[ادامه یادداشت از بالا ☝️☝️☝️] برای این جلسه دفاع صدوچهل و یک هزار دلار نقد پرداخت شده است

[ ادامه یادداشت از بالا ☝️☝️☝️] برای این جلسه دفاع صدوچهل و یک هزار دلار نقد پرداخت شده است. بیش از پانصد میلیون تومان برای یک دانشجو و یک پایان نامه .
بحث کیفیت الزاما متناسب با پول نیست ولی بدیهی است وقتی شما فقط برای یک پایان نامه چنین هزینه ای کنید ، آنهم پایان نامه ای که کاربرد عملی مستقیم و گسترده ندارد [چه شود که یک پل آتش بگیرد؟! و چه شود که در میان پل هایی که آتش می گیرند یکی تحت نیروی برشی باشد!! ] بدیهی است که با کیفیت در تولید علم مواجه می شوید. اما هدفم از این مثال چیز دیگری است. محند ، از دبی آمده و خانواده اش جزو مهاجران مراکشی با اصلیت فلسطینی هستند. او در دبی به دنیا آمده و تمام دوره تحصیلش تا پایان فوق لیسانس در دبی شاگرد ممتاز بوده است اما می گوید : مسخره است که من شهروند دبی محسوب نمی شوم. یک عمرم آنجا بوده ولی هنوز من را فلسطینی محسوب می کنند آنجا. در فرودگاه که می روم باید بروم در صف خارجی ها بایستم [مشابه کاری که ما با افغانی ها می کنیم]. اما همین محند به واسطه مقالات ژورنالش با استفاده از قانون NIW رفت و گرین کارتش را گرفت (حتی قبل از فارغ التحصیلی ) و می داند سه سال دیگر شهروند کشوری است که بیست و شش سالگی واردش شده .
داستان بها دادن به علم است و این احترام، فقط بحث پول نیست. بحث ریل هایی است که گذاشته شده تا قطار تولید علم روی آن حرکت کند. دور میز جلسه دفاع محند ، سه نفر هندی ، یک نفر پاکستانی، سه نفر ایرانی، یک نفر از ترکیه، یک نفر مصری، دوچینی و یک نفر آمریکایی (!) بودند. بحث اینجاست که ساز و کار (بخوانیم همان ریل) چطور تعریف شده است. وگرنه پول را که دانشگاه کینگ عبدالعزیزعربستان هم دارد مثل ریگ خرج می کند.

این بحث وجوه مختلفی دارد و در آینده باز راجع بهش گفتگو خواهیم کرد. اما دریغ است که از یک نوستالژی هم دراینجا سخن نگوییم. در عمده ایالت هایی که می روم یکی از کارهایم عکس گرفتن از سردر دانشگاه است . نه برای اسم دانشگاه، بلکه برای آن تاریخی که زیرِ اسم درج می کنند. بخش زیادی از دانشگاههای کشور آمریکا تاسیس حدود 1860 میلادی هستند. حدود همان سال و زمانی که امیرکبیر را رگ زدند در ایران زمین. یکی داستان است پرآب چشم که چرا و چه می شود که در سرزمین مهاجران کابوی اینهمه دانشگاه پا می گیرد و بر پای می ماند و در خاکی دیگر موسس دارالفنون را رگ می زنند؟
- - - - - - - - - - -
پ.ن. آنچه در این یادداشت ذکر شد، صرفاً بودجه تحقیقاتی دانشگاهها (Annual Research Budget) بود و پرداختن به « Endowment » ( سرمایۀ دانشگاهها) ، خود محل بحثی دیگر است.
پ.ن.2. رفرنس تمام اعداد و ارقام فوق به راحتی در وب سایت دانشگاههایی که نامشان رفت و گزارشهای تایمز قابل کنترل و بررسی است.
پ.ن.3. باز هم باید تاکید شود که هدف از این دست نوشتارها، تامل در آمار و ارقام از منظری دیگر است. برای اینکه متهم به غرب زدگی یا شرق زدگی نشوم باید عرض شود که شناخت درست غرب (و شرق) تنها راه ممکن برای شناخت بهتر مسیر آینده مان است. نکته بانمک در بحث فوق اینکه دوستانی که در آمریکا دوره پسادکترا می گذرانند بسیار از زبان اساتیدشان شنیده اند که گفته می شود: "الان دانشگاههای ما پول ندارن. پول الان در چین هست. باید سعی کنیم با دانشگاه های چین کولبوریشن داشته باشیم!"
پ.ن.4. فیلم گفتگوی معاون محترم وزیر علوم با شبکه چهار در ذیل.
پ.ن.5. در یادداشت فوق بودجه آموزش پزشکی [که در حوزه وزارت بهداشت است و در حوزه وزارت علوم نیست] و بودجه دانشگاه آزاد ، لحاظ نشده است. در واقع ردیف بودجه "178 دانشگاه کشور"، مبنا و محل بحث قرار گرفته است.
* در این بحث بسیار سپاسگزارم از همفکری های دوست ارجمند و عزیزم جناب دکتر قدوسی و استاد راهنمای سابقم در دانشگاه میشیگان استیت دکتر ون کتش کدور.

https://telegram.me/solseghalam