بودن و عشق.. فرض که من کسی را دوست دارم.. آیا صرفا به خاطر یگانگی آن دیگری است که دوستش دارم؟

بودن و عشق

فرض که من کسی را دوست دارم

آیا صرفا به خاطر یگانگی آن دیگری است که دوستش دارم؟
آیا من عاشق تو ام بخاطر کسی که هستی؟ آیا من عاشق توام بخاطرطبیعت تو یا زیبایی ات یا استعدادت؟

آیا ما عاشق افراد می شویم یا عاشق چیزی در موردافراد؟
فرق میان چه چیزی و چه کسی دل را دچار دوگانگی می کند می گویند عشق دل را تکان می دهد.
آیا دل من از عشق کسی که کاملا یگانه است می لرزد؟ یا عاشق روش آن یک نفر هستم؟
از طرف دیگر وقتی پی میبریم که دیگری به عشق ما وقعی نمی نهد عشق می میرد
پس در مرگ عشق ما دست از دوست داشتن می کشیم نه بخاطر وجود دیگری بلکه بخاطر این چنین و آن چنان بودن دیگری این سر گذشت عشق است هسته ی عشق بین چه چیزی و چه کسی تقسیم میشود
بودن چیست اولین سوال فلسفه است
سوال بودن به نوبه ی خود همیشه بین چه چیزی و چه کسی تقسیم شده است
آیا " بودن" بودن کسی است یا چیزی؟
هر کسی که عاشق می شود یا عاشق است یا دیگر عاشق نیست در این تقسیم بندی بین چه چیزی و چه کسی گرفتار است
همه می خواهند به راستی و یگانگی عاشق باشند اما می بینند که آن دیگری تمام مشخصات خصوصیات و ظواهری که یک فرد را واجد دوست داشتن می کنند ندارد
بنابر این فرق میان "چه چیزی وچه کسی" وفاداری را تهدید می کند .


#ژاک_دریدا

@toreyejan

https://t.me/toreyejan