نقدینگی به مثابه «روغن موتور»

نقدینگی به مثابه «روغن موتور»

وقتی با دکتر معینی مطلب قبلی را نوشتیم کاملا انتظار داشتیم که دیدگاه ارائه شده موافقان و مخالفان زیادی داشته باشد. به هر حال هم نقدینگی مفهومی انتزاعی و پیچیده است و هم بدفهمی در مورد آن زیاد است و هم ما ادعا نداریم که همه ابعاد چنین مساله پیچیده‌‌ای را می‌فهمیم. در نتیجه آمادگی داریم که تا هر جا که لازم بود پاسخ نقد و ابهام‌ها را بدهیم و بحث را تدقیق کنیم. به نظر ما اگر توهم‌های مربوط به مفید بودن «نقدینگی» در اقتصاد ایران رفع شود و سیاست‌مداران دست از این نگاه بردارند، بخشی از گرفتاری‌های اقتصاد ایران حل می‌شود.

در این متن می‌خواهم انگاره «نقدینگی به مثابه روغن موتور» را بیش‌تر بسط بدهم و آن را در مقابه انگاره «نقدینگی به مثابه سوخت موتور» قرار بدهم. به نظرم فکر کردن به نقدینگی به عنوان روغن می‌تواند خیلی از بدفهمی‌ها را روشن کند.

۱) سوال: یعنی شما می‌گوید مدیریت صحیح سیاست‌های پولی، نقدینگی و عرضه پول هیچ تاثیری در کم و زیاد کردن رشد اقتصادی ندارد؟

پاسخ: معلوم است که این را نمی‌گوییم. نقدینگی در یک حد مشخص برای گردش درست اقتصاد لازم است و به همین خاطر هم تعبیر «روغن موتور» را برای آن به کار بردیم. متناسب با میزان مبادلات اقتصادی و نیازهای سرمایه‌گذاری و سرمایه در گردش بنگاه‌ها مقداری نقدینگی در اقتصاد لازم است تا «دانه‌های گندم» (عوامل حقیقی تولید) بین آحاد جامعه دست به دست شود. اگر روغن به اندازه کافی تزریق نشود موتور می‌سوزد (انجماد نقدینگی و رکود) ولی از آن طرف هیچ موتوری با تزریق بیش‌تر «روغن موتور» به‌تر کار نمی‌کند، روغن که زیاد تزریق کنی فقط همه جا را کثیف می‌کند (که ما در متن از آن به عنوان رشد اسمی دارایی‌ها در اثر سیلاب نقدینگی اسم بردیم). متن ما هشدار می‌دهد که «روغن موتور» را به جای «سوخت موتور» نگیریم.

۲) فرض کنیم اتفاقی بیفتد که مثلا با اصطلاح ساختار کسب و کار - مثلا کاهش انحصارها، باز شدن تجارت، ... - وضع تولید بهتر شود و درصد بزرگ‌تری از وام‌های بانکی به بخش تولید داده شود. آیا این اسمش «هدایت اعتبارات» نیست؟

پاسخ: نه نیست. ما هم اتفاقا همین دیدگاه را داریم: اعتبارات متناسب با تقاضای بخش‌‌های مختلف خلق و جذب می‌شود. یعنی خلق نقدینگی در یک سکتور از سمت تقاضای آن سکتور می‌افتد و نه با «تزریق و فشار» از بیرون. با همان استعاره روغن موتور، طبیعی است که وقتی موتور شما بزرگ‌تر شد روغن بیش‌تری هم نیاز دارد. وقتی بخش تولید فعال‌تر شود طبعا به سرمایه بیش‌تری نیاز دارد و درصد بزرگ‌تری از اعتبارات و نقدینگی در آن بخش فعال می‌شود. ولی باز علیت از سمت بزرگ شدن موتور بود و نه فشار دادن روغن بیش‌تر.

۳)‌ آیا ادعای شما این است که ارتقاء فناوری بانکی و واسطه‌های مالی برای اعطای تسهیلات به تولید تاثیری در تولید ندارد؟

پاسخ: هرگز چنین ادعایی نداریم. معلوم است که هر قدر تامین مالی تولید کاراتر باشد وضع تولید به‌تر می‌شود. خود من در سال‌های گذشته چندین مطلب مفصل در مورد نوآوری مالی و خصوصا در مورد «تامین سرمایه در گردش بنگاه‌ها» نوشته‌ام که در نشریات مختلف منتشر شده‌اند. بلی شما اگر روغن موتور به‌تری به موتور تزریق کنید خب موتور به‌تر کار می‌کند. مثلا اگر با نوآوری مالی کاری کنید که اصطکاک بین بانک و بنگاه برای تامین هزینه‌های جاری یا پژوهشی یا تبلیغاتی بنگاه‌ها کم‌تر شود، بهره‌وری بنگاه‌ها بیش‌تر می‌شود. این شبیه این است که مسیرهای روغن را در موتور تمیز کنید و روغن‌های جدیدتر و قوی‌تر استفاده کنید.

۴) نمونه‌ای از این بحث در کشورهای دیگر چیست؟

جواب: یک مشابهش اتفاقی بود که در سال‌های منتهی به بحران اقتصادی در آمریکا رخ داد. سرکیسه را شکل کردند و وام‌های مسکن را کلی زیاد کردند. عده‌ زیادی احساس پول‌داری کردند و مصرف کردند. ولی خب واقعیت حقیقی اقتصاد که عوض نشده بود. وقتی یک سالی بیش‌تر از بودجه بلندمدت بخوری، سال بعد مجبوری از مصرف کم کنی تا قید محدودیت‌ها برقرار باشد. همین اتفاق افتاد و با افت تقاضا در سال‌های بعد اقتصاد وارد رکود شد.

جمع‌بندی: این آزمایش ذهنی فکر کنید. اگر فکر می کنید «نقدینگی» واقعا یک منبع حقیقی و به دردبخور در اقتصاد است، دقت کنید که دولت می تواند به یک اشاره نقدینگی ۱۶۰۰ هزار میلیاردی فعلی را به ۲۰۰۰ هزار میلیارد (یا هر رقم دلخواه دیگری) برساند. کاری ندارد که: به بانک مرکزی اجازه خلق پول قدرت می دهیم یا با کاهش ضریب احتیاطی بانک‌ها عرضه اعتبارات را بیش‌تر می‌کنیم. آیا هر کسی که اندکی منطق اقتصاد را می شناسد باور می کند که متغیری که با یک امضاء فورا زیاد می‌شود می‌تواند یک «منبع کم‌یاب» در اقتصاد باشد و اثرات حقیقی درجه اول داشته باشد؟

ادامه دارد

تماس با نویسنده @hamed_ghoddusi
@hamedghoddusi