دیروز که یادداشت زمان شهری و روستایی را منتشر کردم

دیروز که یادداشت زمان شهری و روستایی را منتشر کردم. هم‌زمان برای دوست عزیزی فرستادم تا انگشت بر چند و‌ چون کار بگذارد. بر نوع نوشتن یا دقیق‌تر بر فرم و شمایل نوشتن من یکی دو دوست از جمله همین دوست عزیزم نقد جدی دارند. از این قرار که یادداشت محل کلی گویی است. مشوش است. دیروز بحث فراتر از قالب نوشتن رفت که تو در امری نوشته‌ای که پیش از تو بسیار کسان در آن اندیشیده‌اند و تو نمی‌توانی کلمات را جابه‌جا کنی و بی خبر از آنها بنویسی و بیندیشی.
برای من اینجا دو فکر و راه در پیش گذاشته می‌شود. یک اینکه وقتی به امری می‌اندیشم تا بیخ و بن و تهش را در نیاورده‌ام چیزی ننویسم. دو اینکه همین‌طور به رسم مالوف و عهد دیرین ایده‌ها و فکرهای در سر را بنویسم. تا روزی از بین آن‌ها دمب یکی را بگیرم و پوستش را درست و حسابی بکنم. نمی‌دانم ولی فعلن که سرم گیر کرده روی زمان، سری به فرهنگ فشرده‌ی سخن بزنیم که بگوید زمان چیست:
«۱. جریان پیوسته، غیر قابل انقطاع، رونده، و بی آغاز و بی‌انجام که در طی آن ، حوادثی برگشت ناپذیر از گذشته به حال تا آینده رخ می‌هد... ۲.لحظه ۳. هر یک از تقسیماتی که بر اساس ساعت یا تقویم معینی، برای اشاره به لحظه، مقطع، یا دوره‌ی معینی از این جریان یا برای سنجش حرکت و گذر آن به کار می‌رود ۴. حد فاصل دو لحظه از این جریان؛ عهد؛ دوره؛ عصر ۵. فرصت لازم برای انجام کاری ۶.موقع، هنگام ۷. وقت، مدت ۸. مرگ، اجل ۹. (فلسفه‌ی قدیم) مقیاس حرکت و قائم به آن، زمان به اعتقاد قدما خود مستقل از وقایع وجود ندارد. اگر حرکت نبود، زمان هم نبود... مشترک میان فارسی و عربی... برگرفته از آرامی دانسته شده است.» (انوری، ۱۳۸۵: ۱۲۰۴) در ذیل همین مدخل زمان حقیقی و نجومی و زمانه را هم می‌شود دید و خواند. فعلن تا آن یادداشت وعده داده شده دوری در تعاریف و نظرهای دیگران می‌زنیم.
#زمان
#تعریف_لغتنامه
@Faryad_naseri