در دانشگاه استیونس نیوجرسی اقتصاد درس میدهم. حوزه تخصصم اقتصاد خرد کاربردی، اقتصاد انرژی و منابع طبیعی، مدیریت ریسک و کنترل بهینه تصادفی است. به علوم انسانی هم علاقهمندم. مسایل توسعه و سیاستگذاری ایران را دنبال میکنم و گاهی چیزهایی مینویسم.
اندازه مقیاس سرمایهگذاری روی انرژی خورشیدی در ایران
اندازه مقیاس سرمایهگذاری روی انرژی خورشیدی در ایران
در گروه تلگرامی ارزشمند «انرژی، کربن و آب» بحثی در مورد پروژههای بلندپروازانه خورشیدی در کشورهای جنوب خلیجفارس شد که تشویقم کرد با همفکری دوستان یک سری محاسبات سرانگشتی برای «هزینه سرمایهای» تحول نظام انرژی کشور به انرژی خورشیدی انجام بدهم. طبق معمول این محاسبات سرانگشتی است و هدف از آن دادن تصویری از اندازه مقیاس سرمایهگذاری مورد نیاز برای این گذر است. این مطلب را از این جهت مینویسیم که ایده حرکت به سمت انرژی خورشیدی در بحثهای سیاستی زیاد تکرار میشود بدون اینکه به جنبه مهم «نیاز سرمایهای» این فناوریها توجه شود. به طور کلی فناوریهای انرژی از حیث نسبت سرمایه اولیه و هزینه عملیاتی به دو دسته تقسیم میشوند: فناوریهای برق فسیلی (گاز، ذغال، ...) معمولا هزینه سرمایهای اولیه کوچکتر ولی هزینه عملیاتی (سوخت، تعمیرنگهداری) بالاتری دارند. در مقابل فناوریهای نو (هستهای، باد، خورشید، برقابی) معمولا در ابتدا خیلی بیشتر سرمایهبر هستند ولی در عوض هزینه عملیاتی پایینی دارند چون نیاز به خرید مداوم سوخت ندارند. از این حیث اقتصاد مالی این دو نوع سرمایهگذاری - از زاویه اندازه سرمایه و میزان ریسکی بودن - با هم تفاوت دارد.
حال ببینیم قصه برای ایران در صورتی که بخواهد کل ظرفیت تولید انرژی فعلی (اعم از برق و نفت و گاز فعلی) را به سمت خورشیدی ببرد چه طور خواهد شد. ابتدا یک سری فروض مبنایی را روشن کنیم:
۱) هر بشکه نفت خام حدود ۱.۷ مگاوات ساعت انرژی دارد. کشور ما معادل حدود ۱.۲ میلیون بشکه نفت در روز در بخش مایعات (بنزین و گازوییل) و معادل حدود ۴ میلیون بشکه نفت در بخش گاز مصرف میکند که روی هم معادل حدود «۸ میلیون مگاوات ساعت» انرژی در روز یا ۳۳۰ هزار مگاوات در ساعت است.
۲) فرض کنید بخواهیم این میزان انرژی را از نیروگاه خورشیدی تامین کنیم. اینجا باید به یک نکته دقت کنیم و آن اینکه ضریب استفاده از نیروگاه خورشیدی در جایی مثل کشور ما احتمالا زیر ۲۰٪ است (چون شبها و روزهای ابری و غباری نمیتوان برق تولید کرد). در نتیجه در ساعت پیک باید ۵ برابر ظرفیت معادل بشکه نفت، یا حدود ۱.۶ میلیون مگاوات ظرفیت برق خورشیدی ایجاد شود. دقت کنید که ظرفیت برق کشور الان حدود ۷۰ هزار مگاوات است. یعنی در این تحول، ظرفیت تولید برق از منابع انرژی خورشیدی باید حدودا ۲۳ برابر کل تولید برق فعلی شود (البته بخشی از این عدد بزرگ به خاطر ضریب ۵ خورشیدی است)
۳) هزینه سرمایهگذاری هر مگاوات ظرفیت برق خورشیدی حدود ۱ میلیون دلار است که ممکن است در آینده پایینتر هم بیاید. بنابراین برای تحول نظام انرژی کشور به انرژی نو و ساخت ۱.۶ میلیون مگاوات ظرفیت ما به چیزی حدود « ۱۶۰۰ میلیارد دلار» سرمایهگذاری نیاز داریم. کل صادرات نفت ما حدود ۴۰ میلیارد دلار در سال و کل سرمایهگذاری (در همه بخشها) در اقتصاد ایران زیر ۱۰۰ میلیارد دلار در سال است.
جمعبندی: مثل همیشه این محاسبات به صورت سرانگشتی و تقریبی انجام شد تا حدودی از اندازه مساله به خواننده بدهد. محاسبات دقیقتر ممکن است این اعداد را کمی جا به جا کند. در واقعیت کشوری مثل ایران نمیتواند همه برقش را از خورشیدی تامین کند و باید بار ذخیره زیادی در حوزه فسیلی و بادی داشته باشد تا در زمان تاریکی به آن منابع تکیه کند. این محاسبه را باید تخمینی از حالت حدی و آرمانی طرفداران حرکت به انرژیهای نو دید که در آن فناوری بزرگمقیاس ذخیرهسازی انرژی اقتصادی شده است. امیدوارم این محاسبات سرانگشتی به ما نشان بدهد که حرکت به سمت انرژیهای نو «مفت و مجانی» - آن طور که برخی تصور میکنند - نیست و نیاز به سرمایهگذاری بسیار عظیمی دارد.
* امیدوارم جایی اشتباه نکرده باشم چون باید چندین واحد مختلف انرژی و مالی را به هم تبدیل میکردم. اگر اشتباهی بود لطفا دوستان تذکر دهند.
تماس با نویسنده @hamed_ghoddusi
@hamedghoddusi