این رسانه ویژه انتشار نوشتههای محمد فاضلی است. ارتباط با مدیر کانال:
سفرنامه فرنگ – قسمت چهارم
سفرنامه فرنگ – قسمت چهارم
گره افتادن در کار تحصیل تذکره فرنگ، گشایشی است برای معاش شماری دیگر، و بیسبب نگفتهاند که خداوند گر ز حکمت ببندد دری، ز رحمت گشاید در دیگری، و در این فقره در به روی کسانی بسته و به روی دیگرانی گشوده است. شماری از «قمپانیهای سیاحی» دست به کار شدهاند و از کار تعیین موعد تا تأمین مدرک برای سیاحان تمام میکنند و این خود مشغلهای است در این روزگار که ایرانیان را بیکاری عظیم میآزارد. عظیمتر کاری هم میکنند به این قرار که بابت هر نفر سیاح 70 کرور تومان پول رایج ایران میستانند به وجه تضمین، و تذکره میستانند از سفرای اجنبی برای سیاحان، و این نه معمول است برای همه سفارتها. وجه نزد قمپانی سیّاحی ضمانت است تا سیاح به ایران مراجعت کند. آفتاب بر فراز آسمان نرسیده و هنوز وقت نماز پیشین نیامده بود که با اهل و عیال جلوی سفارت بودیم. شماری از تذکرهجویان، فزونتر ایشان مشتری قمپانیهای سیاحی، پیشتر حاضر آمده بودند. ساعتی به انتظار در خاک ماتادورها نشستیم، چه از آستان سفارت که داخل شوید، خاک مملکت اجنبی است.
حساب و کتاب بسیار نوشته بودم برای این سفر که فزونتر از استطاعت نشود. مشتری یکی از قمپانیهای سیاحی را هم پرسیدم به وقت انتظار تا رشته کار بیشتر به کف آرم. عائلهای بودند چهار نفری، مقصدشان بارسلون و 7 روز فقط در همین ملک اقامت میکردند. تیکت طیاره، سرپناه و فیالمثل گلگشت و ایاب و ذهاب در بارسلون هم بر ذمه قمپانی بود. قصد خویش به تمهید تذکره و اسباب سفر بیاستعانت دیگری را ارزانتر یافتم.
تازه از کار حساب و کتاب فارغ شده بودم که گماشتهای ما را فراخواند. انصاف باید داد که حسن خلق نزد گماشتگان سفارت فلیپه بیش از رعایای ملکه بود. سخن به نرمش و فارسی را سلیس میگفتند. خانمی بود میانسال و پرحوصله آنچنان که پیشتر انتظار نداشتیم، و ساعتی سپری شد تا اسناد و اوراق به تفکیک رؤیت کرد و النهایه دوسیهای ساخت برای افسر تذکره. آن همه اوراق و اسناد فراهم ساخته بودم لکن یکی کم بود و مهلت دادند که تا هفتهای دیگر فراهم کنم.
چند قدمی سفارت ماتادورها حجرهای است که در آن اسباب استنساخ است. معاش صاحب حجره گره خورده است به بقای سفارت و رسم تحصیل تذکره. گویی عهدی است مابین گماشتگان سفارت و این بنده خدا که کثیری از اوراق و اسناد را استنساخ کنند و کسب و کارش سکه میشود اگر سیاحی رونق بگیرد. لابد او را نیز خوش آمده است سرانجام نیک غائله برجام که شمار سیاحان و مراودات میان دولتین را افزوده است.