انسان شناسى در فلسفه اگزیستانسیالیستى گابریل مارسل.. بخش یکم _

انسان شناسى در فلسفه اگزیستانسیالیستى گابریل مارسل
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بخش یکم _

هفت نت ِ اصلی سمفونی فکری مارسل را شاید بتوان چنین برشمرد؛
مرگ، هستی ، تنهایی، نومیدی، اختیار ، دلهره و راز!

مارسل معتقد است كه انسان در موسيقى نمونه يا جلوه اى مى يابد از هماهنگى ِ كامل و وحدتى كه همه تلاشهاى اصيل انسانى براى نيل به آن صورت مى گيرد. فلسفه، هم در كشمكشى كه ذاتِ درام است، ريشه دارد و هم در هماهنگى اى كه ذات موسيقى است. نقطه ی آغاز فلسفه يك بى قرارى متافيزيكى است، مانند بى قرارى شخصى كه در تب مى سوزد و در تقلاست كه به موقعيتِ مساعدترى برسد. اين جست و جو و تقلا براى يافتن سرپناهى در آوارگى، طلبِ هماهنگى در ناهماهنگى، جست و جوى منشأيى متعالى در يك زندگىِ گذرا و فانى به واسطه ی نوعى تفكر كه مارسل آن را تفكر ثانويه مى نامد، صورت مى پذيرد.

****
●" راز" شاه نت سمفونی فکری مارسل
"وجود انسان " به عنوان یک «راز» در کانون توجه و فلسفه ورزی مارسل قرار دارد.
مارسل بر این امر تأکید می گذارد که انسان ِامروز بی قرار و مضطرب است و این بی قراری رازآمیز است. البته این رازآمیزبودن تنها به «بی قراری» آدمی ختم نمی شود. «راز مرگ» ، «راز عشق» ، «راز وفا» و بالاتر از همه اینها «راز ایمان »، هسته ی رازآمیزی را در وجود ِانسان شکل می دهندکه مارسل آن را «راز وجود» می خواند.

@toreyejan

https://t.me/joinchat/AAAAAEIjWaThzxPUkWQxCA