یادداشت های محمدرضا اسلامی- - - - - - - - -در ادامۀ یادداشت های ژاپن و وبلاگ ارزیابی شتابزده؛ اینجا تلاشی است برای دیدن آمریکا و ثبت مشاهدات. تحلیل و مقایسه الگوی توسعه هر دو کشور آمریکا و ژاپن و مستندنگاری ها، در حد امکان.ارتباط :
✍️ «نوروز بمانید که ایام شمایید» از مولوی نیست-. مولوی، بهاریترین شاعر/قسمت (١)
✍️«نوروز بمانید که ایام شمایید» از مولوی نیست-
مولوی، بهاری ترین شاعر/قسمت (١)
🔷 بهار و سرمستیِ گردش در میان گلها و طبیعت🌸🌺، نمی شود که با شعر و غزل همراه نباشد.
در جان و روح ایرانی، نوروز و عید و جدید شدن و احساسِ طراوت، پیوند ناگسستنی با شعر و قصیده و غزل و دوبیتی دارد.
در تلگرام به شکل عجیبی این شعر «نوروز بمانید که ایام شمایید» به مولوی نسبت داده می شود،😡 حال آنکه این شعر از مولانا نیست و از شاعر معاصر است.
🔷در چند نوشتار کوتاه، به مرور اشعار بهاری مولانا خواهیم پرداخت.
شاعری که بهار، و «تازه شدن» با جانش پیوندی ناگسستنی داشته.
🔴انتخاب امروز، از غزل معروف «عید آمد و عید آمد وان بخت سعید آمد» این بیت:
✔️غم هاش همه شادی، بندش همه آزادی /
یک دانه بدو دادی، صد «باغ» مَزید آمد
🔽
🔷موضوع «زندان»، و زندانی بودن ، جایگاه ویژه ای در ابیات مولانا داراست. این نگاهِ «زندان و باغ» ! بسامد قابل توجهی در ابیات مولانا دارد. اینکه در این محلِ قرارِ فعلی ام، احساسِ زندانی بودن دارم، «ولی» چون چشم در چشمان او دارم، احساسِ در باغ نشستن با من است.
مولوی در بهاریه هایش ، مکرر در مکرر تاکید دارد که «غم» به نزدیک من نمی آید، یا اگر بیاید ، گردنِ غم را می زنم، یا غمِ او، «شادی» است. در این بیتِ بهاری هم، باز مولانا می گوید، غمِ او، شادی، «و بندِ او»، آزادی است. اما، نکته دیگردر اشعار مولانا موضوعِ "مضاعف شدن" است. مثلا اینکه یک نفری، دلش مثل برگِ درخت می لرزید (یک برگِ لرزان بود) ولی «باغبان» شد!
✔️بسا دلی، که چو برگِ درخت، می لرزید
به آخرش بگُزیدیم و باغبان کردیم !
در این بیتِ منتخب غزل امروز هم مولانا از معامله ای حرف می زند که یک «دانه» داده، و 100باغ ، تحویل گرفته!
بهارانی چنین خجسته باد
دوم فروردین 97
https://t.me/solseghalam