✍️من خوش شانس بودم ۲

✍️من خوش شانس بودم 2

🔷پرده اول - گعده و دیدار دوستانه ای با گروهی از دانشجویان ايرانى دانشگاه ویرجینیا تِک بود. صحبت ها به این سو و آن سو می رفت که حرف به علی خادم حسینی رسید و لابراتوار جدید و دومی که در لُس آنجلس افتتاح کرده و کارهایی که در دانشگاه کالیفرنیا شروع کرده است.
🔹یکی از دوستان می گفت در دانشگاه هاروارد، تعداد پست دکتراهایی که تحت نظارت دكتر خادم حسینی کار می کنند چندبرابرِ تعداد کل دانشجوهایی است که یک استادِ موفق در یک دانشگاه خوبِ آمریکا می تواند داشته باشد. با وجود چنین لابراتوار بزرگی در هاروارد، خادم حسینی لابراتوارِ دیگری در لس آنجلس افتتاح کرده است. یکی دیگر از بچه ها راجع به این می گفت که ايشان لابراتوارش در سندای ژاپن را تقریبا بسته است و متمرکز روی کارهای آمریکا شده است. یکی دیگر از دوستان راجع به مشکلات و نحوۀ گرفتن فاند (بودجه پژوهش) برای چنین کارهایی توضیح می داد و معتقد بود که این چقدر موفقیتِ بزرگی است که در این احوالِ بودجه آمریکا، کسی بتواند چنین فاندهایی جذب کند. پشتکار بسیار زیادی می خواهد و ...

🔹صحبت در این حرف ها بود که یکی از دوستان گفت: خادم حسینی "شانس" داشته است که با رابرت لنگر (Robert S. Langer) کار کرده است. من هم اگر چنین استاد بزرگ و «صاحبنامی» داشتم، به چنین موفقیت هایی می رسیدم.

🔹مجددا این گفتگو در گرفت که بله شانس بوده ولی سهمِ پشتکارِ خودِ فرد هم بسیار مهم است. اما دوست خوبمان اصرار داشت که سهم شانس ایشان "عظیم" بوده است! گفتم خب خودِ شما هم که اینجا نشسته ای پس سهمِ شانست پررنگ تر از تلاشت بوده لابد. با قطعیت این حرف را رد می کرد که خیر! من اتفاقا اصلا خوش شانس نبوده ام. تلاشِ زیادی کرده ام و دو نوبت پُست دکترایم را هم تمدید کرده ام ولی هنوز "پوزیشن" خوبی نگرفته ام چون در میانه اینهمه تلاشهایم، شانس «اون مدلی» نیاورده ام.

این گفتگو به نحوی نمادِ نحوۀ فکر کردنِ بسیاری است. اینکه فلانی شانس آورده به "آنجا" رسیده / من با تلاشم به "اینجا" رسیده ام.

این دقیقا خلافِ نگرشی است که در یادداشت قبل از زبانِ استاد گروه سازه طرح شد که: « شاید من خوش شانس بوده ام و ... »

🔴پرده دوم- در جمع کوچکی از چندتن از فارغ التحصیلانِ دانشگاههای ژاپن که در آمریکا مشغول به کار هستند بودیم و گفتگو ها به روالِ این دیدارهای دوستانه به این سو و آن سو رفت. ذکر خاطرات از ژاپن و دوستان و ... . حرف از "فلانی" شد و اینکه چقدر سلیس و روان و مسلط، ژاپنی را صحبت می کند. یکی از بچه ها گفت: "فلانی" در فلان کوکسای سنتر (به ژاپنی یعنی: مرکز بین الملل دانشگاه) دو ترم زبان ژاپنی رو آموزش دیده . گاو هم اونجا بره زبان ژاپنی یاد میگیرد (البته عذر تقصیر که عین کلام نقل می شود). گفتم: یعنی اینکه ما به این تسلط، ژاپنی رو صحبت نمی کنیم دلیلش نَنشستن بر صندلی آن مرکز آموزشی است؟ گفت بله البته بعضی ها ژنتیکی هم «استعدادِ زبان» دارند(!)

✳️قائل شدن به شانس برایِ دیگری و پشتکار برایِ خود، دوگانه ای است که نه فقط در «ارزیابی دیگران» با ما همراه است؛ این امر در ارزیابی توفقیاتِ دیگر ملتها هم با روشنفکرانِ ما همراه بوده است.

#آموزش
#دانشگاه

https://t.me/solseghalam

▪️ ▪️ ▪️ ▪️
📌البته بدیهی است بسیاری افراد شانس را نابود می کنند و فرصت ها را می سوزانند. اما موضوع این سلسله یادداشت (در بحث #آموزش)، بحث رشدِ علمی است. نگاهی به موضوع موفقیت در حوزه های آکادمیک.

📌لینک قسمتِ قبلی این یادداشت: من خوش شانس بودم 1
https://t.me/solseghalam/1123

📌یادداشت های مرتبط در اين كانال:
واکنش علی خادم حسینی به دستور مهاجرتی ترامپ
https://t.me/solseghalam/561