محمد مرد خوبی بود، یه دختر دانشجو داشت و یه پسر دبیرستانی، میگفت خرج دانشگاه دخترش زیاده و از صبح تا شب کار میکنه که دخترش مهندس ب

محمد مرد خوبی بود، یه دختر دانشجو داشت و یه پسر دبیرستانی، میگفت خرج دانشگاه دخترش زیاده و از صبح تا شب کار میکنه که دخترش مهندس بشه.
میگفت جوونیاش ۳،۴ سال اکراین بوده و یه چیزایی به روسی گفت که حرفشو ثابت کنه! من که نفهمیدم چی میگه، حتما روسی بود دیگه.
براش دستکش کار خریدم و یه ۴ بسته ۲۰ تایی کیسه زباله. ۵ ساعت اونجا بودیم، عین ۵ ساعت و کمرش راست نشد و کار کرد. همش هم از من معذرت میخواست که اینجا انقدر کثیفه! انگار فکر میکرد این ما مسافرها نیستیم که میایم و طبیعت رو کثیف میکنیم!