سفرنامه فرنگ – قسمت سوم. جمیع اوراقی که سفارت مطالبه کرد از این قرار بود:. - اسناد سجلی

سفرنامه فرنگ – قسمت سوم
جمیع اوراقی که سفارت مطالبه کرد از این قرار بود:
- اسناد سجلی
- اسناد مالکیت املاک
- صورت وضعیت دارایی در بانک
- گردش حساب بانکی
- اسناد شغلی
- سابقه پرداخت بیمه
- تأیید رزرو هتل برای کل سفر
- تیکت طیاره از ابتدا تا انتهای سفر
- بیمه مخارج سلامت و طبابت
شش فقره اول همگی باید به لفظ اسپانیایی فراهم می‌شد. ظن آن داشتم که دیلماج اسپانیایی نیز چون انگریزی‌دان‌های طهران فراوان‌ به کارند، بی‌خبر از این که شمار دیلماج‌های مقبول عدلیه به شمار انگلشتان یک دست نمی‌رسند و لاجرم سه هفته زمان طلب می‌کنند برای آن‌که سجل و اسناد را به زبان قابل فهم برای کارگزاران فلیپه برگردانند. بیست روز مانده بود به موعد مقرر که دانستم دیلماج یافت می‌نشود تا اسناد به موقع فراهم شود. خواستم موعد سفارت را اندکی عقب ببرم که گفتند میسر نیست، دوباره عزم دروس کنید نیمه‌شب به قصد تعیین موعد جدید. مدارک به وقت مهیا نمی‌شد، تعویق موعد نیز میسر نبود، و دوباره نیمه‌شب تا نیم‌روز ایستادن پشت در سفارت را خوش نداشتم. گویی این سفر مقدر نبود.
دوستی دیدم به تصادف که از قضا می‌شناخت تنی از دیلماج‌های معتمد سفارت را و عظیم‌تر آن‌که خبرم داد آن‌چه دیلماج‌های معتمد سفارت به اسپانیایی درآورند، حاجتش به مهر عدلیه نیست. زدن مهر عدلیه بر اسناد ده میلیون ریال ایرانی توفیر می‌کرد با اسناد بی‌مهر. بخت و اقبال این بار یاری کرد و همه مستندات فراهم شد یک هفته پیش از موعد سفارت.
سه شب هتل پیش پیش معین کردیم در مادرید و سه شب در ولایت کاتالونیا، بارسلون؛ همه از طریق اینترنت؛ و چون تذکره را شنگن مطالبه می‌کردیم، چهار شب هتل مقرر کردیم در پاریس. تیکت طیاره نیز عظیم مؤثر بود بر بخت تحصیل تذکره، و عظیم‌تر شمار قمپانی‌های هوایی که جهانگردان را دور تا دور این عالم می‌گردانند. حب وطن برآنم داشت که پول خویش به جیب بیگانه نریزیم. خواستم تیکت «ایران ایر» بستانم که البته هیچ طیاره ایرانی نمی‌پرید از طهران به مادرید. آن طیاره‌ها که به عصر حسن ابتیاع کرده است دولت ایران لابد خواهند پرید النهایه، اما تا آن هنگام فرصت اخذ تذکره از دست می‌شد. البته فی‌الحال معلوم نیست آن طیاره‌ها که خریده‌اند از قمپانی ایرباس بر اثر قباله برجام، برای جماعت ایرانی می‌پرند؛ یا جماعت در خواب و خیال‌اند و عاقبت از این خواب می‌پرند. النهایه قمپانی قطری را برگزیدیم که سالیانی است سری میان سرها درآورده است؛ اگرچه دستم به این کار نمی‌رفت الا به اجبار. قمپانی «ایران ایر» در سنوات میانه دهه 1970 مسیحی در زمره اول‌ قمپانی‌های هوایی جهان که کسب و کارش رونق داشت، طویل‌ترین پرواز عالم از طهران به نیویورک در ینگه دنیا را میسر ساخته بود، و چنان امن بود که از پس قمپانی کنتاس مملکت استرالیا، مرتبه دوم داشت. کراهت داشت ایران ایر با این پیشینه را وانهادن و تیکت قطر ایر خریدن، اما چاره نبود.