یادداشت های محمدرضا اسلامی- - - - - - - - -در ادامۀ یادداشت های ژاپن و وبلاگ ارزیابی شتابزده؛ اینجا تلاشی است برای دیدن آمریکا و ثبت مشاهدات. تحلیل و مقایسه الگوی توسعه هر دو کشور آمریکا و ژاپن و مستندنگاری ها، در حد امکان.ارتباط :
✍️فرزند من در بخش دولتى یا خصوصى؟!.. 🔹بیایید موضوع را با این فرض مرور کنیم:
✍️فرزند من در بخش دولتى يا خصوصى؟!
🔹عادل فردوسى پور گفته نود فرزند اوست و آن را با پست و مقام معاوضه نمیکند.
برنامه نود برنامه بسيار محبوبى است و رفتار نابخردانه مدير كم تجربه شبكه سه هم واكنش هاى زيادى در بين مردم برانگيخته؛ اما اين واقعيت باعث نمى شود در موردِ اين حرف عادل تأمل نكنيم.
🔹بياييد موضوع را با اين فرض مرور كنيم:
فرض كنيد دوستِ شما استاندار كرمان هست و حدود بيست سال است همّ و غم و همت خود را مصروف ولايت كرمان كرده است.
يك معاون وزير كشور جوان و ناپخته پيدا مى شود و دوست شما را از استاندارى كرمان بركنار مى كند (و اين خيلي هم بد)؛ امّا دوست شما مى گويد كرمان مثل فرزند من است و برسر هيچ پستى در وزارت كشور با كرمان معامله نمى كنم. اين فرض. آيا به ذهن شنونده، متبادر نمى شود كه كى و كجا كرمان مِلك يا فرزند تو شد؟
🔹يك ايراد در اين مثال هست و آن اينكه كرمان از قبل از دوستِ استاندار ما، وجود داشته است ولى برنامه نود قبل از عادل (با اين كيفيت) وجود نداشته است.
اما همچنان اين سوال مطرح هست كه عادل (و امثال عادل) اگر كه در اين سازمان به صدر مصطبه نشستند و كار و بار شان رونقى يافت، در ساز و كار همان صداوسيمائى بوده كه تا قبل از "دعوا" منتقدش نبودند و از بركت "آنتن"ش ، به شهرت رسيدند. حال چطور يكباره بر سر دعوا، اهلِ منزل منتقد منزل مى شود؟
وقتي/زمانى كسى مى تواند مدعى شود كه چيزي بچه و فرزندش است كه در ساز و كار بخش خصوصى (و در يك فضاى كاملا رقابتى و نه انحصارى) آن را بوجود آورده باشد. #پاناسونيك بچه ى ماتسوشيتا بود (از يك كارگاه سيم كشى سه نفره برخاست). و هوندا فرزند آن آقاي دوچرخه ساز، #سوئیچیرو_هوندا ( كه در یک کلبه چوبی، دوچرخههای موتوردار تولید میکرد، و آنرا به یک شرکت چندملیتی تولیدکننده خودرو و موتورسیکلت تبدیل كرد). تسلا را ايلان ماسك بود كه به اينجا رساند. نه كرمان بچه دوستِ استاندار ماست و نه نَود مِلك و حريم شخصى عادل.
🔹البته باز تاكيد بايد كرد كه بلاهت "مدير" خام شبكه سه (كه موضوع را درست "مديريت" نكرد) بجاى خود؛ اما بحث اينجاست كه در وسط اين دعوا، اين "اظهار مالكيت" را اگر بپذيريم ، منبعد هر مدير مدرسه ى محبوبى مى تواند مدعى شود كه اين دبيرستان فرزند من است. و مديرعامل پالايشگاه شيراز مدعى شود كه پالايشگاه فرزند من.
و مديرعامل برق خوزستان بگويد كه شركت برق منطقه اي فرزندش بوده سالهاى سال.
"هزينه" هر ثانيه آنتن (و اين كار/برنامه)، از پول نفت و ماليات مردم بوده و اين يك واقعيت است.
مالكيت فقط در يك عرصه ى رقابتى مفهوم دارد.
زحمات عادل بجاى خود، اما حرف حساب هم بجاى خود.
@solseghalam