✳️کانال: ⬇️⬇️⬇️.. تمدن اسلامی در اندلس این گونه غروب کرد … … …✍۳⃣

✳️#پاورقی کانال:⬇️⬇️⬇️

#خورشید تمدن اسلامی در اندلس این گونه غروب کرد.........✍3⃣

از همت مضاعف تا رفاه زدگی و عافیت طلبی(2)

بررسی های پزشکی مسلمانان این قلمرو و درمان بیماری ها، بر اساس یافته های علمی و تجربه های ارزشمند دانشمندان اندلسی بود، در حالی که سیمون دوکورینوی بلژیکی ستارگان را مسئول شیوع وبا می دانست. یک پزشک مسلمان توجه انسان های وحشت زده را درباره این بیماری به تجربه ای علمی و مستند خود برگردانید و مسری بودند آن را به اثبات رسانید و راه هایی برای درمانش ارائه داد. در همان هنگام که در اندلس بیماران جذامی در بیمارستان های نسبتاً مجهز بستری می شدند، در فرانسه کشیش ها چنین بیمارانی را به داخل قبری که قبلاً حفر کرده بودند می فرستادند و زنده زنده دفن می کردند و این رفتار مذموم بدان معنا بود که این بیمار از قلمرو انسان ها خارج شده است.
جراحی اندلسی تحولات مهمی در عمل جراحی به وجود آورد و در مورد بیماری های خونی، روماتیسم و سل به بررسی های جالبی پرداخته شد. پیشرفت های پزشکان مسلمان درباره سوزانیدن زخم ها، شکافتن جسد حیوان و انسان برای کشف و شناخت علمی مورد توجه پزشکان جهان قرار گرفت.(1)
اما همین ملّت با آن همه اختراعات و اکتشافات در علوم گوناگون، همت علمی و فکری را کنار گذاشت و به عاقبت طلبی روی آورد. گرایش به تشریفات و رفاه طلبی حتی آثار خود را در معماری اسلامی نشان داد و برجسته ترین هنرمندان تمام تلاش ذوقی و فنون ابتکاری خود را در انواع قصرها مثل کاخ الحمراء، غرناطه، قصر اشپیلید، شهرک الزهرا و گلدسته های ژیرالو به کار گرفتند. بدین ترتیب هنر و ذوق معماری در خدمت تجمل پرستی و حاکمان عیاش و کاخ نشین قرار گرفت.
جوانان مسلمان به جای تکاپوی علمی و کار کردن در مراکز آموزشی و آزمایشگاه ها و کانون های تحقیقاتی و گذرانیدن اوقات در مساجد و توجه به تقیّدهای دینی، در پارک هایی که به بهانه تفریحات سالم برای آنان ساخته بودند به عیاشی و وقت گذرانی روی آوردند. نسلی که تا چندی قبل برای سرگرمی و رفع بیکاری به تمرین تیراندازی، اسب سواری و گفت وگوهای علمی می پرداختند به سوی این پارک ها هجوم آوردند و با دختران مسیحی که مأموریتی به جز فساد کشانیدن آنان نداشتن مشغول عشق بازی شدند. کلوپ های شبانه و شب نشینی های آمیخته به فساد و شهوترانی به راه افتاد و خلاف و آلودگی های اخلاقی مثل باتلاقی خطرناک نسل نوخاسته را در میان گرفت.
دنیاگرایی و همت ورزیدن برای تدارک زندگانی فانی بدون معنویت، یک ارزش تلقی شد، شرف و اعتبار انسانی به قربانگاه غرایز پست حیوانی رفت. کارگزارانی که در بهترین اماکن با امکانات گوناگون و تشریفات و تجملات گسترده زندگی می کردند. دیگر قادر نبودند در اندیشه درد محرومان و رنجدیدگان باشند و برای ترمیم شکاف های طبقاتی تلاش کنند. عوامل حکومتی کوشیدند به جای جلب رضایت خداوند و کسب وجاهت در میان مردمان مؤمن، خواص را از خود راضی کنند، خواصی که برای تأمین امکانات رفاهی خود بیش از دیگران اسباب مشقت و تکلف را برای دولت اسلامی به وجود آورده بودند و در دوران مشکلات و گرفتاری ها کمتر از همه به فرمانروایان کمک می کردند. خواصی که بر خواسته های غیرمنطقی و حتی نامشروع خویش اصرار می ورزیدند و فرهنگ اشرافیگری را ترویج می کردند و برای اهل معرفت و همت های عالی ارزشی قائل نبودند و برای ارزش زدایی، سلب اعتماد مردم و تضعیف اقتدار سیاسی - اجتماعی اندلس می کوشیدند.
مردم لباس پشمی و مویین را که پوشش مجاهدان اسلام و کسوت صبر و استقامت و سعی و تلاش بود، از تن خویش بیرون آوردند و جامه های حریر و دیبا یعنی لباس تن پروری در برمی کردند. خوشگذرانی و تجملگرایی به اندازه ای رایج شد که درآمد عادی مردم برای زندگی آنان کفایت نمی کرد. به علاوه همچشمی و رقابت در بهره مندی از زینت ها و زیورآلات به اندازه ای بالا گرفت که همه می خواستند از نظر خانه های مجلل، تزئینات آن و پوشیدن لباس های گرانقیمت و استفاده از تزئینات و انواع دکوراسیون، از دیگران پیشی گیرند.
این اشرافیگری و رفاه طلبی به امور نظامی و رزمندگان هم سرایت پیدا کرد. هنگامی که کارگزاران احساس کردند دشمن قصد تهاجم نظامی دارد به فرماندهان ارتش دستور آماده باش دادند. شهرها و ارتفاعات سنگربندی شد. لشکرها آرایش نظامی می گرفتند. سران لشکر و عمال و حکام شهرستان ها به مرکز حکومت فرا خوانده شدند. تمامی آنان در حالی که با نهایت کبر و غرور بر اسب های کوه پیکر سوار شده بودند، به فاصله چند روز در قرطبه حضور یافتند. عدی بن ابی عامر امیر والانس دویست سوار به دنبال داشت که گویند علاوه بر سایر تجملات، نعل اسب آنان از طلای خالص بود، سران سپاه و سرداران لشکر و حکام در قصر قرطبه فرود آمدند.