در دانشگاه استیونس نیوجرسی اقتصاد درس میدهم. حوزه تخصصم اقتصاد خرد کاربردی، اقتصاد انرژی و منابع طبیعی، مدیریت ریسک و کنترل بهینه تصادفی است. به علوم انسانی هم علاقهمندم. مسایل توسعه و سیاستگذاری ایران را دنبال میکنم و گاهی چیزهایی مینویسم.
چرا پالایش نفت سود خاصی ندارد؟
چرا پالایش نفت سود خاصی ندارد؟
بعد از انتشار مطلب قبلی٬ بحثهایی در برخی گروههای تلگرامی داشتیم که از نظرات دوستان استفاده کردم. در این جا برخی موارد تکمیلی در مورد موضوع را اضافه میکنم.
۱) به لحاظ تاریخی٬ استخراج و پالایش منابع نفتی کشورها عموما توسط شرکتهای بینالمللی و خارجی شروع شد. این شرکتها مبلغ چندانی برای بهره مالکانه به کشور میزبان نمیپرداختند و سودهای بالایی کسب کردند. شاید یک ریشه موضوع خلط سود ناشی از خرید ارزان نفت و صرف عملیات پالایش در گذشته است. در طول زمان و خصوصا با ظهور اوپک، کشورهای نفتخیز سهم خود از رانت منابع پایانپذیر را طلب کردند و تعادل تقسیم مازاد (Surplus) در این فرآیند کمکم به سمتی رفت که عمده رانت موجود در زنجیره به صاحبان نفت میرسد و بخش پالایش تبدیل به یک صنعت استاندارد٬ با سود اقتصادی صفر و به اصطلاح کومودیتی شد.
۲) صنعت کومودیتی به صنعتی اطلاق میکنیم که ورود به آن در انحصار کشور یا بنگاه خاصی نیست و فرآیندش کمابیش استاندارد شده است. بسیاری از صنایع دنیا (مثلا تولید برق) از منطق کومودیتی پیروی میکنند. صنعت پالایش نفت هم به این سمت رفته است٬ کشورهای متعددی صاحب پالایشگاه هستند، رقابت زیادی بین پالایشگاهها وجود دارد و صنعت با مازاد ظرفیت مواجه است. طبق اصول اقتصاد خرد و اقتصاد مدیریت میدانیم که در چنین صنعتی رانت خاصی وجود ندارد.
۳) اقتصاد پالایش نفت و گاز با هم تفاوت اساسی دارد. نفت خام را میتوان با هزینه اندکی در سراسر دنیا جا به جا کرد. در نتیجه نیازی نیست که پالایش نفت در نزدیک محل تولید صورت بگیرد. از این حیث کشورهای زیادی صاحب پالایشگاه هستند، بدون اینکه هیچ ذخیره نفتی داشته باشند. این قاعده برای گاز صادق نیست. گاز به سادگی قابل جا به جا نیست و جابهجایی آن هزینهبر است. در حالی که خروجی پتروشیمی گازی خیلی سادهتر جا به جا میشود. در نتیجه منطق اقتصادی حکم میکند که پتروشیمی گازی نزدیک به محل تولید گاز ایجاد شود. این الزام یک موقعیت انحصاری برای صاحبان گاز ایجاد کرده و باعث میشود که پتروشیمی گازی دارای مازاد مثبت (رانت) باشد. هر چند که با رقابت موجود در صنعت پتروشیمی گازی دنیا این مازاد رو به کاهش است.
۴) اکثریت مطلق نفت خام تولید شده در دنیا صرف بخش حمل و نقل میشود. نزدیک ۵۰ درصد نفت خام به بنزین و دیزل و نزدیک ۳۰ درصد دیگر صرف تولید نفت سفید و سوخت کشتی و هواپیما و امثال آن میشود. مقداری از خروجی پالایشگاهها هم محصولات کمارزشتری مثل نفت کوره و قیر است. هر چند که نفتای خروجی پالایشگاه میتواند در پتروشیمی استفاده شود ولی سهم آن از تولید جهانی محصولات پالایشی کوچک است. در نتیجه عمده محصولات با ارزش مثل انواع پلاستیکها و کودهای شیمیایی عمدتا از پتروشیمیهای گازمحور تولید میشوند.
۵) جمعبندی این بحث این نیست که صنعت پالایشگاه به خودی خود سودده نیست. گرچه صنعت پالایش نفت هم میتواند مقداری سود تولید کند ولی مازاد خالص این صنعت (در حدود چند دلار به ازای بشکه) در مقابل مازاد ۴۰-۵۰ دلاری یا حتی بیشتر (در قیمتهای بالاتر نفت) تولید نفت خام برای کشوری مثل ما عدد بسیار کوچکی است. مازاد صنعت پالایش تقریبا حول و حوش همان ۴-۵ دلار ثابت است٬ در حالی که قیمت نفت میتواند در فاصله ۱۵ تا ۱۵۰ دلار نوسان کند. وقتی قیمت نفت خیلی پایین است مازاد پالایش میتواند مقداری به درآمد صادراتی کشورهای نفتخیز بیفزاید. ولی وقتی قیمت بالا است٬ این مازاد در مقابل رانت تولید نفت خام بسیار کوچک است. از این حیث صنعت پالایش نفت مقداری پوشش ریسک (Hedging) برای کشورهای تولیدکننده نفت خلق میکند ولی اندازه آن کوچک است.
@hamedghoddusi کانال یک لیوان چای داغ٬ نوشتههای حامد قدوسی