بهای_هندسی.. پس حی و هو هم آزموده سردار. کاشفان فضا مدام مرزهای پوچی را گسترش میدهند
#اشکوبهای_هندسی
پس حی و هو هم آزموده سردار
کاشفان فضا مدام مرزهای پوچی را گسترش می دهند
که لایتناهی در بیکران گم شده
من آن تنابنده ام
که وقتی می گویم حی
وقتی می گویم هو
وقتی به فارسی می گویم عشق
گلویم فشرده می شود
مرز بین حروف برداشته می شود و
پیوندهای درخشانی که مبارک است
کشف می شوند
هوو
سی و دو حرف چطور این همه حزن را در تاریخ حمل می کند
چطور این همه تاریخ را بیان
چطور تاریخ حزن فارسی را شکل می دهند
سی و دو حرف چطور؟
حروف مرزی بین پوست گلو و حنجره بوسیده می شوند
و لایتناهی را صدا می زنند در اشکوب های هندسی سردار
عروس معنی من دست می کشد بر تعویذ رفته به پوست
در سینه به چاپ سنگ نوشته اند عشق
و پانوشت های لاتین اش را با خط میخی به پیشانی ام کنده اند
سی و دو حرف را پاشیده اند در شب دهانم سردار
و هر شب کهکشانهای زیادی کشف می شوند
پوچی در مرزهای تنم معنی گرفته به شکل فارسی ی حی
به شکل فارسی ی هو
پس چطور بگویم عشق من تنابنده؟
#فریاد_ناصری
#سر_زدن
#نشر_حکمت_کلمه
@Faryad_naseri