متن‌های برجسته‌ای که طی چند هزار سال به زبان‌های ایرانی (اوستایی، پهلوی، فارسی نو و …) نوشته شده‌اند حرف‌های زیادی برای گفتن دارند

متن‌های برجسته‌ای که طی چند هزار سال به زبان‌های ایرانی (اوستایی، پهلوی، فارسی نو و...) نوشته شده‌اند حرف‌های زیادی برای گفتن دارند.

✔️در اوستا زبان بخش‌های قدیمی‌تر (معروف به اوستای گاهانی) با زبان بخش‌های متأخر فرق دارد.
✔️در فارسی میانه زبان متن‌هایی که مثلاً در اوایل دوره‌ی ساسانی نوشته شده‌اند با زبان متن‌های اواخر دوره‌ی ساسانی تفاوت دارد.
✔️در فارسی نو زبان متونی که در قرون مختلف نوشته شده‌اند متفاوت است و نویسنده‌های قرون مختلف دایره‌ی واژگان و گاه حتی ویژگی‌های دستوری خاصی دارند.

مفهوم این‌ها چیست؟ خیلی ساده: زبان در معرض تغییر و تحول است و گویشوران و نویسندگان هر عصر از زبان همان عصر استفاده کرده‌اند.
سخن کوتاه، غرضم از این یادآوری این است که بگویم اگر نثرهای مصنوع و متکلف را کنار بگذاریم (که در ارزش و اعتبار آن‌ها هم بحث بسیار است)، هیچ کاتب و نویسنده‌ی کاربلد و عاقلی را در تاریخ زبان‌های ایرانی پیدا نمی‌کنیم که زبان قرن‌های دیگر را تقلید کرده باشد! چه شده است که بعضی از نویسنده‌های معاصر ما (که متأسفانه اغلب بنام هم هستند) تمام زورشان را می‌زنند که مثلاً ادای بیهقی را دربیاورند یا ویژگی‌های دستوری زبان فارسی در قرن پنجم هجری را به‌زور در متنشان بگنجانند؟!
بزرگ‌ترین مصنفان دنیا در همه‌ی قرون کسانی بوده‌اند که زبان روزگار خودشان را به بهترین و سلیس‌ترین شکل به کار می‌گرفته‌اند، نه کسانی که نثر پیشینیان را تقلید می‌کرده‌اند.
@Virastaar