⭕️ویژگی انقلابی‌گری در چهارمین دهه انقلاب (بخش اول).. 🔻‌گری_و_تمدن‌سازی. 🔻

⭕️ویژگی انقلابی‌گری در چهارمین دهه انقلاب (بخش اول)

🔻#انقلابی‌گری_و_تمدن‌سازی
🔻#شبکه_تحلیلی_نخبگان

🔸مقدمه:
انقلابی‌گری در چهارمین دهه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، چه معنایی دارد؟ عمل انقلابی چگونه عملی است و چه مؤلفه‌هایی دارد؟ پاسخ به این پرسش، متوقف خواهد بود بر بازشناسی معنای دقیق انقلاب. هنگامی که از یک کنش انقلابی یا عمل متصف و معطوف به انقلاب سخن گفته می‌شود، قبلاً باید تکلیف‌مان را با مفهوم انقلاب روشن کرده باشیم. این یادداشت می‌کوشد از این مسیر، طرح‌واره‌ای از مؤلفه‌های کنش انقلابی به دست بدهد.

🔸تفاوت میان انقلاب اسلامی با سایر انقلاب‌ها
شاید جان‌مایه‌ی تفاوت میان معنا و منظر انقلاب اسلامی و دیگر نظریه‌های انقلاب را بتوان در منشأ و موطِن انقلاب جست‌وجو کرد. یک تحلیلگر جریان‌های اندیشه در غرب، استدلالی استعاری درباره‌ی رهیافت جدید عصر علم دارد که می‌تواند به توضیح مبنای عام و مشترک نظریه‌های انقلاب کمک کند: «عصر علم این کشف سکرآور را به ارمغان آورد که اصلاح امور بستگی به تحول از بیرون (یعنی از طریق ابزارهای علمی و اجتماعی) دارد، نه تحول از درون (چنان‌که پولس رسول از تولد انسان نو سخن می‌گفت).»

🔸نظریه‌های مدرن انقلاب با همه‌ی تکثرشان، از این کشف سکرآور متأثرند. این درست در نقطه‌ی مقابل تشریحی است که رهبر انقلاب از مقوله‌ی انقلاب دارند. از منظر ایشان، اصلاح امور اگرچه صرفاً با تحول از درون محقق نمی‌شود، اما با تحول از درونِ انسان آغاز می‌شود. آیت‌الله خامنه‌ای از سلسله مباحث طرح کلی اندیشه‌ی اسلامی در قرآن در سال ۱۳۵۳ تا سخنرانی‌های متعدد پس از دوران رهبری، به این موضوع پرداخته‌اند که «انقلاب، انقلاب مردم است. انقلاب مناسبات اجتماعی و اقتصادی، فرع بر انقلاب مردم است. تا مردم منقلب نشوند، آن انقلاب اقتصادی و تغییر و تبدیل مناسبات اجتماعی و اقتصادی و سیاسی هم اصلاً تحقق پیدا نمی‌کند.»

🔸دینامیسم یک انقلاب چیست؟
مسئله‌ی دیگر، موتور محرکه‌ی انقلاب است. دینامیسم یک انقلاب چیست؟ نظریه‌های انقلاب را (دست‌کم در بازه‌ی وقوع انقلاب اسلامی) از این حیث می‌توان به دو دسته‌ی کلی تقسیم کرد: نظریه‌هایی که دینامیسم انقلاب را در پیشگامی یک حزب سیاسی می‌دانند و نظریه‌هایی که نیروی انقلاب را در تضادهای میان طبقات اجتماعی جست‌وجو می‌کنند. پاسخ این دو دسته از نظریه‌ها، که به‌ترتیب براساس تجربه‌ی انقلاب ۱۷۸۹ فرانسه و انقلاب ۱۹۱۷ شوروی شکل گرفته‌اند، به‌طور کامل بر بنیاد مشترکشان در ساحت انسان‌شناسی استوار است. انقلاب به تحول از برون بازمی‌گردد. تفاوت تنها در تعریف برون است؛ برون سیاسی یا اجتماعی-اقتصادی. دینامیسم انقلاب اسلامی ایران اما متفاوت بود. آن‌قدر متفاوت که مشاهده‌گری همچون میشل فوکو را به حیرت واداشت: «ما غربی‌ها در صورتی یک انقلاب را به رسمیت می‌شناسیم که دو دینامیک در آن مشاهده کنیم: یکی دینامیک تضادی درونی این جامعه، یعنی دینامیک طبقاتی یا دینامیک رویارویی‌های بزرگ اجتماعی، و دیگری دینامیک سیاسی، یعنی حضور یک طبقه، حزب یا ایدئولوژی به‌عنوان پیشگام. اما به نظر می‌رسد در آنچه در ایران روی داده، نمی‌توان هیچ‌یک از این دو دینامیک را، که برای ما نشانه‌های بارز و علامت روشن پدیده‌های انقلابی‌اند، تشخیص داد.»

🔸براساس دیدگاهی که آیت‌الله خامنه‌ای در زمینه‌ی مبانی انسان‌شناسی انقلاب می‌پرورانند، ازآنجاکه انقلاب درونی آغاز نقطه‌ی انقلاب است، موتور محرکه‌ی انقلاب نیز مردم هستند. مردم در اینجا وجه اجتماعی همان انسانِ انقلاب‌یافته از درون یا انسان انقلابی است؛ هنگامی که انقلاب درونی فراگیر شود و انقلاب از وجودهای انقلاب‌یافته به آحاد جامعه سرریز شود. قرار نیست آرمان‌های انقلاب به‌یکباره محقق شود و مسیری تدریجی و تاریخی در پیش است.

🔸مسئله‌ی دیگر جهت‌گیری کلی نظریه‌های انقلاب است. از یک نظر می‌توان موضع کلی نظریه‌های انقلاب را موضعی محافظه‌کارانه تلقی کرد؛ موضعی که انقلاب را به‌مثابه‌ی یک عارضه و یک تبِ تند ناشی از یک بیماری اجتماعی تلقی می‌کند. نظریه‌های انقلاب اغلب یا در موضع جلوگیری از وقوع انقلاب هستند یا آن را به‌مثابه‌ی عارضه‌ی اجتناب‌ناپذیر تعارض طبقاتی، تلقی و تجویز می‌کنند. انگاره‌ای که رهبر انقلاب در تشریح انقلاب اسلامی به آن می‌پردازند، براساس نگاه مثبت به انقلاب است. این انگاره انقلاب را تلاش برای تکامل می‌داند و در پی بازتولید آن است.
#ادامه_دارد...

ا—--------------------------—ا

https://telegram.me/tamadone_novine_islami