ادامه مطلب «تالاب‌ها علایم حیاتی ایران زمین هستند!»

ادامه مطلب «تالاب‌ها علایم حیاتی ایران زمین هستند!»

با توجه به وضعیت بحرانی اکثریت مطلق تالاب‌های اصلی کشور مداخله سیاست‌گذار، جامعه محلی، جامعه جهانی و نهادهای مردم‌نهاد برای احیا و پایدارسازی آن‌ها الزامی است. در این‌جا به چند محوری که می‌تواند پیوند دهنده جامعه اقتصاددانان و کارآفرینان ایرانی با این مساله باشد اشاره می‌کنیم. هر چند هدف اولیه باید این باشد که در اثر فعالیت‌های بشری هیچ تالابی در طبیعت از بین نرود، ولی در مسیر مداخله برای نجات و احیای تالاب‌های آسیب‌دیده در گذشته منطق هزینه/فایده مجبور است تا حدی رعایت شود.

۱) ارزش‌گذاری احیای تالاب: باور کلی این است که تالاب‌ها جزو منابع طبیعی زیرقیمت ارزش‌گذاری شده (Undervalued) به شمار می‌آیند. از دید اقتصادی اولین سوالی که با آن مواجه می‌شویم این است که ارزش حیاتی یک تالاب را چه طور ارزیابی کنیم تا بتوانیم آستانه هزینه‌های مقبول را شناسایی کنیم؟ ارزش‌گذاری تالاب‌ها به دلایل مختلف (از جمله کم‌بود اطلاعات، ناشناخته بودن مکانیسم‌ها و وجود ابهام‌ها) پیچیده و دشوار است. با این‌حال باید قدم‌های اولیه را برداشت. پس از نزدیک نیم قرن سدسازی فعالانه در کشور به اندازه کافی داده‌هایی تولید شده است که اجازه یک ارزیابی بی‌طرفانه از هزینه‌ها و منافع مداخله در طبیعت را داشته باشیم. به طور خاص می‌توانیم روی منافع پس از وقوع (ex-post) ناشی از ساختن سد‌هایی که باعث بحرانی‌شدن یا نابودی تالاب‌ها شده‌اند متمرکز شویم.

۲) ارزش اختیار (Option Value) تالاب‌ها: علاوه بر جریان مداوم خدمات (مثل ارزش ماهی‌گیری و کشاورزی) و تعدیل آب و هوا، بسیاری از تالاب‌ها به عنوان مکانیسم بیمه و ضربه‌گیر شوک‌ها برای جامعه انسانی و طبیعی اطراف عمل می‌کنند و ارزش آن‌ها پس از دفع خطر یک شوک بزرگ (مثل خطر سیل) ظاهر می‌شود. وقتی جلوی سیل یا طوفان نمک یا گرمای شدید هوا گرفته می‌شود جامعه اثر آن‌ها را حس نمی‌کند و به زبان اقتصادسنجی با مشاهده سانسورشده و فقدان گروه شاهد (Counter-Factual) در ارزش تالاب‌ها مواجه هستیم. متاسفانه تنها پس از نابودی تالاب و افزایش بسامد حوادثی مثل سیل و ریزگردهاست که ارزش قبلی تالاب حس می‌شود. با این نگاه تالاب‌ها را باید به عنوان اختیارهایی (Options) در دل طبیعت دید که در زمان لازم بازده بالایی را پرداخت می‌کنند.

۳) اثرات بازتوزیعی نابودی تالاب‌ها: حتی اگر احیا‌ء کامل یا جزیی تالاب بسیار گران یا به لحاظ فنی غیرممکن به نظر برسد جامعه برای محافظت از شهروندانی که در حوضه اطراف تالاب‌ها زندگی می‌کردند مستقیما مسوول است. نابودی تالاب‌ها به طور مستقیم زندگی شهروندانی که در اطرف آن‌ها سکونت دارند و از محل کارکردهای تالاب امرار معاش می‌کنند تحت تاثیر قرار می‌دهد. از دست رفتن کشاورزی، دامپروی و ماهی‌گیری در حوضه دریاچه هامون و نابودی منبع معاش نزدیک به یک صدهزار هم‌وطن سیستانی و تضعیف حیات اقتصادی اطراف هورهای خوزستان فقط نمونه‌هایی از این مثال‌ها است. با منطق جبران «اثرات بیرونی» در اقتصاد، باید بخش‌هایی که با مصرف آب در بالا دست یا در اثر انتقال بین حوضه‌ای یا فعالیت‌های سازه‌ای باعث خشکاندن تالاب‌ها شده‌اند در مقابل جبران کامل صدمات وارد شده به جامعه محلی تالاب مسوول شناخته شوند.

۴) پیچیدگی سیاست‌گزاری: احیای تالاب‌ها و دریاچه‌ها زمان‌بر و نیازمند صرف منابع گسترده است. مسیر بهینه یا موثر احیاء در اکثر موارد به خوبی شناخته شده نیست و استراتژی‌های مداخله برای نجات هم ممکن است پیامدهای ناخواسته داشته باشند. عنصر احتیاط و تامل را باید در سیاست‌گزاری احیا دخیل کرد و از اعطای قول‌های قطعی و فوری و ایجاد انتظارات کوتاه‌مدت خودداری کرد. اقتصاددانان می‌توانند ادبیات تصمیم‌گیری تحت شرایط ابهام و کنترل مقاوم را وارد حوزه سیاست‌گزاری احیای تالاب‌ها کنند.

۵) تامین مالی: متناسب با موقعیت تالاب تنوع روش‌ها و مکانیسم‌های تامین مالی احیاء و تامین فیزیکی آب باید به رسمیت شناخته شود. مذاکره و استفاده از اهرم مشوق‌های تجاری برای افزایش حقابه هامون از سمت افغانستان، کاهش حجم کشاورزی در حوضه دریاچه ارومیه، ممنوعیت ساخت و ساز در تالاب انزلی، افزایش حقابه دریاچه بختگان از جمله سیاست‌هایی است که تا کنون برداشت شده و یا مورد بحث قرار گرفته‌اند. مکانیسم‌هایی دیگر مثل تشکیل بازار آب، پرداخت‌های اکوسیستم، مالیات‌های محیط‌زیستی، سرمایه‌گذاری خصوصی برای احیاء و شراکت در منافع، مشارکت بخش عمومی-خصوصی، Crowd-Funding در سطح بین‌المللی و استفاده از بازارهای آتی و اختیارات از گزینه‌های دیگری هستند که می‌توانند توسط اقتصاددانان و متخصصان مالی مورد بحث و تدقیق قرار بگیرند.
@hamedghoddusi کانال یک لیوان چای داغ٬ نوشته‌های حامد قدوسی