کانالی برای تاریخ، تفکر و تمدن
🔴 واللهارکانالهدی🏴🏴🏴🏴🏴.. ✳️🏴روضهی ضربت🗡💥 خوردن امیرمؤمنان، السلام
🔴 #تهدمتواللهارکانالهدی🏴🏴🏴🏴🏴
✳️🏴روضهی ضربت🗡💥 خوردن امیرمؤمنان، #حضرت_علی_علیه_السلام
را از زبان #رهبر_معظم_انقلاب در زیر بخوانید: ⬇️⬇️⬇️
🔴⚫️امروز، روز نوزدهم ماه مبارک رمضان است. این که با ضربت خوردن آن حضرت، چهحالتی بر مردم کوفه حاکم بوده است، خدا میداند. آن چهرهی محبوب، آن انسان بزرگ، آن عدل مجسم، آن نوای شورانگیز، آن فریاد رأفت و رحمت برای ضعفا و خشم الهی در مقابل اشقیا. مردم کوفه و مردم عراق و کسانی که از مدینه با آن حضرت آمده بودند، در این پنج سال، چه در کوفه و چه در میدانهای دیگر، علی بن ابی طالب را اینطور دیده بودند و با او انس گرفته بودند. حالت این مردم، آنوقتی که شنیدند امیرالمؤمنین در محراب عبادت ضربت خورده است، چه حالتی بوده است؟ من در ذهن خودم تا حدودی به آن ساعاتی تشبیه میکنم که شما مردم خبر بیماری امام بزرگوارمان را شنیدید. یادتان هست که چه ولولهیی، چه غوغایی، چه حزنی، چه قیامتی بین مردم به وجود آمد؛ همهی دستها به دعا بلند، همهی اشکها جاری، همه پرسان از یکدیگر. چیزی شبیه به همین حالت، قاعدتاً با وضع خاص آن زمان و با تغییراتی، در کوفه وجود داشته است.
امیرالمؤمنین مانند دیروز و دیشبی، نماز را با مردم خوانده است. شاید با آنها حرف زده است، آنها او را دیدهاند، باز هم تازیانهبردوش در میان بازارهای کوفه راه رفته و امر به معروف و نهی از منکر کرده است. بیمارییی در وجود او نبوده است. پیش از صبح، آن بزرگوار برای اقامهی نماز به مسجد رفته، مردم را از خواب بیدار کرده، صدای آن بزرگوار را باز هم شنیدند که مشغول خواندن نافله شده است. ضبط کردهاند که امیرالمؤمنین در آن نافلهیی که ضربت خورد، چه خواند. آیات شریفهی سورهی انبیا را تلاوت میکرد: «واقترب الوعد الحقّ فاذا هی شاخصة ابصار الّذین کفروا»(۱). در روایت هست که مردم شنیدند امیرالمؤمنین ده آیه از این آیات را خواند. در خلال این آیات، آیاتی است که منطبق با حال خود آن بزرگوار است: «انّ الذین سبقت لهم منّا الحسنی اولئک عنها مبعدون. لایسمعون حسیسها و هم فی مااشتهت انفسهم خالدون»(2). بعد هم وقتی که حضرت به رکوع یا به سجده رفته، تیغ آن اشقیالاشقیاء فرق مبارک علی بن ابی طالب را شکافته است. امیرالمؤمنین را به خانه آوردند و تمام شهر ناگهان اطلاع پیدا کردند. نقل شده است که صدای منادی شنیده شد: «تهدّمت واللَّه ارکان الهدی»(3)؛ به خدا قسم پایههای هدایت ویران شد. این، تعبیر درستی هم است و به حقیقت وجود امیرالمؤمنین میآید، و میزیبد که چنین تعبیری با ندا و فریاد آسمانی انجام گرفته باشد. مردم این یکی، دو روز را در حال انتظار و نگرانی و التهاب و ناراحتی گذرانیدند. بعضی به دیدن آن حضرت رفتند، بعضی هم اطراف خانهی آن حضرت جمع شدند. نقل است که یتیمان و کسانی که مورد عیادت و مراقبت آن بزرگوار بودند، درِ خانهی آن بزرگوار جمع شدند. ما جزییات و خصوصیات آن واقعه را نمیدانیم. آنچه که میدانیم، این است که شاید بیستوچهار ساعت، شاید چهلوهشت ساعت از آن ساعتهای هولناک و مخوف نگذشته بود که ناگهان خبر شهادت آن بزرگوار در کوفه پیچید و همه اطلاع پیدا کردند که علی از دستشان رفته است. لاحول و لاقوّة الّا باللَّه العلىّ العظیم.
—------------------------------------------------------------------------
پینوشت:
۱) انبیاء: ۹۷
2) انبیاء: ۱۰۱ و ۱۰۲
3) بحارالانوار، ج ۴۲ ، ص ۲۸۲
@tamadone_novine_islami
https://telegram.me/tamadone_novine_islami