تجمیع سامانه‌های فیپا و ارشاد، محاسن پرشمار و یک عیب

تجمیع سامانه‌های فیپا و ارشاد، محاسن پرشمار و یک عیب

همان‌طور که اهل فن می‌دانند، در سال‌های اخیر و تا همین چند روز پیش، سامانه‌های سازمان اسناد و کتابخانه‌ی ملی ایران (متولی صدور فیپا) و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی (متولی صدور مجوز انتشار کتاب) از هم جدا بود. ناشران برای اینکه بتوانند کتابی را در سامانه‌ی مجوز ارشاد ثبت کنند نیاز داشتند برای کتاب فیپا بگیرند. روال صدور فیپا هم چنین بود که هر ناشر با ارائه‌ی سی صفحه از متن کتاب قادر بود فیپا را ثبت و دریافت کند.
چند روز است این دو سامانه به هم متصل شده‌اند (هرچند، ابعاد واقعی ماجرا هنوز برای ما ناشران هم مشخص نیست)، یعنی اینکه شما هم‌زمان با درخواست مجوز، درخواست صدور فیپا هم خواهید کرد. فیپاهایی هم که در روزهای اخیر به شیوه‌ی سابق ثبت شده‌اند به‌زودی حذف خواهند شد و باید بر اساس شیوه‌ی جدید مجدداً پروسه را طی کنند. نتیجه‌ی بدیهی چنین شرایطی این است: شما تا متن کامل یک کتاب (اعم از تألیف یا ترجمه) را در اختیار نداشته باشید، قادر نخواهید بود پروسه‌ی انتشار آن را آغاز کنید.
به فرض اینکه شرایط به همین شکل باقی بماند، محاسنی بر موضوع مترتب است که سعی می‌کنم آن‌ها را با زبان ساده شرح دهم.
⭕️ از آنجا که سازمان اسناد و کتابخانه‌ی ملی ایران در مواجهه با حجم بسیار زیاد تقاضاها ابزاری برای اعتبارسنجی نداشت، این امکان فراهم بود که ناشران سی صفحه از متن کتاب دیگری را به‌عنوان متن کتابی که درخواست فیپا برایش دارند ارائه کنند! یعنی چه؟ یعنی امروز کتابی در غرب منتشر می‌شد و شما برای اینکه فیپایش را ثبت کنید و بگویید اولین ناشری هستید که فیپا گرفته‌اید، سی صفحه از متنی دیگر را با عنوان متن آن کتاب مد نظر ثبت می‌کردید و فیپا به نامتان صادر می‌شد! حتی فرضاً چنین هم که نبود، با سی صفحه‌ی واقعی از متن کتاب (و نه کل آن) فیپای کتاب صادر می‌شد. ناشران و همکاران دیگر سایت سازمان اسناد را چک می‌کردند و گمان می‌کردند فلان نشر یا فلان مترجم (که غالباً هم حرفه‌ای نبود) دارد روی فلان کتاب کار می‌کند و ممکن بود از ترجمه‌ی آن کتاب منصرف شوند. نتیجه‌ی چنین موضوعی از دور خارج شدن بسیاری از مترجمان و ناشران حرفه‌ای در رقابت با ناشران یا مترجمانی بود که صرفاً زودتر فیپا را ثبت کرده بودند و هیچ امتیاز دیگری نداشتند. با شرایط جدید، این وضعیت تغییر خواهد کرد.
⭕️ در سال‌های اخیر، هزاران فیپا صادر شده که با گذشت ماه‌ها و سال‌ها و حتی دهه‌ها (!) خبری از انتشار کتاب‌های مرتبط با آن‌ها نیست؛ یعنی چه؟ یعنی اینکه ــ آن‌طور که پیش‌تر توضیح دادم ــ ناشران برای کتاب‌هایی فیپا ثبت کرده‌اند که هرگز منتشر نشده‌اند! این دست کتاب‌ها هم معمولاً از دایره‌ی انتشار مجدد ناشران و مترجمان حرفه‌ای خارج می‌شد. با شرایط جدید، این وضعیت هم تغییر خواهد کرد و از این پس پژوهشگران و مترجمان و ناشران اطلاعات دقیق‌تری از کتاب‌های بازار به دست خواهند آورد.
⭕️ بسیاری از ناشران و کارشناسان نشر، بعد از دریافت کتاب‌های پیشنهادی و در پروسه‌ی بررسی آثار، ابتدا سایت سازمان اسناد را چک می‌کردند که ببینند ناشران دیگری هم برای کتاب فیپا گرفته‌اند یا خیر. حالا این‌ها مجبورند در بسیاری از موارد صرفاً بر اساس کیفیت خود کتاب و قدرت بازاریابی‌شان تصمیم بگیرند، نه بر این مبنا که آیا ناشر دیگری آن را در دست انتشار دارد یا خیر، چون ممکن است کتابی مثلاً هشت ماه در پروسه‌ی ترجمه و نشر باشد و در پایان راه باشد اما هنوز فیپا نداشته باشد (چون کامل نیست) و ناشر دیگری تازه بخواهد پروسه‌ی انتشار آن را استارت بزند (چون طبعاً از کار همکار دیگر مطلع نیست).
⭕️ ناشران یا مترجمان بی‌اخلاقی بودند که صرفاً بر اساس فیپاهای نشرهای دیگر اقدام به انتخاب کار برای ترجمه می‌کردند. این دست نشرها باید فکر شیوه‌ی جدید باشند. یعنی چه؟ یعنی اینکه می‌رفتند بررسی می‌کردند که فلان مترجم خوش‌سلیقه یا فلان ناشر بازارشناس چه آثاری را دست انتشار دارد، بعد همان آثار را می‌دانند برای ترجمه‌ی مجدد. طبیعی است که ناشر اول باید بعد از ثبت فیپا چند هفته تا چند ماه را منتظر صدور مجوز کتاب می‌ماند و این زمان فرصت خوبی برای آن ناشر یا مترجم سودجو بود که کارش را پیش ببرد و ترجمه‌ی آن کتاب را به سرانجام برساند. از این جنبه هم ناشران خلاق‌تر سود خواهند برد.

در کنار محاسن گفته‌شده، عیب بزرگ این کار هم طبیعتاً این است که موازی‌کاری‌ها بین حرفه‌ای‌هایی که سراغ ترجمه‌ی مجدد نمی‌رفتند افزایش خواهد یافت. ضمناً، از آنجا که فعلاً فقط صدور مجوز ناشران تهرانی کاملاً سیستمی است، هنوز مشخص نیست وزارتخانه برای ادارات کل شهرستان‌ها (که بعضاً اجازه‌ی مستقل صدور مجوز کتاب دارند) چه فکری کرده است و ناشران استان‌های دیگر چطور باید با این چالش مواجه شوند.

@Virastaar