گاهی به «حافظه و دیگری» نوشته‌ی احسام سلطانی. انتشارات نصیرا.۱۳۹۵. فریاد ناصری

گاهی به «حافظه و دیگری» نوشته‌ی احسام سلطانی
انتشارات نصیرا
1395
فریاد ناصری
«حافظه و دیگری» نام کتابی‌ست از احسام سلطانی با چهار جستار درباره ‌ی شعر. اهمیت کتاب در این است که تلاش می‌کند یک دستگاه نظری را به مواجهه با آثار ادبی ببرد؛ یعنی آن انفکاک بین اثر و نظر را -که در اکثر مواقع نقدهای هنری و ادبی ما را می‌آزارد- تا جای ممکن به نزدیکی بدل کند و خالی‌ها را پر کند. به عبارتی دیگر بیشتر یادداشت‌ها و نقدهای ما در برقرار کردن ارتباط بین آن دستگاه نظری و اثری که می‌خواهند با آن مواجه شوند، دچار ضعف و ناتوانی‌اند و این ناتوانی می‌تواند معلول چند سبب باشد، نخست این‌که اثر در جهانی و دستگاه نظری در جهانی دیگر خلق شده‌اند و بالذات دلایل و شرایط به وجود آمدن‌شان با هم متفاوت است. دوم این‌که منتقد یا دلبسته‌ی نظری یا بالعکس پسندنده‌ی اثری‌ست پس دنبال فرصتی‌ست تا آن نظر یا اثر را نشان دهد. در این شق موقعیت کاملن پروکروستسی‌ست چرا که یک سویه را می‌کشد یا می‌برد تا اندازه‌ی دلخواهش شود به دیگر سخن یا بر نظر وقوف ندارد یا به کنج و زوایای اثر.
این جدایی بین اثر و نظر در فارسی بیشتر مشهود است چرا فارسی در برساختن دستگاه‌های نظری- ادبی تازه و نو تقریبن هیچ نقشی نداشته است و بیشتر ناقل نظریات دیگران از جهان‌های دیگر بوده است.
در کتاب حافظه و دیگری با تلاشی برای پر کردن این شکاف مواجهیم. گذشته از ضعف‌هایی در شاکله‌بندی جستارها و نامعلوم ماندن سرمنشا ایده‌ها به‌طور مثال وقتی می‌نویسد: « اکثر شاعران ایران، پس از نیما، با همان ذهنیت سلسله مراتبی پیشین به انسان و جهان می‌نگرند ذهنیتی که بیشتر در دنیای حماسه یافت می‌گردد» (سلطانی، 1395: 16) نمی‌گوید که سرمنشا این ایده در باختین است یا وقتی می‌خواهد بر اساس نقل‌قولی، حرفی را دست‌مایه‌ی نقد اخوان‌ثالث قرار دهد، متوجه می‌شویم آن حرف -اگر در متن اصلی هم باشد- در نقل قول آورده شده نیست. اشتباه دیگری که اینجا رخ داده حرف حقوقی طوری بازتاب داده شده است که گویی حرف و سخن خود اخوان ثالث است. حقوقی اخوان را نوازشگر "عصمت دیروز" می‌داند. احسام سلطانی عصمت دیروز را "عزت گذشته" می‌کند و می‌پرسد: «منظور حقوقی از عزت چیست؟» و یکی دو سوال بعد رخ ضمنی پرسش‌هایش را به سمت خود اخوان می‌چرخاند.
کتاب نشان می‌دهد که احسام سلطانی خوب می‌بیند و پرسش‌گر خوبی‌ست اما هر سخنی در صیقل است که درخشش خود را پیدا می‌کند. چنانکه دیده‌ایم شاعر و نویسنده‌ای ایده‌ای را بسیار بارها استفاده می‌کند تا در نهایت آن ایده شکل نهایی خودش را پیدا کند. حافظه و دیگری نسخه‌ی اول رخ و شمایل انتقادی احسام سلطانی است. باشد تا مدام نسخه‌های دیگری از این چهره را ببینیم به‌روزتر و تازه‌تر و شکیل‌تر.
#فریاد_ناصری
#یادداشت
#احسام_سلطانی
این یادداشت پیش از این در جریده‌ی بهار منتشر شده است.
@Faryad_naseri