ادامه یادداشت «نقد «روی‌کرد مهندسی/مکانیکی» در اقتصاد دقیقا یعنی چه؟»

ادامه یادداشت «نقد «روی‌کرد مهندسی/مکانیکی» در اقتصاد دقیقا یعنی چه؟»

یک اقتصاددان پخته جریان اصلی، اصولا یک اقتصاددان «دو دست» (On one hand; on the other hand) است: یعنی معمولا خروجی یک سیاست را منوط به دانستن مقدار یک سری پارامتر (مثلا کشش عرضه و تقاضا) می‌داند و محتمل است که بگوید تحت مقدار X چنین می‌شود و تحت مقدار Y عکس آن. در مقابل چنین جنس گزاره‌ مشروط و عدد-محوری را از یک اقتصاددان اتریشی کم‌تر می‌شنوید. اتریشی‌ها اصرار دارند که تحلیل اقتصادی فقط باید بر گزاره‌هایی استوار شود که به صورت پیشینی کاملا درست هستند و در نتیجه به جای تحلیل آماری و عددی بر یک فرآیند استدلال عقلانی و استنتاجی متکی هستند.

به عنوان مثال عملی برای جمع‌بندی بحث، اقتصاد جریان اصلی سعی می‌کند با مدل کردن رفتار «آینده‌نگر» و «دینامیکی» بنگاه‌ها، خانواده‌ها، واسطه‌های مالی و دولت‌ها و «لحاظ کردن پاسخ آن‌ها به سیاست‌های پولی» نهایتا به سیاستی بهینه مثلا برای سیاست پولی و نرخ بهره برسد. از نظر اتریشی‌ها هر تلاشی از این جنس در راستای «مهندسی» اقتصاد است و وضع را بدتر می‌کند. به این خاطر مثلا در یادداشت آقای دکتر غنی‌نژاد تلاش برای تطبیق نرخ بهره با تورم عملی عبث و غلط خوانده شده بود.

@hamedghoddusi کانال یک لیوان چای داغ٬ نوشته‌های حامد قدوسی