هزینه فرصت: مفهومی برای انتخاب بین کارهای «خوب».. چرا مساله‌ساز است؟

هزینه فرصت: مفهومی برای انتخاب بین کارهای «خوب»

پیرو مطلب قبلی مربوط به ترافیک ناشی از پول جمع کردن برای آتش‌نشان‌ها، دوستی پیام داد که «شما بار اقتصادی رو در نظر می گیری ولی فرهنگ احترام به پرسنل خدمتگزار اجتماع مهمتر از چند صد دلار جمع آوری شده است ، آن ترافیک اندک یاد آوری به جامعه است که قدردان کسانی باشند که با جانشان جامعه را پاس می دارند».

در پاسخ گفتم که این شیوه روی‌کرد به تحلیل مسایل خطرناک و مساله‌ساز است. چرا مساله‌ساز است؟ چون «هزینه‌هایی» که یک کار خیر و خوب به جامعه تحمیل می‌کند را نادیده می‌گیرد و این طور تحلیل می‌کند که هر عمل خوبی، به صرف این که خوب و پسندیده است (احتمالا از دید یک عده)، باید دنبال شود. مغالطه‌‌ای هم که پیش کشیده می‌شود این است که «کارهای خوب را نمی‌توان با معیار اقتصادی ارزیابی کرد».

اتفاقا اقتصاد (به معنی وسیع کلمه) ایجاد شده تا به ما بگوید که بین «بی‌شمار کار خوب» کدام را برداریم، چون می‌دانیم که «منابع ما» - از امکانات فیزیکی جهان تا پول تا تعداد انسان‌ها تا توان بدنی و عمر و وقت و حوصله انسان - همه‌گی محدود و فرصت «کارهای خوب» بی‌شمار هستند. در همین جامعه خودمان چه قدر فرصت برای کار خیر و خوب است؟ خارج از شمار: ازگرداندن کودکان کار به زندگی، نجات دریاچه‌ها و آبگیرها، حل معضل آلودگی هوای شهرها، رفع فقر، ایجاد امکانات برابر برای معلولین، ایجاد فرصت‌‌های برابر برای مردان و زنان، حفظ جنگل‌ها و مراتع، ضبط و ثبت آثار فرهنگی محلی، قدرددانی از پیش‌کسوتان، کمک به بیماران سرطانی، گسترش فضاهای ورزشی در شهرها، گسترش حمل و نقل عمومی، کمک به حل معضل گرسنگی در کشورهای دیگر، پژوهش در مبانی کیهان‌شناسی و ... که می‌شود تا صبح ادامه داد. آیا جامعه ما - یا هر جامعه‌ای - برای برآورده کردن همه نیازهای خوب در حد اعلاء منابع دارد؟ احتمالا نه.

در نتیجه اگر یک کار خوب را در مقابل هزینه‌هایی که به جامعه تحمیل می‌کند می‌سنجیم، نه معنی‌اش این است که همه چیز را به پول تبدیل کرده‌ایم (حداقل صاحب این کانال بارها مخالفتش را با کالایی شدن بی‌حد همه چیز اعلام کرده) و هم معنی‌اش این نیست که این کارها در اصل خود و در خلاء خوب نیست. فقط می‌گوییم که چون جامعه «منابع خیلی محدود» و «کارهای خوب بسیار زیاد» دارد که احتمالا از میزان منابع در دسترس بیش‌تر هستند، برای هر کار خوبی، تعداد زیاد کار خوب رقیب دیگر هم هست که با این منابع می‌توان به آن‌ها پرداخت. تحلیل هزینه/فایده در واقع به ما می‌گوید که «هزینه فرصت» این کار خوب در سطح کلان چیست. مثلا می‌گوید ترافیکی که به خاطر تجلیل از آتش‌‌نشان‌ها ایجاد شد چه قدر از امکانات محدود جامعه را هدر داد و با آن چه کارهای خوب دیگری می‌شد انجام داد که دیگر امکان‌پذیر نیست.

وقتی از این زاویه نگاه کنیم، اختلاف بین افراد جامعه در تحلیل مساله‌های سیاست عمومی به جای ایدئولوژیک و صفر/یک بودن، تبدیل به یک اختلاف فنی و از نوع تفاوت دیدگاه‌ها و ترجیحات برای «رتبه‌بندی و اولویت‌بندی کارهای خوب» می‌شود. حتی سخت‌ترین مدافع «تجلیل از آتش‌نشانان» هم حاضر نخواهد شد که این کار مثلا به قیمت یک میلیارد دلار هزینه برای کشور یا مردن صد نفر در ترافیک ناشی از آن باشد. تحلیل هزینه/فایده، افراد را مجبور می‌کند که تصریح کنند که مرز هزینه‌ای که حاضرند به جامعه تحمیل کنند - که معنی‌اش این است که از کارهای خوب دیگر صرف‌نظر کنیم - تا آن کار خوب خاص به انجام برسد کجا است.

تماس با نویسنده @hamed_ghoddusi
@hamedghoddusi