بانک مرکزی ایران: محدودیت‌ها، چالش‌ها و فرصت‌ها (بخش دوم)

بانک مرکزی ایران: محدودیت‌ها، چالش‌ها و فرصت‌ها (بخش دوم)
محبوبه داودی (دانش‌‌گاه صنعتی شریف)، حامد قدوسی (SIT)

این نرخ سیاستی در بانک‌های مرکزی توسط کمیته های سیاست پولی تعیین می‌شود و اساس این انتخاب هم تحلیل‌های اقتصاد کلان است. نرخ سیاستی طوری انتخاب می‏شود که در آن بده-بستان‌ها (Tradeoff) مربوط به مصرف/ سرمایه گذاری عوامل اقتصادی یا در واقع عرضه و تقاضای کالا در اقتصاد به گونه ای تنظیم ‏شود که نرخ تورم ناشی از این عرضه و تقاضا دقیقا معادل نرخ تورم هدف باشد. این اتفاق چه طور می‌افتد؟ این طور که وقتی نرخ‌‌های بهره بالا می‌رود، مردم ترجیح می‌دهند که به جای مصرف پس‌‌انداز کنند (چون هزینه فرصت پس‌انداز نکردن بالا رفته است) و در نتیجه از شدت تقاضای مصرفی فعلی و نرخ تورم کاسته می‌‌شود. با تغییر نرخ‌های بهره، تمایل مردم به نگهداری پول و حساب‌های جاری در مقابل حساب‌های پس‌‌انداز بلندمدت تغییر می‌کند. به یاد بیاورید که در قسمت اول گفتیم که بخشی از نقدینگی که در حساب‌های پس‌انداز بلندمدت است «غیرتورمی» است. پس نرخ سیاستی عملا با جا به جا کردن نسبت بین بخش تورم زای نقدینگی(مثل حساب‌های جاری) و بخش غیرتورم زای آن (عمدتا سپرده های بلندمدت) طوری عمل می‌کند که در عین حال که نقدینگی لازم برای فعالیت روزمره اقتصاد تامین می‌شود، ترکیب نقدینگی به گونه ای خواهد بود که تورم واقعی هم برابر تورم هدف شود. . انتخاب نرخ سیاستی، به دانش عمیق اقتصاد کلان هم در حوزه بخش واقعی و هم در حوزه بخش پولی دارد، از این رو این انتخاب همواره در بانکهای مرکزی توسط کمیته های سیاست پولی که بدنه اصلی آن را اقتصاددانان خبره تشکیل می‏دهند، انجام می‏شود. در قسمت بعدی بحث نحوه عملیاتی کردن این سیاست‌ها (خصوصا در قالب عملیات بازار باز) را ادامه خواهیم داد

تماس با نویسنده @hamed_ghoddusi
@hamedghoddusi