در باب قیمت بنزین: بخش دوم.. به نظرتان چند سال پیش؟

در باب قیمت بنزین: بخش دوم

پاراگراف بعدی چکیده‌ای از اولین مقاله اقتصادی است که من زمانی در روزنامه همشهری چاپ کردم و سرآغاز علاقه‌مندی‌ام به روزنامه‌نگاری اقتصادی شد. به نظرتان چند سال پیش؟

"ايران ارزان‌ترين قيمت بنزين را در دنيا دارد. چيزی حدود يک پنجم متوسط جهانی‌ که البته اگر قيمت دلار به طور مصنوعی پايين نگاه داشته نمی‌شد تا يک دهم هم می‌رسيد. آمارها نشان می‌دهد هم در كشورهای توليد‌كننده نفت و هم در كشورهايی با درآمد سرانه كم‌تر از ايران قيمت سوخت بيش از ايران است. وقتی به تجربه بین کشوری نگاه می‌کنیم به نظر می‌رسد بين قيمت بنزين و شاخص دموکراسی در كشورها رابطه يو شکلی برقرار است. يعنی در کشورهايی که شاخص دموکراسی بسيار پايين (مثل ديکتاتوری‌های آفريقايی) يا بسيار بالا (مثل نروژ) است قيمت بنزين بالا است و در کشورهايی با شاخص دموکراسی ميانه قيمت پايين است. دليلش هم ظاهرا اين است که در کشورهای ديکتاتوري، دولت هر جوری دلش می‌خواهد قيمت می‌گذارد و طبعا دوست دارد سوخت را هر چه بيشتر قيمت‌گذاری کند تا درآمد بيشتری به دست آورد. در کشورهايی با دموکراسی بالا نيز مردم بهای زيادی برای سوخت می‌پردازند ولی می‌دانند ماليات سوخت نهايتا صرف مخارج عمومی مفيدی مثل بهداشت و درمان، آموزش و پرورش و امنيت بهتر می‌شود. می‌ماند کشورهايی با دموکراسی ميانه. مردم در اين کشورها خيلی به سياست‌مداران اعتماد ندارند و نمی‌توانند نظارت چندانی هم بر مصارف عمومی اعمال کنند ولی از طرفی هم قادرند از طريق نمايندگان مجلس کارهايی بکنند. خوب بهترين کار اين است که تا می‌شود قيمت را پايين نگاه داشت چون معلوم نيست اگر اين پول دست دولت برود با آن چه می‌کند. جالب است نه؟ بودن در ميانه سطح دموکراسی بهترين ميدان برای شکل‌گيری پوپوليسم و تعادل‌های قیمتی ناکار است. "

نسخه تفصیلی مطلب فوق در واقع ۱۴ سال پیش چاپ شده بود (سال ۱۳۸۲) . بازخوردهای متعدد و متنوعی که بر روی مطلب قبلی دریافت کردم حاکی از آن بود که در این ۱۴ سال وضع نه تنها به‌تر نشده بل‌که مکانیسمی که در آن مقاله قدیمی توضیح داده شده بود به عینه برای مردم ملموس شده است. خلاصه ده‌ها بازخورد انتقادی از خوانندگان می‌گفت که وقتی مردم به دولت اعتماد ندارند و مطمئن نیستند که منافع ناشی از حذف یارانه‌ها صرف چه نوع هزینه‌هایی خواهد شد، حاضر نیستند که از بنزین یارانه‌ای دست بکشند. یعنی با این که می‌دانند وضع فعلی در حالت ایده‌آل بهینه نیست ولی ترجیح می‌دهند بنزین یارانه‌ای نقد را بچسبند تا منافع نامعلوم ناشی از حذف یارانه را.

متاسفانه سال‌ها است که جامعه‌شناسان و اقتصاددانان و بقیه متخصصان علوم اجتماعی در مورد بحران «اعتماد» و عوارض آن در جامعه ما هشدار می‌دهند. همین مثال بنزین نشان می‌دهد که در غیاب اعتماد بین دولت و مردم، اقتصاد می‌تواند در تعادل‌های ناکارا قفل شود، منابع به شکل ناکارا هدر رود و اصلاحات حیاتی برای اقتصاد قابل انجام نباشد یا از سوی جامعه مورد پذیرش قرار نگیرد. امیدواریم تا وضعیت از این هم بدتر نشده است قدم‌های اصلاحی برای ترمیم این اعتماد و افزایش شفافیت و پاسخ‌گویی در مورد درآمدها و هزینه‌های دولت و نهادهای شبه‌دولتی برداشته شود.

تماس با نویسنده @hamed_ghoddusi
@hamedghoddusi