در باب بنزین (بخش پنجم): منطق قیمت تعادلی.. نرخ بنزین سهمیه‌ای یا آزاد؟

در باب بنزین (بخش پنجم): منطق قیمت تعادلی

در مطلب قبلی گفتیم که «قیمت خدمات و کالاها در جامعه بر چه اساسی تعیین خواهد شد؟ نرخ بنزین سهمیه‌ای یا آزاد؟ نظریه اقتصاد خرد فورا به ما می‌گوید که «هزینه نهایی» تولید کالا قیمت تعادلی آن را در بازار تعیین می‌کند که این هزینه عمدتا نرخ بنزین آزاد خواهد بود. ذهنیت عمومی این است که متوسطی از قیمت یارانه‌ای و آزاد مبنای تعیین قیمت‌ها خواهد بود ولی اگر نمودار عرضه بنزین و تقاضای حمل و نقل را بکشید - با فرض وجود تقاضا برای بنزین مازاد سهمیه - می‌بینید که قیمت تعادلی روی شاخه قیمت آزاد تعیین خواهد شد.»

دوستان زیادی - حتی اقتصادخوانده‌ها - در مورد این بند تردید و ابهام داشتند. چون شهودهای این موضوع ورای بحث بنزین است و تقریبا برای همه بنگاه‌ها در شرایط مختلف صادق است، یک پست مستقل در مورد آن ارزش بحث دارد.

۱) خطای استفاده از قیمت «حسابداری»: یک استدلال رایج ذهنی در جامعه این است که اگر تولیدکننده درصدی از عوامل تولید را با قیمت P1 و درصد دیگری را با قیمت بالاتر P2 خریداری کند، قیمت فروش کالا در بازار بر اساس متوسط هزینه خریداری عوامل تولید (یعنی میانگین وزنی P1 , P2) تعیین خواهد شد. متاسفانه این نگاه حسابداری/مدیریتی برای تحلیل تعادل قیمت در اقتصاد کاملا غلط است. اقتصاد خرد به ما می‌آموزد که در بازار برای یک کالای مشخص یک قیمت وجود دارد و قیمت تعادلی بازار توسط «هزینه تولید آخرین واحد کالا» در بازار تعیین خواهد شد و مهم نیست هزینه تولید واحدهای قبلی چند بوده است. اگر هزینه تولید واحدهای قبلی پایین‌تر بوده باشد (یعنی تابع هزینه محدب باشد، مثالش همین بنزین سهمیه ای)، تفاوت بین هزینه تولید آخرین واحد و واحدهای قبلی تولید به عنوان «رانت» به تولیدکننده تعلق خواهد گرفت.

۲) خطای فراموش کردن «هزینه فرصت»: مساله را جور دیگری هم می‌توان دید و به همان نتیجه رسید: تنها قیمت مرتبط برای تولیدکننده «هزینه فرصت» استفاده از منابع برای تولید است. وقتی اقتصاد خرد درس می‌دهیم به دانشجویان یاد آور می شویم که «مهم نیست شما عوامل تولید را چند و کی خریده اید»، شرکتی ممکن است موجودی مواد اولیه خود را قبلا به قیمت بالاتر یا پایین‌تر از قیمت روز خریداری کرده باشد، مهم این است که در «لحظه تولید» موجودی عوامل تولید را چه قیمتی می‌توانید بفروشید. در تعادل کلان اقتصاد، این قیمت روز عوامل تولید است که ساختار هزینه و قیمت تعادلی را تعیین می کند.

در مورد بنزین سهمیه‌ای چون قرار بر این است که حجم بنزین یارانه‌ای فقط ۵۰ میلیون لیتر در روز باشد (مصرف واقعی حدود ۸۰ میلیون لیتر است)، بازار هرگز در حجم بنزین یارانه‌ای پاک نخواهد شد و همیشه تقاضایی در حدود ۳۰ میلیون لیتر برای بنزین آزاد خواهد بود. بنابراین در تعادل «هزینه فرصت» سوزاندن هر لیتر بنزین برای هر عاملی - شهروند، راننده تاکسی، شرکت حمل بار، الخ - معادل قیمت بنزین آزاد خواهد بود، ولو این‌که خود آن‌ها بنزین را به قیمت یارانه‌ای دریافت کرده باشند.

اگر برای‌تان این نتیجه عجیب است به این ادعای حتی شاذتر فکر کنید که اگر به تاکسی‌ها هزاران لیتر هم بنزین یارانه‌ای داده شود، باز قیمت حمل و نقل بر اساس نرخ بنزین آزاد تعیین خواهد شد! اگر تاکسی مجبور نباشد که کار کند (فرض کنیم امکان ردیابی تاکسی‌ها نیست)، راننده همیشه باید بین گزینه فروش سهمیه در بازار آزاد و سوزاندن بنزین برای خدمات حمل و نقل فکر کند. بنابراین در تعادلی که خدمات حمل و نقل در جامعه ارائه می‌شود، کف کرایه‌ها در نرخی تعیین خواهد شد که از فروش معادل بنزین آن در بازار آزاد سودآورتر باشد و این یعنی باید بالاتر از نرخ فروش آزاد باشد. اگر این شرط برقرار نباشد راننده‌های تاکسی خانه‌نشین شده و فقط سهمیه خود را در بازار می‌فروشند.

تماس با نویسنده @hamed_ghoddusi
@hamedghoddusi