👆👆 [مربوط به فیلم بالا]. این فیلم کوتاه، این روزها در تلگرام تحت عنوان. «توکیو، ماشین‌ها و آدم‌ها»

👆👆[مربوط به فیلم بالا]
این فیلم کوتاه، این روزها در تلگرام تحت عنوان
« توکیو، ماشین ها و آدم ها »
همخوان می شود. اما شاید نکته ی مهم دراین فیلم، نه ماشین ها وآدم ها، که سمتِ راستِ تصویر و آن موجودی است که مثل گلوله عبور میکند ومیرود. در همین فاصله چهار بار.
بله، قطار!
سیستمِ حمل ونقل ریلی (قطار و مترو) در توکیو، [به علاوه ی گران بودن قیمت بنزین و پارکینگ] باعثِ چنین خیابانهای خلوتی می شود در منطقه ای که این میزان ترددِ جمعیت، در هر دقیقه، وجود دارد. افق بلندی که برنامه ریزانِ ژاپنی در "چند دهه قبل" برای پایتخت طراحی کردند باعث شده تا هم اکنون، شبکه قطار روزمینی و زیرزمینی توکیو جمعیتی عظیم را جابجا کند. ذیلا یادداشتی که چندسال پیش برای ایستگاه مرکزی توکیو نوشته شد، به انضمام نقشه شبکه ریلی توکیو👇👇
- - - - - - - - - - - - - - - - - -
ایستگاهِ قطار مرکزی توکیو ( Tokyo Station)

مثل نماز شده انگار برای من هربار، درود فرستادن به روحِ کسانی که نمی شناسمشان در عبور از بناهایی که امتزاجِ شگفتی هستند از هوش بشری. یک مهندسِ عمرانِ حاذق باید بتواند ساختمانی بسازد که چهار، پنج، ده دوازده خانواده در آن ساکن شوند. زهی توفیق است اینکه کسی بتواند ساختمانی و ایستگاهی بسازد است که روزانه پانصد هزار نفر [به طور متوسط و نه در پیک] از آن عبور می کنند. و پس از احداث، چطور می شود یک عمارتی را که هر روزش ، میزبانِ عبورِ سه هزار قطار و چنین سیل جمعیتی است را مدیریت کرد ؟ با مهندسی الکترونیک ؟ مکانیک ؟ تاسیسات؟ برق ؟ سازه ؟ این پیرمردِ یکصد و دو ساله در عمرش دو جنگ جهانی ، یک زلزله عظیم کانتو ، و یک المپیک دیده است. این تجلّیِ زیبایِ هوش و مدیریت بشر ، نه پیر و فرتوت که ، قبراق و برقرار به روز ، به کارِ گرداندنِ امورات کلان شهر، مشغول است.
حوالی همان سالی که امیرکبیر را در ایران زمین رگ زدند ، 1889 ، شهرداری توکیو ، طرح احداث ایستگاه قطار مرکزی شهر را در مجاورت مجموعه باغهایِ قصرِ امپراطور مصوّب می کند. همان حوالیِ ایّامِ جنگ هایِ ما با عالیجنابان سزار های روسیه ، ژاپنی ها هم به جنگِ با روسیه بر سر منچوری گرفتار بودند و مثنویِ کارِ ساختِ ایستگاه ، مدتی تاخیر شد تا 1908 که استاد معمار ، تاتسونو کینگو ، طراح ساختمان Bank of Japan ، دست به قلم و به طرح شد. 1914 این نگین انگشتریِ حمل و نقل ژاپن افتتاح و متولّد شد. اینکه بتوان یک نقطه از زمینِ یک سرزمین را، به گونه ای مدیریت کرد که رشتۀ طنابِ تمام ریل ها به آنجا دوخته شود ، و امکانِ دسترسی قطار از آن قطعه یِ خاک ، به تمامِ خاک، فراهم شود ، سجده دارد تحسین این عزم و طرح و فکر و هنرمندی را.
قسمتِ نیکِ حکایت، آنجاست که جماعتی نیک بسازند و عده ای بعد تر ها نیک نگه دارند ساخته یِ گذشته ها را. در "طرحِ بازسازی" و توسعه ی ایستگاه ، در وجه غربی در سمتِ باغ های امپراطور ، معماری و نمایِ آجرِ قهوه ای سوخته ی قدیمی حفظ شده ، و در میانه ی آسمانخراشهای بلند و شیشه ای منطقه تجاری مارونوچی، این آجرهایِ سوخته و سنگ های سفیدِ پیرامون پنجره های ساختمانی سه طبقه ، یادآور خیابانهای توکیو ی یکصد و اندی سال پیش است.
بگذریم که خود حدیثِ دیگری است این امکان که بتوانی ظهر را در مشهد ، در وسط و میانه ی شهر با کالسکه و طفل خردسال ، سوار قطار بشوی و پاسی از مغرب نگذشته در تبریز در منزل باشی وقتی که در میانِ رشته ی این قطارهای ایستگاه ، خطوط پرسرعت ، بولت ترین (قطارهای گلوله) "شین کانسن" را کار گذاشته باشند مهندسینی گم نام . و بی ادعا...

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
پ.ن. یقیناً آنها که اینها را ساخته اند ، "گنگ خواب دیده" ، نبوده اند ، که من عاجزم ز گفتن و خلق از شنیدنش و این دست خلقیات و شمس تبریزی گری ها؛ که یک دست و یک گنگ صدا ندارد و نداشته . بی شک "آیینِ باهم سخن گفتن" و "با هم" همکلامی بلد بوده اند ، که باتفاق، جهان می توان گرفت.

حسن ات باتفاقِ ملاحت ، جهان گرفت/
آری، به اتفاق جهان می توان گرفت
(حافظ)

https://telegram.me/solseghalam