت اکستریم رهنمون نشده اند؟ چه شده که وسط ها ایستاده اند؟ نه فلفل و سیر و نه سوشی و ساشیمی ... وقت شام با این خانواده ارجمند تمام شد. خانواده ای که به رغم این تفاوت ها، با رواداری و به گرمی در کنارهم نشسته اند...

https://telegram.me/solseghalam