یادداشت های محمدرضا اسلامی- - - - - - - - -در ادامۀ یادداشت های ژاپن و وبلاگ ارزیابی شتابزده؛ اینجا تلاشی است برای دیدن آمریکا و ثبت مشاهدات. تحلیل و مقایسه الگوی توسعه هر دو کشور آمریکا و ژاپن و مستندنگاری ها، در حد امکان.ارتباط :
✔️من خوش شانس بودم.. 🔵 به دفتر یکی از اساتید گروه سازه رفته بودم
✔️من خوش شانس بودم
🔵 به دفتر یکی از اساتید گروه سازه رفته بودم. صحبت راجع به شرایط جدید دانشگاههای کشور آمریکا در بحث جذب هیات علمی شد. ضوابط ژورنال های برتر و ملاحظات پروپوزال نویسی برای جذب بودجه پژوهش و ...
توضیحاتی راجع به سرگذشت خودش می داد و اینکه از چه مسیرهایی عبور کرده است. اصالتا چینی-مالزیایی است و از بعد از دبیرستان (ابتدای لیسانس) به آمریکا آمده است. بسیار منظم و دقیق و پرکار. به رغم لهجه شدیدا مالزیایی اش بسیار موفق بوده در تدریس سازه و زلزله. در میانه صحبت های مختلفی که کرد یک جمله برایم جالب توجه بود، و آن اینکه گفت: «شرایط جذب هیات علمی این سالها خیلی سخت تر شده. شاید بشه گفت من خوش شانس بودم که این اتفاق برام افتاد. چون میدونی که دانشگاهِ لیسانسِ من جزء ده دانشگاه برتر آمریکا نبود (Big name نداشت)» و ...
🔵 این جمله «شاید من خوش شانس بودم» درش صداقت بزرگی مستتر هست. صداقتی که اگر بگوئیم به قدر بزرگی کوه هاست ، اغراق نیست. در این سالهایی که به همصحبتی با جماعت اهل علم و نشر و مقاله گذشت معمولا روال چنین است که گفته می شود که : «من خیلی زحمت کشیدم » ... «من خیلی تلاش کردم» ...«من چه ماهها که بر سرِ فلان تست شب و روزم در آزمایشگاه گذشت» ... «من بر سرِ توسعه و بسط فلان فرمول، چه زجرها که نکشیدم» و ....ولی اینکه کسی (نه از سر ادا و تظاهر) واقعا قائل شود به مثلا نقش حمایتی استاد راهنمای (مثلا دوره پسا دکترایش) یا نقش حمایتی پدر و خانواده اش. یا نقش فلان موسسه حامیِ بورس تحصیلی اش و ... این چیزی است که به ندرت دیده می شود. واقعا به ندرت.
🔵 من خوش شانس بودم که می شُد بجای فلان استاد با آن یکی دیگر استاد کار کنم. یا قدری عقب تر، من خوش شانس بودم چون بجای فلان خانواده در فلان خانواده متولد نشدم، و ... اینها کلمات و جملاتی است که نمی شنویم. در دوره لیسانس استادی داشتیم که دیسک کمر داشت و "بارها" سر کلاس گفت که وقتی (در فلان کشور اروپایی) دکترا می گرفتم به دلیل شدت درسخواندن و پشتِ میز نشستن، دیسک کمر گرفتم. و تقاص زحماتش را هم هر ترم ما در کلاس شان پس دادیم. هنوز که اینهمه سال گذشته وقتی جزوۀ درس ديناميك و مهندسی زلزله ایشان را مرور می کنم باور دارم در حد جزوۀ دوره دکترا در دانشگاه کوبه ژاپن درس داده (و نه برای یک دانشجوی سال سوم کارشناسی).
بله این من خوش شانس بودم ها، چیزی است که از دهان جماعتِ اهل کتاب و دفتر و ژورنال به سختی برون می آید.
بدیهی است که سخت کوشی و کم خوابی و زحمتِ مداوم، از اسبابِ مورد نیاز رشد در رشته های سخت است. اما فیض روح القدس را چطور پنهان می کنند اهالیِ اشاره به زحماتِ مستدام.
فیضِ روح القدُس اَر باز مدد فرماید/
دیگران هم بکنند آنچه مسیحا می کرد
(حافظ)
#امروز_با_حافظ
https://t.me/solseghalam
▪️ ▪️ ▪️ ▪️ ▪️
📌پی نوشت: یادداشت های مرتبط با هشتگ #آموزش در کانال
✍️خشونتِ آکادمیک
https://t.me/solseghalam/1116
✍️داشتنِ دانشجویِ دکترا
https://t.me/solseghalam/728
✍️جذب هیات علمی در آمریکا
https://t.me/solseghalam/773
✍️ موسسه ملی علوم آمریکا National Science Foundation (NSF)
https://t.me/solseghalam/801