در دانشگاه استیونس نیوجرسی اقتصاد درس میدهم. حوزه تخصصم اقتصاد خرد کاربردی، اقتصاد انرژی و منابع طبیعی، مدیریت ریسک و کنترل بهینه تصادفی است. به علوم انسانی هم علاقهمندم. مسایل توسعه و سیاستگذاری ایران را دنبال میکنم و گاهی چیزهایی مینویسم.
نیروهای بازار در تقابل با آرزوهای انرژی ترامپ
نیروهای بازار در تقابل با آرزوهای انرژی ترامپ
ترامپ مدعی است که قرار است قید را از «همه» بخشهای انرژی آمریکا بردارد. به طور خاص قول اجازه بهرهبرداری از منابع نفت و گاز زیر زمینهای فدرال (در آمریکا منابع زیر زمینی به صاحب زمین تعلق دارد، مگر اینکه قبلا این حق فروخته شده باشد)، حذف محدودیتهای سنگین روی نیروگاههای ذغالسنگی و حفظ موانع تکمیل خط لوله کیاستون را میدهد. مشکل پیش روی این است که نیروهای بازار بخشی از این آرزوها را خنثی خواهند کرد.
۱) اگر آمریکا به تولید نفت غیرمتعارف خود بیفزاید فشار روی قیمت جهانی نفت بیشتر میشود و قیمتها احتمالا همان حول و حوش ۵۰ دلار تثبیت میشود. این در حالی است که منابع غیرمتعارف (و نفت تزریق شده به خط لوله کیاستون) برای اقتصادی بودن نیاز به قیمتهای حدود ۴۰-۶۰ دلار دارند. البته به مدد پیشرفت فناوری سطح قیمت سربهسر منابع غیرمتعارف پایینتر رفته است ولی باز هم در قیمتهای پایین مارجین زیادی ندارد.
بخش خصوصی از این دینامیک قیمت آگاه است و ممکن است با انتظار عقلانی از قیمت آینده اصولا وارد سرمایهگذاری سنگین در بخش غیرمتعارف نشود. مگر اینکه فشارهای سیاسی به اوپک یا تولیدکنندگان خاورمیانه وارد شود که از تولید خود بکاهند و با بالا رفتن قیمت اجازه دهند تولیدکنندگان غیرمتعارف آمریکای شمالی بخشی از سهم بازار آنان را بگیرند.
۲) با تقویت تولید گاز شیل در آمریکا قیمت آن ممکن است حتی بیش از این افت کند (هر چند که الان هم قیمت حقیقی گاز در نازلترین سطح تاریخی خود است). ترامپ مدعی ایجاد شغل در بخش معادن ذغالسنگ از طریق برداشتن موانع پیش روی نیروگاههای برق ذغالی است. ولی در عمل گاز ارزان بزرگترین دشمن نیروگاه ذغالسنگی است. کاهش قیمت گاز ممکن است خود به خود نیروگاههای ذغالسنگی را از بازار حذف کند.
در یک سناریو بخش برق ذغالی میتوانست از سیاستهای ضدمحیطزیستی او بهره بگیرد اگر مالیات سنگین کربن برقرار بود و ناگهان حذف میشد. چون محتوای کربن ذغالسنگ بیش از گاز است، حذف مالیات کربن صرفهجویی قیمتی بزرگتری به بخش برق ذغالی میداد. این فرض و در نتیجه اثر ناشی از آن در واقعیت برقرار نیست.
در سناریوی دیگر اگر صادرات گاز آمریکا رونق شدیدی بگیرد (که خود این هم محل تردید است، چون قیمت گاز در نقاط دیگر دنیا هم افت کرده است و صادرات گاز مایع پرهزینه است) ممکن است فشار تقاضای جدید ناشی از صادرات به افزایش عرضه چربیده و قیمت گاز در داخل آمریکا بالاتر برود. در این صورت نیروگاههای ذغالی ممکن است مزیت به دست بیاورند.
@hamedghoddusi کانال یک لیوان چای داغ٬ نوشتههای حامد قدوسی