مدیریت ریسک قیمت ورودی: افزایش کارایی عملیاتی یا استفاده از ابزارهای مالی؟

مدیریت ریسک قیمت ورودی: افزایش کارایی عملیاتی یا استفاده از ابزارهای مالی؟

این عنوان مقاله جدیدی است که با سام افلاکی و علی شنتیا (هر دو از HEC Paris) نوشته‌ایم. تمرکز مقاله روی این سوال است که استراتژی بهینه برای بنگاهی که تحت عدم اطمینان در مورد قیمت مواد اولیه قرار دارد (مثلا شرکت هواپیمایی مواجه با ریسک قیمت بنزین هواپیما یا تولیدکننده توربین بادی یا سلول خورشیدی مواجه با ریسک قیمت فلزات و مواد پوسته زمین) چیست؟ به طور خاص ما کارایی استراتژی «کاهش شدت استفاده از مواد اولیه» (مثل استفاده از موتورهای هواپیمای با مصرف سوخت کم‌تر) و استراتژی هج با ابزارهای مالی مثل قراردادهای آتی و اختیار را با هم مقایسه می‌کنیم.

استراتژی پوشش ریسک با ابزارهای مالی بسیار شناخته شده است ولی استفاده از کارایی عملیاتی (مثل کاهش شدت انرژی) به عنوان یک استراتژی پوشش ریسک قیمت کم‌تر مورد توجه بوده و ما سعی کرده‌ایم اثربخشی آن را با استراتژیک پوشش ریسک مالی مقایسه کنیم.

در این تحلیل دو گروه صنعت شناسایی می‌کنیم که رفتار خیلی متفاوتی در قبال این مساله دارند: صنایعی که مجبورند قیمت فروش را قبل از مشاهده قیمت مواد اولیه ببندند (مثلا هواپیمایی که باید بلیط را از قبل بفروشد) و صنایعی که برنامه تولید و قیمت فروش را بر اساس قیمت روز ماده اولیه تعیین می‌کنند (مثل پالایشگاهی که قیمت سوخت را بر اساس قیمت روز نفت خام تعیین می‌کند). نشان می‌دهیم که صنایعی که در مورد قیمت منعطف هستند، تحت مقادیری از پارامترها تلاطم قیمت مواد اولیه را دوست دارند! و علاقه‌مند به پوشش ریسک نیستند. ولی صنایع با تعهد قیمت هیچ وقت این تلاطم را دوست ندارند و همیشه به دنبال پوشش ریسک هستند.

در قدم بعدی تعامل بین مدیریت ریسک از طریق کارایی عملیاتی (Technological Improvement) و پوشش ریسک مالی را بررسی کرده و می‌پرسیم که آیا این دو تصمیم مکمل یا جای‌گزین هستند. نهایتا مدل را در شرایط رقابت دوگانه بررسی می‌کنیم و تفاوت رفتار برای پوشش ریسک و کارایی عملیاتی در بازارهای انحصاری و رقابت دوگانه را نشان می‌دهیم.

می‌توانید اصل مقاله را از این‌جا مطالعه کنید.

https://papers.ssrn.com/sol3/papers.cfm?abstract_id=3041440

@hamed_ghoddusi تماس با نویسنده
@hamedghoddusi