🔹همای گو، مفکن سایۀ شرف هرگز/. بر آن دیار که طوطی، کم از زغن باشد

#امروز_با_حافظ

🔹همای گو، مَفِکن سایۀ شرف هرگز/
بر آن دیار که طوطی ، کم از زَغَن باشد

🔴در این بیتِ حافظ که گونه ای از شِکوِه در آن مستتر است، قیاسی تلخ نهفته . حافظ می گوید سایۀ شرف و بزرگی ( یا به تعبیر این بیت «سایۀ هما») "نباید" بر سطحِ سرزمینی گسترده شود که در آن ارج و کرامت "طوطی" کم از "کلاغ" است. بکار بردنِ نام سه پرنده در یک بیت، و ایجاد تصویر و حس بصری از آسمان و سایۀ آسمان بر زمین، دربرگیرندۀ شمول و همه گیر بودن احوالِ یک ملت و مردم است در شرایطی که زیرِ سایۀ "بزرگی"، هستند یا نیستند.
🔵حافظ به این مفهومِ ارج دانستنِ انسان هایِ ارزشمند، بسیار حساس است. در جایی شدیداً کلافه و شاکی هست که چرا "خَزَف" (خرمهره) بازارِ "لعل" را می شکند؟ لعل همان است که قبلا در جای دیگر حافظ جان گفته «سنگی بوده که از پسِ مقامِ صبر، لعل شده» و خب بدیهی هست که روح دقیق و حساسی مثل حافظ، کلافه میشود که در بازاری ببیند خزف، قیمتِ لعل را شکسته. در همچین وقتی، حافظ به آسمان اشاره می کند و امیدوار که سایۀ بزرگی از سرِ چنین بازار و چنین مردمانی برود. جایی که طرح های رنگ در رنگ و دلکش و زیبایِ طوطی (که سخَنور هم هست) را با کلاغ (بدصدا) یکی می کنند یا حتی طوطی را کمتر از کلاغ می شمرند.
بدیهی هست که طوطی و کلاغ استعاره و نماد جورِ انسان بودن و جورِ اندیشیدن است.
حافظ برای چنین سرزمینی نگران است.
- - - - - -
📍زغن : به عربی غداف گویند. غلیواج و گنجشک سیاه (دهخدا) / پرنده‌ای شبیه کلاغ و کمی کوچک‌تر از آن که جانوران کوچک را شکار می‌کند؛ موش‌ربا (عمید)
📍خَزَف: سفال (معین) / سفالی (عمید)

https://telegram.me/solseghalam