چه چیز سال ۲۰۱۶ دیدنی بود؟

چه چیز سال 2016 دیدنی بود؟

امروز یک ژانویه 2017 هست و در این فرصت تعطیلی نشسته ام به مرور اینکه در 2016 چه ها کردم و اینکه در 2016 چه چیزش دیدنی بود؟
برگزیدن از میانِ بسیاری دیدنی ها و گفتنی ها و رفتن ها و آشنایی هایِ یک سال سخت است. مرور بر همۀ رویدادها و آشنایی های یکسال گاهی دشوار است.
ولی گاه آنچه که در کنفرانس ها یا آشنایی های علمی یا برخی سفرها و...حاصل می آید چنان است که از همه رویدادها مُبرز تر و ممتاز تر می شود.

🔷به گمانم دیدنی ترین «آن»(یا به تعبیر حافظ آنات) یا "لحظه ها" در 2016 دیدار با دکتر ریاد و خانواده ارجمندش بود. در یکی از مهمانی های دانشگاه میشیگان استیت با ریاد و همسرش، کیمینه مایوزومی آشنا شدیم. یک سالی بود که از ژاپن به آمریکا هجرت کرده بودیم و به دنبال آشنایی با خانواده ای ژاپنی بودیم تا مجالی برای کودک فراهم شود که بتواند با کودکان هم سال، ژاپنی صحبت کند و این زبان از خاطرش نرود. دکتر ریاد از اساتید جوان دانشگاه میشیگان استیت است و اصالتاً اهل بنگلادش است (از مسلمانان بنگلادش). متولد لندن است (زمانی که پدرش برای تحصیل در انگلستان بوده) و بزرگ شدۀ دوبی (زمانی که پدر برای کار و استادی دانشگاه در دبی بوده). وقتی متوجه شدیم که همسرش کیمینه، ژاپنی است بسیار خوشحال شدیم. کیمینه سان هم از اینکه دید ایرانی در آمریکا به زبان ژاپنی حرف می زند خوشحال شد. این شروع آشنایی بود در اواخر 2015 و قرار شد که همدیگر را در 2016 بیشتر ببینیم.

2016 مجالی بود برای آشنایی بیشتر ما و دیدن خانواده ای که ترکیبی بود از فرهنگ های مختلف. دیدنِ کنار هم نشستن خُلقیاتی متفاوت. وقتی که جویا شدیم که این دو چطور با همدیگر آشنا شده اند متوجه شدیم که ریاد از دوبی و کیمینه از ژاپن برای تحصیل به تورنتو کانادا رفته بودند و آنجا با هم آشنا شده و ازدواج کرده اند. بعد از فارغ التحصیلی برای جاهای مختلف اقدام (اپلای) کرده بودند و نهایتا ریاد در میشیگان مشغول به کار می شود.

محصول زندگی و عشق ریاد و کیمینه دو کودک است به نام های "عماد" و "ایلیا". عماد در کلاس چهارم ابتدایی است و ایلیا کلاس اول ابتدایی. اینها نام هایی است که پدر کودکان را صدا می کند. هر دو کودک اسم ژاپنی هم دارند و مادر آنها را "فوجیرو" و "هیناکو چان" صدا می زند. هفته های اول که به منزلشان می رفتیم تعجب زده بودیم که بچه ها با پدر به زبان بنگلادشی و با مادر به زبان ژاپنی صحبت می کردند. و با ما به زبان انگلیسی.

اما پس از چند هفته، این حضورِ سه زبان در یک خانه برایمان عادی شد. فهمیدیم که می خواهند حتما سه فرهنگ، در خانه حضور داشته باشد. باز اوایل که برای شام گرد هم بودیم دیدن اینکه بر سر یک سفره هم غذای پر فلفل بنگلادشی و هندی هست و هم غذایِ بی ادویه و کم طعم ژاپنی، تعجب می کردیم. اما بعد تر فهمیدیم که "غذا" در نگاه اینها نمادی از فرهنگ یک سرزمین است و اینها خوشحالند از بودن طعم های مختلف بر سرِ یک سفره. ریاد به رسم بنگلادشی گاه با دست غذا می خورد و کیمینه هم با چوب های ژاپنی (هاشی)!

مدتی است که از میشیگان به کارولینا هجرت کرده ایم و حسرت دیدارها با دکتر ریاد و کیمینه سان با ما همراه است. از اولین دیدار تا روز خداحافظی، هر بار که این خانواده چهار نفره را دیدیم از ایشان آموختیم. تلاش پدر و مادر برای تعاملِ با جامعه آمریکایی ، بدون حل شدن در فرهنگ آمریکایی ؛ و تلاششان برای تربیت بچه ها در محیطی آرام و توأم با امتزاج فرهنگی، همه تحسین آمیز بود.

روح آدمی ست. تا هر قدر که بخواهد بزرگ می شود و تا هر میزان که بخواهد افق های بیشتری را می بیند. آنگاه که تصمیم می گیرد که اهل مدارا شود و مهر.

🔷در این دنیایی که بخشی از مردمانش به سمت کم حوصلگی، نفرت، تکفیر و...حرکت کرده اند و جنگ های دینی و نفرت پراکنی های نژادی و...گسترش یافته، ریاد و کیمینه برای ما سمبل رواداری و تحمل و صبر و مهربانی شدند. اینکه یک ژاپنی، با آنهمه وسواس ها و دقت ها و حساسیت ها، می تواند با ریشه های بنگلادشی با آنهمه تفاوت های نژادی و فرهنگی، پیوندی مشترک و زیبا بنا کند.
سال 2016 انبوهی از اخبار انفجارها و جنگ های قومی و مذهبی و...را شنیدیم. اما جنس مهربانی و رواداری چنان است که انسان اگر بخواهد می تواند خانه ای از عشق بنا کند در همین خاک. بهترینِ 2016 دیدارهای هفتگی با این زوج بود. دیدار این زوج مهربان یادآور کلام مولانای عزیز بود:
در این خاک در این خاک در این مزرعۀ پاک/
بجز مهر به جز عشق، دگر بذر نکاریم

* * * * *
📍پی نوشت: در زبان ژاپنی فوجیرو نام پسر و هیناکو، نام دختر است.
📍📍پی نوشت2: برای نوشتن این متن و معرفی این زندگی زیبای توأم با رواداری از دکتر ریاد اجازه گرفته ام.

https://telegram.me/solseghalam