توهم سود جمعی در بازارهای جمع صفر.. در یکی از غرفه‌ها تبلیغات بزرگی برای مدیریت دارایی کرده بودند

توهم سود جمعی در بازارهای جمع صفر

دو سال پیش در نمایشگاه بورس و بیمه (تهران) بودم و به غرفه‌های مختلف می‌رفتم و صحبت می‌کردم که ازشان یاد بگیرم. در یکی از غرفه‌ها تبلیغات بزرگی برای مدیریت دارایی کرده بودند. مسوول غرفه با هیجان توضیح می‌داد که کارشان «خرید و فروش» در بورس است و این‌که سرمایه‌گذاری «منفعل» (Passive) سود چندانی ندارد و این‌که بازنشستگان وضع مالی خوبی ندارند و شرکت آن‌‌ها کمک می‌کند تا با این نوع سرمایه‌گذاری‌ها درآمد بیش‌تری داشته‌ باشند. بهشان گفتم متاسفانه این یک واقعیت است که بازنشستگان ما تحت مشکلات زیادی هستند ولی آیا این شرکت مطمئن است که در سطج تجمیعی (Aggregate) کمکی به بازنشستگان می‌کند؟

سوال برای‌شان عجیب بود. توضیح دادم که سود ادعایی آن (فعلا فرض کنیم سود می‌کنند) ناشی از یک عملیات با جمع صفر است (که همیشه یک طرف آن بازنده و یک طرف برنده است) و ناشی از خلق یک مازاد جدید نیست. پس اگر همه بازنشستگان پول خود را در ۱۰۰ شرکت با عملیات مشابه آن‌‌ها (یعنی سود ناشی از «خرید و فروش) سرمایه‌گذاری کنند و فرض کنیم این شرکت‌ها کیفیت شبیه دارند، در حل لحظه از زمان ۵۰٪ بازنشستگان سود می‌کنند و ۵۰٪ زیان! دست آخر، همه بازنشسته‌ها بازده انتظاری «منفی» دارند و این وسط مقداری پول هم گیر مدیران و کارکنان این شرکت‌ها آمده است.

برایم عجیب بود که حتی در یک جمع تخصصی مالی این موضوع که سود ناشی از به قول خودشان «ترید» (Trade) یک سود جمع-صفر است و نمی‌تواند در سطح تجمیعی جامعه کمکی به بزرگ شدن کیک رفاه کند بدیهی نیست (از اثرات رفاهی بسیار بحث‌برانگیز و به نظرم اندک روی نقدشوندگی بازار و علامت به مدیران بنگاه‌ها صرف‌نظر کنیم).

نمی‌خواهم خیلی گزاره قوی صادر کنم ولی به نظرم این علامت که بیش‌تر اقشار جامعه از فشار ناشی از رکود و رشد کم اقتصادی، به سمت بازار فارکس و بورس‌بازی و ترید و الخ رو آورده‌اند یا به آن امید دارند، علامت خطرناکی است. برعکس اگر این روحیه را ببینیم که افراد به موفقیت شرکت نوپای‌شان (Start-up) یا سرمایه‌گذاری آموزشی روی سرمایه انسانی خودشان یا تولید یک محصول، یا حتی کوبیدن ساختمان قدیمی و ساخت ساختمان جدید و امثال آن دل بسته‌اند (روحیه‌ای که اول دهه هفتاد در جامعه می‌دیدیم) باید خوش‌حال و امیدوارم باشیم، چون کسب سود از این مجاری اتفاقا مازاد جدید خلق می‌کند و کیک رفاه جامعه را بزرگ می‌کند.

به آن مکالمه اول متن که برگردیم، بلی پول بازنشستگان باید درست سرمایه‌گذاری شود تا به آن‌ها بازده مناسب بدهد. ولی اگر بخواهیم این بازده در سطح ملی مثبت باشد، پس‌انداز بازنشسته‌ها باید از مسیر واسطه‌‌های مالی مثل تامین سرمایه‌ها و شرکت‌های Private Equity و شرکت‌های مدیریت دارایی و صندوق‌های سرمایه‌‌گذاری مشترک و امثال آن نهایتا به سبدی از استارت‌آپ‌ها و شرکت‌های فناوری و پروژه‌های ساختمانی و نفتی و نیرو و زیرساخت‌ها و هواپیمایی‌ها و الخ برسد تا خلق ارزش جدید کند.

پ.ن: یکی از خوانندگان فرهیخته خیلی خوب این مطلب را جمع‌بندی کردند: تفاوت بین سهامداری (سود ناشی از سرمایه‌گذاری منفعل و بلندمدت در بورس برای تامین مالی فعالیت‌های اقتصادی) و سهامبازی یا نوسان‌گیری. اولی بازی جمع صفر نیست ولی دومی هست. نقد ما در این مطلب به دومی بود.

@hamed_ghoddusi تماس با نویسنده
@hamedghoddusi