💠 نقدی بر تحلیل دکتر حامد قدوسی: آیا نظام بانکی می‌تواند مستقل از بخش حقیقی ایجاد منفعت کند؟

💠 نقدی بر تحلیل دکتر حامد قدوسی: آیا نظام بانکی می تواند مستقل از بخش حقیقی ایجاد منفعت کند؟ (بخش اول- قسمت دوم)

✍️ محسن یزدان پناه| مؤسسۀ مطالعات و تحقیقات مبین | نوشتار شماره57

https://telegram.me/Mobin_Research_Institute


تحول تاریخی مهمی در چگونگی شکل‌گیری حیث التفاتی جمعی ما در تلقی کردن چیزی به‌عنوان پول رخ‌داده است؛ تحولی که اساس بانکداری مدرن است؛ در روندی که با شکل‌گیری Bank of England در اواخر قرن هفده آغاز شد و سال‌هاست که به نقطه اوجش در تثبیت یک خصیصه بسیار مهم رسیده: تبدیل نظام‌مند بدهی خصوصی به پول عمومی است – the systemic conversion of private debt into public money.

اگر تا پیش‌ازاین ما جمعاً پول را بدهی دولت (عمدتاً در حالت سکه) تلقی می‌کردیم، در اثر این تحول بدهی بانک های تجاری (از چک‌های کاغذی گرفته تا بایت‌های کامپیوتری) را پول تلقی می‌کنیم. پس، پول امروز (جز اسکناس که می‌توانیم بدون اثری مهم آن را از تحلیل خود خارج کنیم) چیزی نیست جز بدهی بانک‌ها به ما که همان سپرده است. سؤال اینجاست که اگر پول همان بدهی بانک به ماست چطور می‌توانیم پول را در بانک بگذاریم که بعد از تجهیز توسط بانک وام‌دهی شود. پاسخ این است که نه برای ما ممکن است پول را در بانک بگذاریم و نه برای بانک مدرن در کلیتش ممکن است که پول ما را وامدهی کند. آنچه ما آن را سپرده گذاری می نامیم صرفا (جز موضوع اسکناس که تاکید بر بی اهمیتی آن دارم) انتقال وجه از بانکی به بانک دیگر است. و معادل آن وجه "پیشتر" دارایی بانکی (وام) بوجود آمده است. متاسفانه عموما تلقی ما از بانک یک تلقی استخری است، یعنی جایی که در آن پول به شکل فیزیکی وارد می شود و سپس به شکل فیزیکی خارج؛ نگرشی که غور در واقعیت شناسی اجتماعی اجازه رهایی از آن را می دهد.

واسطه وجوه نبودن بانک در شرایطی متضمن تحقق (فعلاً هم در تحلیل بازارهای مالی و مشتقات آن را کنار می‌گذاریم) یکی از مهم‌ترین فن‌آوری‌های اجتماعی برای توسعه و نوآوری است (در تحلیل بعد تا حدی آن را نشان خواهم داد). فهم آن چشم‌انداز را به‌کلی از دایره محدودشده به روایتی که در آن اقتصاد از تابع مصرف (بر اساس فرض عقلانیت) شروع‌شده و هم‌زمان تابع تولید به آن الحاق می‌شود رها کرده و بجایی می‌برد که کنش‌های اقتصاد در کالبدهای اجتماعی (واقعیات اجتماعی) محقق می‌شود. زمان و عاملیت‌های منحصربه‌فرد مانند کارآفرین در این بافت معنا می‌یابد. بدهی، بهره، پول، انباشت، قدرت، و گفتار (Discourse) در منظومه به هم مرتبط فهمیده می‌شود.

همچنان که این کالبدهای جمعی (که یکی از مهم‌ترینشان پول امروز است که بانک آن واسطه وجوه نیست) از علل توسعه تمدنی بشرند، می‌توانند عامل نابرابری و وخامت اقتصادی هم باشند. چنانکه از پول می‌توان پول ساخت بدون ربطی معنادار به ارزش افزایی در بخش حقیقی (=تلاقی انتظارات مصرف‌کنندگان و بازدهی نهایی کار و سرمایه). این مجال جای باز کردن چگونگی این مسئله در مصداق اقتصاد ایران نیست، اما می‌توان با نشانه‌هایی دریافت که روندهای پولی ، بخصوص در سال‌های اخیر، این‌چنین بوده است. به همان اعداد قبلی بازگردیم، اگر سود در بازار پول 200 هزار میلیارد تومان، سود در بازار سهام 100 هزار میلیارد تومان، و سود در سایر فعالیت‌های اقتصادی که نه ذیل بانک هستند و نه ذیل بورس را فرضا عدد 100 هزار در نظر بگیریم (که با توجه به شمول بانک و بورس علی‌القاعده باید بیشتر باشد)، تا کنون 400 هزار تومان سود شناسایی کردیم. با توجه به تورم و اندازه اقتصاد چه رشد اقتصادی متصور است؟ یکی از بی سابقه ترین دوران های شکوفایی اقتصادی در تاریخ اقتصاد جهان! معلوم است که چنین رشدی نه در سال 95 نه در سالهای قبلتر محقق نشده. پس نتیجه می شود شکاف عمیق در ترازنامه بانکها، که بر اساس برآوردها امروز به بیش از چند صدهزارمیلیارد تومان و چند برابر کل سرمایه بانکها رسیده است؟

روشن است که بدهی بانکها که همان نقدینگی است قابلیت نابود سازی ندارد (که در اثر آن شکاف واقعی دارایی بدهی پر شود)؛ و لازم است آگاه باشیم که این نقدینگی انعکاسِ انباشتِ نفعِ بیش از چند صد هزار میلیارد تومانی برای چیزی کمتر از 5 درصدِ برتر جامعه است. لذا این قضاوتی موجه است که بخش پولی توانسته برای دسته ای از پول پول بسازد، مستقل از جبران انتظارات مصرف کنندگان از مسیر بازدهی کار و سرمایه. آنچه این امکان را فراهم کرد، نوع تجهیز باورهای جمعی ما در تلقی کردن پول است؛ وگرنه امکان خلق پول برای پرداخت سود بانکی و انباشت آن این گونه میسر نمی شد!


🗞 مجله تلگرامی مبین🔻
https://telegram.me/Mobin_Research_Institute