کوه موش میزاید؟؟!!!!!

  کوه موش میزاید؟؟!!!!!
در سالهای اخیر گسترش فضای مجازی، به شکلی نامحدود سبب شکل گیری جریان های انتقادی در همه زمینه ها گردیده و این امکان در اختیار عموم قرار گرفته است که بتوانند در زمینه های مختلف به نقد عملکرد مسوولین بپردازند. از سوی دیگر تعداد زیاد مخاطبان در فضای مجازی نیز سبب میشود که بعضا این جریانها زمینه ساز جریان های فکری، فرهنگی، اجتماعی و... شوند. طبعا در کنار این ویژگی ها، انتشار مطالب نادرست، نقدهای غیر منصفانه، تحلیلهای منطبق بر آمار غلط و بسیاری ناهنجاری های دیگر نیز وجود دارد که وظیفه تشخیص سره از ناسره و روشنگری افکار عمومی نسبت به آنها بر عهده اساتید، اندیشمندان،کارشناسان و اهالی فن می باشد؛ و لذا مسلما از این قشر فرهیخته جامعه انتظار نمی رود که خود مصدر چنین خطاهایی باشند که در آنصورت ضرب المثل "وای به روزی که بگندد نمک" مصداق عینی می یابد!

پس از این مقدمه نسبتا مفصل، رویکرد اصلی این نوشتار درواقع مطلبی با عنوان "مبادا کوه موش بزاید" به قلم یکی از اساتید دانشگاه در رشته جامعه شناسی است؛ که اخیرا در فضای مجازی به طور وسیع منتشر شده و نویسنده در آن با رویکردی نقادانه به تحلیل متنی پرداخته که از آن بعنوان هشتمین پیش نویس "قانون جامع مدیریت منابع آب ایران" یاد می کند.

دراین خصوص و در راستای نقدی بر نقد منتشره! توجه به نکات زیر ضروری است:

1- تهیه پیش نویس قانون جامع مدیریت منابع آب ایران از سالهای پایانی دهه هفتاد در مجموعه وزرات نیرو شروع شده و در طی این سالها با تغییر دولتها و رویکردهای مختلفی که هریک نسبت به بخش آب داشته اند دستخوش تغییراتی شده است؛ بطوریکه دهمین و آخرین پیش نویس در سال 95 ، با در نظر گرفتن به روزترین سرفصل های مدیریت منابع آب در دنیا و همچنین مشاوره با بیش از یکصد نفر از متخصصین تراز اول دانش آب کشور (که بسیاری از آنها خارج از مجموعه وزارت نیرو هستند)، تهیه شده است. درعین حال باتوجه به اینکه بیش از هشت سال از زمان تدوین پیش نویس هشتم می گذرد و بعد از آن نیز به روز رسانی شده است، لذا فاقد ارزش بررسی و تحلیل(دست کم در حال حاضر) می باشد!

2- به منظور جلوگیری از هرگونه سواستفاده و سوبرداشت، وزارت نیرو بعنوان متولی تهیه قانون مدیریت منابع آب کشور، در کلیه متون منتشر شده در قالب پیش نویس (از جمله پیش نویس هشتم) واژه غیرقابل استناد را بصورت مهر در ذیل هرصفحه، یا پس زمینه متن آورده است. لذا اساسا استناد به چنین متنی، غیراخلاقی و فاقد وجاهت قانونی بوده و حتی درمواردی می تواند پیگرد قانونی نیز داشته باشد.

3- استفاده از یک متن غیرقابل استناد و تاریخ گذشته برای زیر سوال بردن عملکرد وزارتخانه و مجموعه کارشناسان و اساتید بخش آب کشور، آنهم از سوی یک فرد آکادمیک با سوابق پژوهشهای استراتژیک؛ علیرغم ظاهر طنزآلود خود، ماهیتی تاسف بار و دردناک دارد. البته امروزه در کشور ما اظهارنظر و انتقاد در همه زمینه ها، بدون توجه به تخصص و تحصیلات، تبدیل به یک اپیدمی خطرناک شده و متاسفانه قشر دانشگاهی نیز از گزند آن مصون نمانده اند.

4- علیرغم همه موارد یاد شده و با فرض اینکه بتوان آنها را نادیده گرفت، انتظار میرود برخورد یک متخصص با متن پیش نویسی که جهت ویرایش در اختیارش قرار گرفته است؛ دیدگاه اصلاحی و تکمیلی باشد. کلی گویی و نقد در تریبون عمومی درباره مطلبی که نهایی نشده بهیچوجه برازنده یک شخصیت دانشگاهی نیست؛ درحالیکه ارائه یک نظر تکمیلی درخصوص مواد قانونی یا حتی یک ماده جایگزین؛ میتوانست بسیار مفیدتر باشد.

5- انتظار بحق و بجا از یک استاد دانشگاه این است که باتوجه به تاثیرگذاری و ضریب نفوذ بالای متون انتقادی در فضای جامعه، قبل از انتشار هر یادداشتی، صحت و سقم آنرا از همه جهات بررسی کند و بخصوص نسبت به انتشار مطالب انتقادی در جامعه حساس باشد. نه اینکه به وضوح مخاطب را برای پاسخگویی به متنی که در کوچه پیدا شده، آنهم از تریبون عمومی فضای مجازی ترغیب نماید!

6- در انتها باید توجه داشت، اگرچه ماهیت بشر با خطا و اشتباه همزاد است؛ ولی شهامت پذیرش اشتباه و سعی در جبران آن، باعث میشود این ایراد در عمل تبدیل به نقطه عطفی در شخصیت او گردد. هرچند گستردگی فضای مجازی و حجم عظیم مخاطب آن، مستلزم بکارگیری دقت و وسواس زیاد در استفاده از این تریبون عمومی است