کانالی برای تاریخ، تفکر و تمدن
✅جستاری در فرهنگ و تمدن اسلامی … … …. ✍۳⃣.. ✳️🔴تمدن
✅جستاري در فرهنگ و تمدن اسلامي..........✍3⃣
✳️🔴تمدن
تمدن در زبان انگليسي civilization و در عربي حصاره خوانده مي شود و در لغت به معناي شهرنشيني و از ريشه مدينه و مدنيت گرفته شده و به معني ديگر متخلق شدن به شهرنشيني يا خوي و خصلت شهرنشيني به خود گرفتن مي دهد.(1) و بدان معناست که بشر در سايه آن به تشکيل جوامعي پرداخته و شهر نشين شده است. «در زبانهاي بيگانه نيز کلمه تمدن civilization از کلمه civita که در مقابل وحشيگري قرار گرفته و از کلمه civilis که معني شهرنشيني دارد گرفته شده است.»(2)
براي واژه تمدن نيز همانند فرهنگ معاني و تعاريف گوناگوني وجود دارد، براي مثال باستان شناسان تمدن را به وجود آثار هنري و باستاني گفته اند، مورخين ميراث گذشته يک جامعه را که به نسل آينده منتقل ميشود تمدن به حساب آورده اند. سياسيون آن را به برقراري روابط خارجي و حسن جريان امور داخلي کشور تعبير نمودهاند.(3) و هر يک از دريچه و روزنه اي خاص بدان پرداخته اند که هيچ يک مفهوم کاملي را ارائه نميکند.
به عقيده جامعه شناسان تمدن حالتي مترقي است که ملتها در پرتو آن تحت تأثير دانشهاي جديد قرار مي گيرند و به نهايت ترقي و علوم و فنون دست مي يابند.(4)
ويل دورانت در تعريف تمدن مي نويسد:
«تمدن را ميتوان به شکل کلي آن، عبارت از نظمي اجتماعي دانست که درنتيجه وجود آن، خلاقيت فرهنگي امکان پذير مي شود و جريان پيدا مي کند.»(5)
در تعريفي ديگر مي توان تمدن را «مجموعه دستاوردهاي مادي و معنوي بشر در يک منطقه، کشور ياعصر معين، يا حالات پيشرفته و سازمان يافته فکري و فرهنگي هر جامعه که نشان آن، پيشرفت در علم و هنر و ظهور نهادهاي اجتماعي و سياسي است»(6) دانست.
از نظر ساموئل هانتينگتون، تمدن بالاترين گروه بندي فرهنگ و گستردهترين سطح هويت فرهنگي به شمار ميآيد.(7)
ابن خلدون تمدن را اجتماعي شدن انسان مي داند. انديشمند ديگري تمدن را مجموعه اي از عوامل اخلاقي و مادي مي داند كه به جامعه فرصت مي دهد، براي هر فردي از افراد خود، در هر مرحله اي از مراحل زندگي، از كودكي تا پيري، همكاري لازم را براي رشد بهعمل آورد. (8)
#ادامه_دارد...
—-------------------------------------------------------------------------------------------------
پینوشتها:
1- نقش فرهنگ و تمدن در بيداري غرب، ص 45 . و نيز ر.ک : علي شريعتي، همان منبع، ج1، ص 5-4
2- نقش پيامبران در تمدن انسان، فخرالدين حجازي، بي جا: بعثت ، بي تا ،ج دوم . صص 20-19
3- نقش فرهنگ و تمدن در بيداري غرب، ص 47
4- نقش پيامبران در تمدن انسان، ص19، متفکرين اجتماعي تمدن را ترکيبي از امنيت، فرهنگ، نظم و آزادي مي دانند. همان منبع ، ص21
5- تاريخ تمدن ، ج1 ، ص 5
6- فرهنگ روز سخن ، همان منبع ،ص 337 ، دهخدا تمدن را « تخلق به اخلاق اهل شهر و انتقال از خشونت وجهل به حالت ظرافت و انس و معرفت » تعريف نموده است .
7- ساموئل هانتينگتون، نظريه برخورد تمدنها، ترجمه مجتبي اميري، تهران: 1374ش، ص47.
8- ويل دورانت، تاريخ تمدن: مشرق زمين، گاهوارة تمدن، تهران: علمي و فرهنگي، ج1، ص5 .