در دانشگاه استیونس نیوجرسی اقتصاد درس میدهم. حوزه تخصصم اقتصاد خرد کاربردی، اقتصاد انرژی و منابع طبیعی، مدیریت ریسک و کنترل بهینه تصادفی است. به علوم انسانی هم علاقهمندم. مسایل توسعه و سیاستگذاری ایران را دنبال میکنم و گاهی چیزهایی مینویسم.
فریب حریف در نظریه بازیها
فریب حریف در نظریه بازیها
از جمله مصداقهای خیلی روشن عبارت «دانش ناقص خطرناک است» در بهکارگیری نادرست مدلهای نظریه بازی است که متاسفانه کم هم اتفاق نمیافتد. کسانی که صرفا مقدمات ابتدایی از نظریه بازی را میآموزند و یا به جای آموختن آن از متون جدی، چیزهایی از «فروشندگان نظریه بازی» به گوششان میخورد تصورات رویایی از قابلیت مدلهای نظریه بازی دارند که ورا یا خلاف مدعای این نظریه است.
ذات اصلی نظریه بازی کشف «تعادلهای» محتمل در شرایط رقابتی است که همه حریفان «عقلانی و پیچیده» هستند و ضمنا «میدانند» که طرف مقابلشان هم عقلانی و پیچیده است و نیز میدانند که حریف هم این اطلاع را در مورد آنها دارد و الخ.
استفاده ناقص از نظریه بازی وقتی است که ادعا کنیم «بر اساس تکنیکهایی نظریه بازی» روشهایی برای دادن اطلاعات غلط به طرف مقابل و گول زدن او در راستای برندهشدن خودمان کشف کردهایم٬ گویی که فقط یک طرف این بازی - که ما باشیم - این نکته را میدانیم و حریفمان سادهلوح و گیج است! این دقیقا خلاف شهودی است که نظریه بازی به ما میآموزد. وقتی طرفین همهگی عقلانی و پیچیده باشند دیگر «فریب» حریف و استفاده از نظریه بازی برای «برندهشدن» خیلی معنی ندارد. چون حریف قدر هم میداند که طرف مقابلش انگیزه دارد که او را فریب بدهد و سیگنال نادرست ارسال کند و در نتیجه تصحیح این تلاش برای فریب را هم در تابع تحلیل خود وارد میکند.
مقالات متعددی در اقتصاد این اثر را تحلیل کردهاند. مثلا نشان دادهاند که مدیران شرکتها ممکن است سعی کنند با جابهجایی پروژهها و منابع، درآمد امسال را بالاتر نشان بدهند تا بازار را گول بزنند. ولی مدیر کوتهنظر داستان غافل از این حقیقت است که بازار با تمایل او به گول زدن بقیه آشنا است و در نتیجه سعی میکند نویز وارد شده توسط مدیر (برای متورم کردن مصنوعی ارزش سهام) را تصحیح کند و علیرغم تمایل مدیر برای signal jamming به تخمین درست ارزش شرکت میرسد.
نکته جالب و درس زندگی که اکثر این تحلیلهای دقیق به آن میرسند این است که در تعادل طرف متمایل به فریب و زرنگی، دست آخر هم چوب را میخورد و هم پیاز را! چون هم زحمت اضافی و پرهزینه (و نهایتا بیهوده) میکشد که سیگنال ارسالی را مختل کند و هم به مقصودش نایل نمیشود، چون طرف عقلانی مقابل تلاش او را خنثی میکند.
@hamedghoddusi کانال یک لیوان چای داغ٬ نوشتههای حامد قدوسی