در دانشگاه استیونس نیوجرسی اقتصاد درس میدهم. حوزه تخصصم اقتصاد خرد کاربردی، اقتصاد انرژی و منابع طبیعی، مدیریت ریسک و کنترل بهینه تصادفی است. به علوم انسانی هم علاقهمندم. مسایل توسعه و سیاستگذاری ایران را دنبال میکنم و گاهی چیزهایی مینویسم.
تالابها علایم حیاتی ایران زمین هستند!
تالابها علایم حیاتی ایران زمین هستند!
این نوشته نسبتا بلند است و در تجارت فردا هفته جاری منتشر شده است.
ایران از چهارگوشه در معرض پیامدهای منفی ناشی از نابودی انواع مختلف تالابها و دریاچههاست: در شمال غرب دریاچه آب شور ارومیه، در جنوب غرب هورهای آبشیرین خوزستان و نیز هورهای کشور همسایه عراق، در جنوب شرق دریاچه آب شیرین هامون و در شمال مرداب انزلی. به اینها باید داستان نابودی تالابهای درون سرزمینی مثل دریاچه بختگان (استان فارس) و تالاب گاوخونی (استان اصفهان) را هم افزود. در یک تجمیع کلان، گزارشهای متعددی از نابودی حدود ۶۰ درصد از سطح تالابهای کشور در یک بازه زمانی نسبتا کوتاه (کمتر از دو دهه) خبر میدهند.
البته باید تاکید کرد که کاهش سطح تالابها و به خطر افتادن آنها محدود به ایران نیست و بسیاری از کشورها (حتی کشورهای پرآب اروپایی) هم با مساله مشابهی مواجه بوده و هستند. در واقع کنوانسیون رامسر (۱۹۷۵) با هدف محافظت از حدود ۱۲۰۰ تالاب موجود در سطح دنیا - که ۲۶ مورد آن در ایران است - شکل گرفت و تعداد تالابهای تحت پوشش آن اکنون به حدود ۲۲۰۰ رسیده است.
مختصصان منابع طبیعی، اقلیمشناسی و زیستشناسی مکانیسمهای طبیعی و فیزیکی که باعث ضربه زدن به تالابهای کشور شده است را مفصلا بحث کردهاند و خواهند کرد. متخصصان علوم اجتماعی (خصوصا جامعهشناسان، مردمشناسان و جغرافیدانان) هم به سهم خود به موضوع ورود کردهاند، ولی نقش اقتصاددانان ایرانی در گفتمان حول موضوع بحران محیطزیست کشور به طور کل و بحث تالابها به طور خاص هنوز نسبتا کمرنگ است. در این نوشته کوتاه سعی میکنیم ابعادی از موضوع که شاید بیشتر مورد توجه اقتصاددانان است را برجسته کنیم.
تالابها (Wetlands) چه نقشی در اقتصاد و اکوسیستم محلی، منطقهای و جهانی دارند؟ پاسخ این سوال متناسب با موقعیت جغرافیایی و نوع تالاب متفاوت است. ولی از جمله مهمترین کارکردهای تالابها میتوان به ذخیرهسازی آب برای فصول کمآب، هدایت آب به سمت منابع زیرزمینی، جلوگیری از آلودگی محیطی (مثل گرد و غبار و طوفان نمک و شن)، تعدیل دمای منطقه، جذب کربن از طریق ایجاد پوشش گیاهی، کاهش خطر سیل، فراهم کردن زیستگاه برای گونههای مختلف (از جمله گونههای کمیاب و در معرض خطر و پرندگان مهاجر)، تصفیه آبهای سطحی و تعدیل محتوای شیمیایی و میکروبی آنها، تولید غذا (ماهی) و محصولات سازهای (مثل نی) و نهایتا فعالیتهای مستقیم اقتصادی مثل توریسم اشاره کرد. حوزه اثر برخی از این کارکردها (مثلا جلوگیری از ریزگردها) به جامعه محلی اطراف تالاب محدود نشده و ساکنان مناطقی با فاصله زیاد از تالاب را هم در بر میگیرد.
علاوه بر این کارکردهای عمومی، در مقایسه با کشورهایی با اب و هوای معتدل و پوشش سبز ارزش ویژه تالابها در کشور کمآب و نسبتا گرم و خشکی مثل ایران دو چندان است. در مناطق نیمهخشک و خشک بیابانی و کوهستانی ایران تالابها همچون نگینهای کمیاب و گرانقیمتی هستند که یکنواختی جغرافیای خشک را به هم زده و فرصت معاش و زندگی به جامعه اطراف آن و امکان لذت بردن از طبیعت به ساکنان مناطق دیگر را هدیه میدهند. از معروفترین مثالها برای این موضوع دریاچه هامون سیستان است که برای هزاران سال منبع حیات در دشت سیستان بوده و در سالهای اخیر از بین رفته است.
به رغم کارکردهای مهمشان، تالابها جزو حلقههای ضعیف و تعادلهای ناپایدار اکوسیستم به شمار میآیند و مکانیسم خودتنظیمی قوی ندارند. به زبان اقتصاددانها، در زنجیره اولویتها تالاب دریافت کننده پسماند (Residual) ظرفیت آبی حوضه آبریز است و پس از اینکه بخشهای (مثل کشاورزی) سهم خود را دریافت کردهاند آب به تالاب میرسد. در نتیجه هر نوع شوکی که به جریان آبی منطقه وارد شود - چه در اثرات عوامل طبیعی و چه در اثر مداخله بشری - اثر خود را پیش و بیش از بخشهای مختلف بر روی تالاب نشان میدهد. به همین دلیل هم هر نوع مداخله نادرست بشری ممکن است محتوای آب تالاب را در مسیر نابودی موقت یا دائمی و حیات انسانی و طبیعی اطراف آن را در مسیر نابودی دائمی قرار دهد.
به دلیل ناپایداری و شکنندگی اکوسیستم تالاب، زندگی جانداران حوضه آنها به دلایل مختلف و متعدد در معرض خطر یا نابودی قرار میگیرد که شوربختانه شکلها و مثالهای مختلفی از آن را در کشور خودمان مشاهده میکنیم. صرفا به عنوان چند مثال برای تقریب ذهن میتوانیم به تغییرات اقلیم و بارش (دریاچه ارومیه، تالاب پریشان)، احداث سدها و قطع مسیر رودخانهها (دریاچه هامون، بختگان و باتلاق گاو خونی)، استخراج بیش از حد از سفرههای زیرزمینی (دریاچه ارومیه)، فعالیتهای ساختمانی و عمرانی (تالاب شادگان)، جنگ و فعالیتهای نفتی (هور العظیم) و تخلیه فاضلابهای صنعتی (مرداب انزلی) اشاره کرد.
@hamedghoddusi کانال یک لیوان چای داغ٬ نوشتههای حامد قدوسی